روانشناسی زنان

شناسنامه کتاب

نویسندگان:

سیامک خدارحیمی – بلقیس بیت مشعر – سیدغلامعلی جعفری – پریوش نورانی – مسعود ناظم شیرازی

فصل اول: مروری بر کلیات و مبانی روانشناسی زنان

فصل دوم: مبانی رشدی روانشناسی زنان

فصل سوم: مبانی روانشناختی زنان

فصل چهارم: تغییرات شخصیتی دردختران جوان

 

 

 

ارائه دهندگان:

 معصومه بابایی

 معصومه میری

 

 زیر نظر استاد گرامی:

 جناب آقای دکتر یاراحمدی

 دانشگاه غیرانتفاعی فردوسی طوسی

 

 

 

فصل اول

همانگونه که از عنوان این فصل پیداست هدف آن پرداختن به مروری کلی بر روانشناسی زنان وجنبه های با اهمیت آن است. اما اولین پرسشهایی که ممکن است به ذهن خطور کند از این نوع است: آیا روانشناسی زنان و مردان متفاوت است؟ آیا تفاوتهای شخصیتی، استعدادها یا آسیب شناسی روانی زنان ومردان متفاوت است؟ آیا سبک زندگی زنان و مردان از لحاظ روانشناسی سلامت، بهزیستی و بهداشت جسمانی و روانی متفاوت است؟

اعتقاد کلی بر این است که زنان افرادی غیرفعال، احساساتی، بی علاقه به امور عقلانی و ذاتا دارای رفتار مادرانه هستند. ویژگیهایی مانند مهرورزی، لطافت، مهارت در هنرهای ظریف، هیجانی بودن، توانایی اندک برای حفظ اسرار، ناشکیبایی در بحران، فرصت طلبی، بلاغت کلام، شیوایی گفتار، مهارت در اظهارنظر و ابراز خویشتن کم و بیش به زنان نسبت داده شده اند. در مقابل این دسته از صفات، براساس مطالعات علمی و فرهنگ عامیانه ویژگی های خاصی نیز به مردان نسبت داده شده است مانند عینی گرا، واقع گرا، پرخاشگر، فعال، خشن، ثبات هیجانی، پشتکار، صبوری. تردیدی نیست که فرهنگ، مذهب، تمدن، آداب و سنن قومی ، ملی و نژادی هر کدام به نوعی بر تکوین وپیدایش این تفاوت ها موثر بوده اند. شاهد این ادعا دگرگونی نقش های زنان در طی اعصار یا تمدنهای مختلف در ملل گوناگون جهان یا یک ملت خاص است. شاید زمانی ورزش کردن برای بانوان در بسیاری از تمدن ها از نظر اجتماعی مقبول نبود، اما امروزه در بسیاری از همان جوامع بخشی از مبارزات ورزشی به زنان اختصاص دارد. شاید در دورانی انتخاب رشته های تحصیلی دانشگاهی مانند رشته های مهندسی، حقوق خاص مردان قلمداد می شد. این موارد همگی بیانگر آن است که عقاید مربوط به نقش های جنسیتی در طی زمان دگرگون می شوند. وممکن است رفتار یک زن را در سراسر زندگی تحت تاثیر قرار دهند.

زنان و مردان درچهار حیطه « توانایی کلامی »  « توانایی ریاضی » « توانایی دیداری » « توانایی پرخاشگری » متفاوت هستند.

به اعتقاد پارسونز ( جامعه شناس آمریکایی ) خانواده مانند تمام گروه ها دو وظیفه دارد که یکی فراهم ساختن لوازم مورد نیاز و دیگری پرداختن به نیازهای عاطفی و اجتماعی اعضای آن است. به اعتقاد او این دو وظیفه مهم ترین کنش های خانواده هستند. وظیفه سنتی درآمد خانواده به عهده پدر و یکپارچگی اجتماعی-عاطفی آن به عهده مادر است. مادر نقش مهربان، مراقبت گری و صداقت را داشته و نیازهای خودش را فدای نیازهای گروه می کند. و پدر تسلط طلب، قانع و بر محیط خانواده کنترل بیشتری دارد. این پدیده باعث می شود تا پدر نسبت به جهان جهت گیری مردانه و مادر جهت گیری زنانه پیدا کند.

 

هویت جنسی :

هویت جنسی هر فرد جنسیتی است که شخص از طریق آن با خودش به عنوان یک مرد یا زن پیوند عاطفی و شناختی می یابد. ممکن است شخص هویت جنسی متضادی با جنسیت زیست شناختی خودش داشته باشد که در این صورت « دگر جنس خواهی » نامیده می شود. مشاهدات نشان می دهد برخی از والدین که در ابتدا سعی دارند رفتارشان با پسر و دخترشان مشابه و یکسان باشد پس از مدتی در می یابند که رفتارشان نسبت به پسر و دخترشان تغییر کرده است و اغلب در کارهای دقیق تر و ظریفتر مانند در آغوش گرفتن و لحن صحبت کردن بین دختر و پسر تفاوت قایل می شوند به همین دلیل به نظر برخی از صاحبنظران شگفت انگیز نیست که کودکان مذکر رفتار پسرانه و کودکان مونث رفتار دخترانه داشته باشند. مطالعات انجام شده درکانادا نشان داده که توافق گسترده ای در مورد خصوصیات قابل کاربرد برای جنسیت زنانه و مردانه وجود دارد. زنان معتقدند که در مقایسه با مردان، نجیب تر، مهربانتر و گرم تر هستند. مردان معتقدند که توانایی بیشتری برای رهبری دارند و از زنان قاطع تر، مسلط تر و قوی تر هستند. دراین مطالعات زنان باهوش دارای مهارت های اجتماعی بالا و مردان باهوش دارای مهارت های شناختی بالا توصیف شده اند. در علوم باطنی اعتقاد بر این است که یک مرد کامل دارای بسیاری از خصوصیات زنانگی است و یک زمان کامل نیز از بسیاری از ویژگیهای مردان برخوردار است. چون کمال انسان وقتی است که هر دوی اینها در تعادل کامل باشند و بهم خوردن کفه به نفع یک جنس تکامل انسان را به تعویق می اندازد. به همین دلیل است که مردان زن نما و زنان مرد نما در جوامع مختلف زیاد به چشم می خورند. چون این وضعیت نمونه بهم خوردن تعادل دو جنسیت در درون یک انسان است. بطوری که در مردان زن نما ویژگی های زنانه و در درون زن مردنما ویژگی های مردانه زیاد شده اند.

 

جامعه و نقش جنسیت درروانشناسی زنان:

هر فرهنگی ترکیب اجتماعی خاص خودش را دارد. بدین معنا که افراد به مقامات مختلفی برمی گزیند و از آنان انتظار دارد که هر کدام یک نوع کار را انجام دهند. هر جامعه از مردان و زنان انتظارات خاصی دارد. برای نمونه تقریبا در تمام جوامع انتظار می رود که مردان در موقع خطر به سربازی بروند. بنابراین انتظارات جامعه از مردان و زنان بدون تردید بر پدیدآیی هویت آنان به عنوان زن یا مرد موثر است. بسیاری معتقدند که تنها دلیل بسیاری تفاوت های رفتاری زنان و مردان همین انتظارات جامعه است. برای نمونه تقریبا جوامع پیشرفته و رو به رشد کلیشه های جنسیتی زیر را از مردان و زنان انتظار دارد:

1- در کودکی دختران ترجیح می دهند که با عروسک بازی کنند اما پسران به دوچرخه، ورزش و بازی های فعال علاقه مند هستند.

2- دختران تمیز و مرتب اما پسران شلخته و بی نظم هستند.

3- پسران گریه نمی کنند و آزادانه عاطفه شان را ابراز نمی کنند اما دختران شدیدا عاطفی هستند.

4- دختران از کارهای خانه لذت می برند اما پسران رقابت جو و ماجراجوهستند.

5- دختران نیازمند توجه و تشویق فراوان هستند اما پسران خودانگیخته هستند.

6- پسران جاه طلب دختران به دنبال اهداف سخت و سنگین نیستند.

7- دختران در کنارآمدن و سازش با بزرگسالان لایق تر و سیاستمدارتر از پسران هستند.

8- دختران مهارت کلامی بهتری دارند اما پسران در ریاضیات عملکرد بهتری دارند.

9- دوستی های پسران از دوستی های دختران قابل اطمینان تر است.

بسیاری معتقدند که اکثر تفاوت های بین دوجنس اگر نه همه آنها به خاطر انتظارات فرهنگ از مردان و زنان است. پس به سبب انتظارات جامعه، والدین به پسران و دختران با دیدگاهی متفاوت می نگرند و از اوان کودکی به هر جنس بطور متناوب عکس العمل نشان می دهند. در همین راستا جامعه انتظار دارد که ازدواج، خانه داری و پرورش کودک اهداف اصلی زن باشد. با اینکه دختران آموخته اند که ارزش های خودشان را حفظ کنند اما طوری تربیت یافته اند که وابسته باشند. جامعه از مردان انتظار دارد که برای خود مختاری و استقلال بکوشند. ازطرف دیگر تقریبا اغلب جوامع از زنان انتظار زندگانی تحت حمایت یا حمایت شده را دارند. چون پسران آموخته اند که بدون هراس با مشکلات مواجه شوند. بطوری که علت پیدایش نهضت های حقوق زنان نیز برای رهایی فرهنگ ها از کلیشه ها یا تصورات وابسته به مفهوم « زنانگی » بوده است. به همین دلیل رهبران این جنبشها بیشتر برای تساوی نقش جنسیت ها کوشش کرده اند. چون به نظر آنان در اغلب جوامع بشری روابط بین زنان و مردان مملو از نابرابری و استثمار زنان است. به نظر رهبران نهضت های زنان، عدم تساوی زنان و مردان ناشی از اعتقادات و ارزش های فرهنگی است. به اعتقاد برخی از نظریه پردازان زنان توسط مردان استثمار شده اند. حتی در نوع انتخاب شغل و تمامی شئون زندگی اقتدار مردان به چشم می خورد و زنان مظلوم واقع شده اند.

 

جنسیت و روانشناسی سلامت:

جنسیت به روش های مختلفی بر سلامت انسان تاثیر می گذارد. جنسیت بر میزان مشورت ما با پزشکان، انجام رفتارهای مخاطره آمیز یا ناسالم، مبادرت به رفتارهای سلامت زا و حتی چگونگی زیستن و مردن ها نیز تاثیر می گذارد. تفاوت های مردان و زنان از لحاظ وضعیت سلامتی را می توان در دو بعد بیماری های حاد و مزمن مورد بررسی قرار داد. مشخص شده است که در تمام بیماری های حاد شامل بیماری های عفونی، تنفسی و صدمات فیزیکی آسیب پذیری زنان بیشتر بوده است به اسثثناء صدمات فیزیکی که نرخ بروز آن در مردان بیش از زنان بوده است. در تمام بیماری های مزمن جسمی، کوررنگی، اختلالات اندام های فوقانی، نقرس، آسیب دیدگی شنوایی ، تپش قلب، سردرد میگرنی، کم خونی، گواتر نسبت مردان به زنان کمتر بوده است. روی هم رفته این اطلاعات نشان می دهند که مردان نشانه های آسیب شناختی جسمانی، اختلالات و بیماریهای کمتری در مقایسه با زنان نشان می دهند. افزون بر این زنان و مردان از لحاظ خدمات پزشکی مانند مشاوره یا متخصصین و بستری شدن متفاوت هستند. بر اساس شواهد موجود مردان در مقایسه با زنان به صورت سالانه تماس کمتری برای مشاوره یا درمان با پزشک داشته اند. مردان گروه سنی ۴۴-١٨ ساله در سال ٣بار مراجعه به پزشک داشته اند. در حالی که این رقم برای زنان ۶ بار بوده است. اما در گروه سنی ۶۴-۴۵ ساله میزان مراجعه مردان به پزشکان کمتر از زنان بوده است. اما در گروه سنی ۶۵ ساله میزان مراجعه زنان ومردان به پزشک تقریبا مشابه بوده است. البته در دختران و پسران کمتر از ١٨ سال نیز میزان مراجعه به پزشک تفاوت چندانی ندارد. مردان از لحاظ مرگ و میر و طول عمر موقعیت بدتری از زنان دارند. در کشورهای روسیه، دانمارک، ژاپن، چین، ایالات متحده طول عمر زنان بیش از مردان بوده است. مردان در مقایسه با زنان در شاخصهای مرتبط با بیماری و وضعیت بهداشتی جایگاه بهتری دارند. مردان وضعیت بهداشتی خودشان را مثبت تر ارزیابی می کنند. کمتر به پزشک مراجعه می کنند. کمتر بستری می شوند، اختلالات و بیماری ها و نشانه های کمتری را در مقایسه با زنان نشان می دهند. از طرفی نیز مشخص شده است که مردان زودتر از زنان می میرند و این موضوع نشان دهنده سلامت ضعیف تر آنان است.

 

تبیین تفاوت های جنسیتی از لحاظ طول عمر و مرگ و میر:

میزان مرگ و میر پسران بیش از دختران است. به نظر می رسد که مرگ و میر بیشتر اطفال مذکر شباهت بسیار اندکی به میزان مرگ و میر مردان بزرگسال دارد. اما در هرحال آسیب پذیری بیشتر مردان نسبت به بیماری های عفونی به ویژه در مردان بالای ۴٠ سال و پسران زیر یکسال مورد تایید قرار دارد. مردان در مقایسه با زنان زیر ۵سال و پس از ۶۵ سال بیشتر به بیماری های عفونی مبتلا می شوند. این عامل ایمنی شناسی ممکن است در مقاومت کمتر مردان نسبت به بیماری های عفونی موثر باشد. تفاوت های جنسیتی مبتنی بر ژنتیک، تا حدود زیادی در مورد آسیب پذیری نسبت به بیماری های عفونی و مرگ و میر کودکان مصداق دارد. مشخص شده است که زنان و مردان از لحاظ عوامل رفتاری متفاوت هستند و این تفاوت بر سلامت و بیماری آنان تاثیر می گذارد. بطور کلی مردان در مقایسه با زنان به رفتارهای منفی مرتبط با بهداشت

گرایش بیشتری دارند. برای نمونه مردان بیش از زنان به استفاده از داروهایی مانند کوکائین، هروئین و مصرف الکل مبادرت می ورزند. همچنین مردان بیش از زنان سیگار می کشند و از لحاظ سنتی بیش از زنان به این مواد رو می آورند. مردان در مقایسه با زنان کمتر به رفتارهای مثبت مرتبط با سلامت مانند خوردن صبحانه و مصرف ویتامین مبادرت می ورزند. زنان در مقایسه با مردان سبک زندگی سالم تری دارند. مردان کمتر از زنان می خوابند و گاهی خواب آنها روزانه کمتر از۶ساعت است و برخی از آنها هرگز صبحانه نمی خورند. مردان در انتخاب غذا انعطاف پذیری کمتری دارند و از نقش عوامل غذایی در بهداشت و بیماری آگاهی کمتری دارند. روش های ضعف تغذیه در ۴٠ درصد کل سرطان های مردان تاثیر دارد. مردان بیش از زنان از لحاظ فیزیکی فعال هستند. همین طور وقت بیشتری را در فعالیت های اوقات فراغت می گذارند. بررسی تفاوت های جنسیتی مربوط به عوامل رفتاری نشان می دهد که مردانگی با زیاده روی های بسیاری همراه است و این زیاده روی ها بطور ضمنی در پیدایش بیماری موثر هستند. روانشناسی زنان، مجموعه ای از نگرش ها، اعتقادات، رفتارها و نمودهای هیجانی-عاطفی آنان است. اما بدون تردید انسان ها از دو مجموعه روان و جسم تشکیل شده اند و این مجموعه به نوبه خود تحت تاثیر شرایط محیطی و فشارهای روانی آن قرار می گیرد. تفاوت های روان شناختی زنان و مردان کمی به نظر می رسد تا کیفی وبخش اعظم این تفاوت ها ناشی از مفهوم « هویت جنسی » به صورت عام آن است. چون در قالب نقش های رفتاری-عاطفی وابسته به جنسیت از طرف جامعه به زنان و مردان تحمیل می شود. تفاوت های  روان شناختی زنان و مردان را می توان در چهار زمینه کلی تقسیم بندی کرد که این زمینه ها عبارتند از: استعدادهای کلامی – فضایی – ریاضی و پرخاشگری. این پژوهش ها نشان داده اند که زنان دراستعداد کلامی و مردان در استعدادهای فضایی و ریاضی برتری دارند. از نقطه نظر هیجانی – عاطفی و نمودهای این شاخص، پژوهش نشادن داده است که مردان در مقایسه با زنان پرخاشگرتر هستند. با این وجود، تفاوت های زنان و مردان در زمینه پرخاشگری از سایر تفاوت ها آشکارتر است. این تفاوت نه تنها در سال های اولیه زندگی در حدود ٢ سالگی بلکه در مراحل رشد و در تمام فرهنگ ها مشاهده شده است. این قبیل مطالعات نشان داده اند انواع پرخاشگری اعم از خصمانه در مردان بیشتر است.

 

فصل دوم

مبانی رشدی روانشناسی زنان

رشد پیوند عاطفی یا دلبستگی:

مبنای رشد انسان و تشکیل روابط اجتماعی او بر اساس رفتار اختصاصی باروری جنسی است که اساس تکوین مغز و هوش انسان را پدید می آورد. اما اولین نشانه های رفتار اجتماعی و تشکیل شخصیت پیدایش دلبستگی و پیوند عاطفی است. دلبستگی نوعی پیوند عاطفی است که در آن یک شخص با شخص دیگر پیوند می یابد و آن دو در یک فضا و در طول زمان با یکدیگر ارتباط برقرار می سازند. پیوند عاطفی ممکن است  با یک شخص یا چندین نفر باشد. اما در هر حال در تحکیم پیوندهای عاطفی چندگانه نقش بنیادی دارد. پیوند عاطفی بصورت انتخابی است و حتی در غیاب شخص طرف پیوند نیز حفظ می شود. رفتار دلبستگی نیز نوعی مجاورت یا برقراری تماس اختصاصی با چهره یا چهره های خاص است و رفتار دلبستگی شامل علایم ( گریستن، لبخند زدن، گفتن ) جنبش و حرکت ( نگریستن، دنبال کردن، نزدیک شدن ) و تماس ( چسبیدن، دربرگرفتن، گرم گرفتن ) است.علایم رفتار دلبستگی معمولا در حول و حوش ٨ یا ۹ ماهگی شکل می گیرند. این علایم اغلب به صورت مکیدن، چسبیدن، دنبال کردن، گریستن و لبخند زدن هستند. رفتار دلبستگی در قوی ترین شکل خود در کودکان نوپایی ایجاد می شود که زمینه ای ایمن و آرام برای رشد آنان فراهم شده است. عمل لبخند زدن در طفولیت ممکن است یکی از جنبه های « مکانیزم های تخلیه ذاتی » باشد. مکانیزم های تخلیه ذاتی به معنای پاسخ کننده اختصاصی از سوی مادر است. اطفال تقریبا در حدود ۶ تا ٧ هفتگی چهره مادرشان را می شناسند و بر او لبخند می زنند. این عمل باعث می شود که کودک مادر را به منزله شخصی در ذهن خود حک کند که قابل بازگشت است. چهره مادر بوسیله طفل به شکلی ایجاد می شود که از لحاظ عاطفی ارتباط او را با مادر تحکیم می بخشد. هرگاه که این ارتباط تحکیم یابد، مادر احساس می کند که بوسیله کودکش شناخته می شود. بنابراین می توان گفت که مبنای پیدایش دلبستگی، رفتار دو جانبه والدین است و می توان آن را رفتار « مراقبت گری » نامید.

 

دست کم ١۴ رفتار دلبستگی در فرآیند رشدی توصیف شده است که عبارتند از:

١- نگریستن: در این رفتار طفل هرگاه که توسط شخص دیگری غیر از مادرنگهداری می شود گریه میکند و هرگاه که توسط خود مادر نگهداری شود گریستن را متوقف می کند.

٢- لبخند زدن: طفل در کنش متقابل با مادر خیلی راحت و به کرات لبخند می زند. اما در کنش با اشخاص دیگر چنین حالتی ندارد.

٣- جهت گیری دیداری-حرکتی: طفل هنگامی که جدا ازمادر است اما می تواند او را ببیند، چشم هایش را کم و بیش بصورت پیوسته درجهت مادر می دوزد.

۴- پاسخ های استقبالی: طفل در هنگام بازگشت مادر پس از فقدان، لبخند می زند و دلبستگی عمومی را نشان می دهد.

۵- بلند کردن بازوها برای استقبال کردن از مادر.

۶- بهم زدن دست ها یا کف زدن برای استقبال از مادر.

٧- گریه کردن در هنگام رفتن مادر.

٨- ور رفتن با مادر: کودک به مادرمی چسبد و به وارسی رو ولباس هایش می پردازد.

٩- دنبال کردن مادر: طفل به محض پیدا کردن توانایی خزیدن می کوشد که در هنگام ترک کردن اتاق توسط مادر او را دنبال کند.

١٠- قایم کردن صورت در دامن مادر.

١١- چسبیدن: طقل به هنگام ناراحتی به شدت به مادر می چسبد.

١٢- بوسیدن: طفل بوسه مادر را پاسخ می دهد.

١٣- کشف مادربه عنوان یک بیان ایمن و آرام: در این حالت طفل پس از فاصله گرفتن کوتاه از مادر مجددا گاه گاهی به سوی او برمیگردد تا ازبودن او اطمینان حاصل کند.

١۴- پناه بردن به سوی مادر به عنوان پایگاهی ایمن.

این رفتارهای دلبستگی ممکن است در بین اطفال مختلف از لحاظ  شدت متفاوت باشند. اما در وضعیت های آُسیب گونه مانند درخودماندگی کودکانه ممکن است این حالت ها وجود نداشته باشند یا این که بصورت انحرافی باشند. به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، دوره ایجاد دلبستگی عاطفی در گونه های مختلف اختصاصی است و گاهی نیز به جنسیت افراد هرگونه بستگی دارد. مطالعات انسانی نشان داده است که پیدایش رفتار دلبستگی در نوزاد انسان بصورت تدریجی شکل می گیرد. پیدایش رفتار دلبستگی انسان در پرتو تاثیر ویژگی های انسانی با اهمیت شکل می گیرد واساس آن بی یاوری زیستی افراطی در نوزاد انسان است. تقریبا چند روزپس از تولد نوزاد به سوی صحبت کردن، نگاه کردن و تغذیه شدن بوسیله اطرافیان مجذوب می شود. نوزاد انسان می تواند در ۴ ماهگی مادرش را ازدیگران متمایز کند. و پس از آن نسبت به او شروع به لبخند زدن بکند. تقریبا در ۶ ماهگی نوزاد انسان در هنگام ترک کردن اتاق بوسیله مادر می گرید و با لبخند زدن به استقبال او می رود. بین ۶ تا ٩ ماهگی این رفتار استحکام می یابد و پایدار می شود. پس از۶ماهگی طفل می تواند نیاز به توجه را از طریق مادر جستجو کند نه از طریق دیگران.

 

عشق های زنانه

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .

- یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد.

- زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.

-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .

- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید.

- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.

- پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.

- زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند.

- لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد.

- هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .

- هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد.

- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند.

- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.

- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند.

- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. دراینگونه مواقع زن

نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .

- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند.

-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند.

- زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد.

- هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند.

- مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند.

- این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد.

- وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.

- دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست.

- ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است.

-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد. ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .

- بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند.

- حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است.

- یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از

اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

- امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .

- یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.

- یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.

/ 0 نظر / 7 بازدید