اصول و مبانی مدیریت جهادی


مقدمه:
در زندگی امروز که انسان آماج مسائل متعدد و فضاهای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... است، برای غلبه بر مشکلات و مسائل مربوط به آن حوزه نیاز به راهکارهایی در جهت رهایی، تطبیق یا فرار از آن موقعیت دارد. در یک جمع بندی به روشهای مقابله با آسیب های احتمالیِ مواجهه با مسائل جدید یا مسائلی که همیشه به آن مبتلا هستیم مدیریت کردن آن مورد خاص اطلاق می شود که به طور خلاصه به آن مدیریت بحران گفته می شود. صرف نظر از تعاریف و مکاتب متعددی که برای مدیریت تصور و یا ارائه شده است، باید به این نکته توجه داشته باشیم که مهمترین ره آوردی که یک مدیریت خوب باید در پی داشته باشد، دستیابی به اهداف شخصی یا سازمانی و بر اساس نظام ارزشی می باشد. اگر یک مدیر این امر را به عنوان خروجی کار خود در نظر بگیرد، به راحتی می تواند منابع انسانی یا مادی را در موقع مناسب خود به طور موثر و در مسیر مناسب به کار گرفته و از تلف شدن آنها جلوگیری به عمل بیاورد.
یکی از مسائلی که تمامی تمدنهای گذشته و حال با آن در حال دست و پنجه نرم کردن هستند، مساله ی جنگ یا در اصطلاح فقهی جهاد است. جهاد گاهی در زمینه دفاعی و گاهی در زمینه تهاجم است. به جهاد دفاعی در اصطلاح نظامی پدافند و به جهاد تهاجمی یا ابتدایی در اصطلاح نظامی آفند اطلاق می شود. علیرغم اینکه واژه ی جهاد دو بُعد دارد ولی غالبا چیزی که در هنگام استفاده از واژه جهاد به ذهن می رسد همان بحث تهاجم یا آفند است.
با توجه به دقت های بسیار زیبای رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله عظمی خامنه ای مدظله العالی، بحث جنگ و نبرد از حالت آفند و تهاجم به سایر حیطه ها تسری و عمومیت پیدا کرده است. عباراتی مثل جنگ دیپلماسی، جنگ تبلیغاتی، جنگ فرهنگی، جنگ قدرت، جنگ نرم و... که همگی در کنار جنگ نظامی یا جنگ تحمیلی قرار گرفتند دلالت بر این مدعا دارند. این اصطلاحات وسعت جهاد و جنگ را در زمینه های مختلف گوشزد کرده و لزوم اهتمام مردم و مسئولین را به این حوزه ها گوشزد می کند.
در همین راستا یکی از مطالبی که توسط ایشان به جامعه اسلامی ارائه شده است، بحث مدیریت جهادی است. از مطرح شدن بحث مدیریت جهادی در کنار مساله فرهنگ و اقتصادی می توان به اهمیت معنایی این واژه ی ترکیبی پی برد. چون باید ضمن مدیریت کردن مسائل و احوالات، حرکتی جهادگونه و ظاهرا جنگی صورت بگیرد که این حرکت شاید در ظاهر با مسائل مختلف از قبیل جنبه های فرهنگی یا اقتصاد و... تنافی داشته باشد.
در ضمن این نوشتار سعی کردیم ابتدا به مبانی کلی مدیریت که مرتبط با بحث است اشاره کرده و سپس برخی تقاطع های مدیریت را با مساله جهاد، اعم از معنای آفندی و پدآفندی تبیین و ریشه یابی کنیم.
 
لزوم تبیین مبانی و اصول
تبیین پیش فرضها و مبانی هر دانشی به ویژه در مباحث مدیریتی کلان، موجب می شود تصویر دقیق و صحیحی از آن دانش ایجاد شود. علاوه بر آن تبیین مبانی در تعیین اهداف، عوامل، مراحل و شیوه ی کار یک مدیر نقش اساسی دارد، بدین رو پرداختن به مبانی دانش مدیریتی و خصوصا مدیریت جهادی امری اجتناب ناپذیر است.
واژه مبانی از ریشه بنا و به معنای پایه، بنیاد و زیرساخت است، پس هر چه موجب پیدایش ساختار شی می شود مبانی و پایه های آن به شما می رود. معادل انگلیسی واژه مبانی Fundamentals است که به همین معنای پایه، شالوده و بنیاد مورد استفاده قرار می گیرد .
مبانی و اصول در اصطلاح به سلسله معارف نظری گفته می شود که جنبه های مختلف یک موضوع، از جمله جنبه های هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی آن را در بردارند. این معارف با بینش ها، باورها و احکام ناظر به هست و نیست ها سروکار دارند و پایه ها و زیرساخت های معرفتی علوم را تشکیل می دهند.
دو واژه ای که در لازم است در این بحث به تبیین آنها پرداخت شود مدیریت و جهاد می باشد که طی دو فصل جداگانه به آنها خواهیم پرداخت.

فصل اول مدیریت:
مفهوم شناسی مدیریت
هر چند برای مدیریت مکاتب متعددی وجود دارد که اکثر آنها بخاطر شرایط زمانی، اجتماعی و... تبیین و اجرایی شده اند، ولی در این بین سه مکتب برجستگی خاصی پیدا کرده اند . با تغییر مکاتب، تعاریف مدیریت نیز بسیار متعدد شد به طوری که با جنگلی از تعاریف مواجه هستیم . اینکه بخواهیم برای مدیریت تعریفی جامع و مانع ارائه کنیم کاری بسیار دشوار است. زیرا علاوه بر اینکه مدیریت یک فرآیند است، حیطه کاری مدیر هم بسیار گسترده است و گاهی عناوینی ذیل آن قرار می گیرد که نمی توان به آن بدون توجه بود. در بحث فعلی ما آنچه اهمیت بیشتری دارد توجه به مدیریت از نوع اسلامی و هدفدار آن است که در این مورد هم تعاریفی، مبتنی بر تعاریف کلی مدیریت یا تعاریف مستقل ارائه شده است که باز هم نمی توان در مورد این تعاریف به یک جمع بندی درست و کارآمد رسید.
تغییر معنای مدیریت به تغییر شرایط و مکان، موجب می شود که برای هر بستری نیازمند تعریفی جداگانه و مربوط به همان حوزه باشیم. بر این امر تغییر تعریف بواسطه ی نوع تفکر یا وجود این امر در افراد به صورت بالقوه هم بسیار دخیل است. امکان دارد فردی در نهان خود پارامترهای مدیریتی را داشته باشد و خصوصیات وی تحت هیچ تعریف ثابتی هم نگنجد چون به مقتضای هر زمان و مکان می توان تصمیمی درست اتخاذ کند.
همانطور که متذکر شدیم بارزترین خصوصیت یک مدیر موفق را می توان در خروجی کار وی جستجو کرد. اگر مدیری در مسیر ارتقاء سازمان یا افراد سازمان خود سعی و تلاش کرده باشد و به موقع از منابع انسانی و مادی خود بهره برده باشد، نتیجه ی کار وی هم اعتلای سازمان و افراد آن سازمان است. همین تزلزل در تعاریف نشان می دهد که افراد در پی نتیجه بوده اند و برای رسیدن به این نتیجه مجبور به ترسیم یکسری مقدمات نظری شده اند.
آنچه به صورت کلی در مفهوم شناسی مدیریت می توان گفت این است که افعال یک مدیر باید شامل برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت ورهبری  و کنترل  باشد. در مورد این سر فصل ها هم تعاریف متعدد و مختلفی ارائه شده است که به نظر بنده غیر ضروری است و لذا از طرح آنها خودداری می کنیم.
در نهایت به نظر می رسد تعریفی که بتوان برای مدیریت در نظر گرفت که معنایی تقریبا جامع و مانع داشته باشد چنین است: فرآیند به کارگیری موثر منابع مادی و انسانی برای تحقق اهداف سازمانی که این تعریف با بحث ما نیز سازگاری بیشتری دارد.

فصل دوم جهاد:
ماهیت جهاد
جهاد گرفته شده از جهد و در لغت به معنای کوشش و تلاشی است که با خرج حداکثر توان جسمی و تحمل مشقت همراه باشد . چنانچه در روایات ذکر شده و لغت هم موید آن است، جهاد ابعاد مختلفی دارد که جهاد به معنای مثبت وقتی محقق می شود که در راه خدا باشد چون در مقابل این معنا، تلاش در راه اغراض دنیوی و اغراض شخصی نیز جهاد به حساب می آید . در روایتی چنین وارد شده است که شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وارد شد و خود را مشتاق به جهاد معرفی کرد. حضرت وی را به جهاد در راه خدا تشویق کرده و به فواید دنیا و آخرت آن اشاره کردند . در مقابل روایتی دیگر از امام علی علیه السلام در مورد بی ارزش بودن جنگیدن برای مال، نام و شجاعت وارد شده است . علاوه بر اینها در قرآن کریم وقتی بحث جهاد مطرح می شود با اضافه ی جهاد به راه خدا معنای حقیقی آن تحقق پیدا می کند .
جهاد مصادیق مختلفی از قبیل اجتهاد با مال، بدن، اعضاء، فکر و... دارد که بارزترین آن همان نبرد و جنگ فیزیکی در کارزار است. علت این تبادر هم شمول جهاد فیزیکی و جنگ نسبت به سایر مصادیق آن است. کسی که اقدام به جنگ در راه خدا میکند ناچار است با مشقت و سختی ترک خانه، خانواده، محل زندگی و تمامی علایق مادی خویش کنار بیاید. ضمن اینکه در این راه ناب ترین متاع مادی را در طبق اخلاص گذاشته و چشم از آن فروبسته است. البته در مقابل این از خودگذشتگی حیات دائمی این دنیا و شاهد بودن روز جزا را از خدا دریافت خواهد کرد.
یکی از مسائلی که در حال حاضر مطرح است و تقریبا به صورت یک اصل کلی در جهان شروع به نهادینه شدن است، بحث جنگ سرد و بدون جنگ افزار است. بعد از اتمام دو جنگ بین المللی، دوران جنگ سرد شروع شد که دیگر خبری از اسلحه و مهمات در میان نبود و کشورها از راههای دیپلماسی شروع به حل کردن مسائل خود کردند تا جاییکه برخی از کشورها نام وزارت جنگ خود را به وزارت دفاع تغییر دادند. البته در این بین بعضی کشورهای قلدرمآب هنوز هم برخلاف ادعای حقوق بشری خود اقدام به قتل عام مردم کردند که این روش حتی در درون این کشورها نیز با انتقادات فراوانی مواجه شد.
همانطوری که در جنگ نظامی ما باید تابع یکسری مقرارت و قوانینی باشیم تا بتوانیم پیروز شویم، در جنگ سرد هم باید مقرراتی وضع شود تا بتوان به مقصد نهایی رسید. البته چنانچه جنگ نظامی اشکال مختلفی مثل جنگ متعارف و غیر متعارف و... دارد، جنگ سرد نیز ابعاد مختلفی دارد که از جمله ی آن می توان به بعد اقتصادی که با تحریم اقتصادی محقق می شود یا در بعد فرهنگی که با تهاجم فرهنگی بوجود می آید و... اشاره کرد.
یک مدیر در دوران جنگ سرد به تناسب سمتی که دارد باید نسبت به التزامات آن واقف باشد تا بتواند در مواقع حساس تصمیمات درست و متقنی اتخاذ کند. چون بحث ما در اصول و مبانی کلی مدیریت جهادی است و صحبت ما با مدیران جهادی می باشد فلذا از ریز کردن مباحث اجتناب و فقط به کلیاتی که باید در زمینه مدیریت جهادی به آن توجه شود اشاره میکنیم.

ارکان مدیریت جهادی
یکی از مسائلی که در مدیریت مطرح می شود طبقات مدیریتی است . این تقسیم طبقات از حیث نفوذ قدرت افراد در هرم مدیریتی می باشد که از کارمندان جزء تا مدیر کل یک سازمان را شامل می شود. در بحث جهاد یکی از مسائل مهم، وجود این هرم در مرحله اول، و در مرحله بعد فرمانبرداری از نقطه ی بالای سر می باشد. البته در بحث مدیریت به صورت کلی این امر حائز اهمیت است ولی در بحث مدیریت جهادی بخاطر اهمیت تصمیم های اخذ شده توسط مدیران سطح بالا و انتقال آن به طبقات پایین تر، رعایت آن به طریق اولی اهمیت بیشتری دارد. در اینجا به ما به ریز تقسیمات اشاره نمی کنیم و فقط ارکان مدیریت جهادی را به دو دسته کلی تقسیم می کنیم.

فرماندهی کل قوا
به صورت کلی فرماندهی و مدیریت ارشد در هر بستر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. چنانچه در کوچکترین عضو اجتماعی یک جامعه، که همان خانواده است، پدر این مسئولیت را بر عهده دارد. در بحث ضرورت وجود یک فرمانده ی مطلق برای اقدام به جنگ در آیات و روایات موارد متعدد ذکر شده است. یکی از موارد آن چنین است أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الْمَلَا مِن بَنىِ إِسْرَ ءِیلَ مِن بَعْدِ مُوسىَ إِذْ قَالُواْ لِنَبىِ‏ٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ . آیا ندیدى آن گروه بنى اسرائیل را که پس از وفات موسى از پیغمبر وقت خود تقاضا کردند که پادشاهى براى ما برانگیز تا (به سرکردگى او) در راه خدا جهاد کنیم؛
یکی از بارزترین کارکردهای پیامبر، ائمه هدی علیهم السلام و در کنار این بزرگواران، ولی فقیه بحث عهده داری و مدیریت جهاد است. وجود فرمانده جنگی در صحنه جنگ اثرات فراوانی دارد که برای نمونه به این کلام امیرالمومنین علیه السلام اشاره می کنیم. ایشان در توصیف مدیریت و هدایت عملیات در جنگ صفین می فرمایند أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَعَثْتُ مُقَدِّمَتِی وَ أَمَرْتُهُمْ بِلُزُومِ هَذَا الْمِلْطَاطِ  حَتَّى یَأْتِیَهُمْ أَمْرِی وَ قَدْ رَأَیْتُ أَنْ أَقْطَعَ هَذِهِ النُّطْفَةَ إِلَى شِرْذِمَةٍ مِنْکُمْ مُوَطِّنِینَ أَکْنَافَ دِجْلَةَ فَأُنْهِضَهُمْ مَعَکُمْ إِلَى عَدُوِّکُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَکُم . اما بعد من جلودارانی گسیل داشتم ام و به آماده ماندن در کناره فرات تا دریافت دستور بعدی، دستورشان داده ام. اینک بر این اندیشه ام که با شکافتن آب و عبور از آبراهه خود را به دیگر رزمندگان برسانم و آن گاه با بسیج گسترده و پیوسته تمامی شماها و آنها برای یک یورش همه جانبه به دشمن سود جویم. در این مورد مثالهای متعددی وجود دارد که از ذکر آنها پرهیز می کنیم.
چنانچه در فصل اول گذشت یکی از مسائلی که یک مدیر در سازمان خود به عهده دارد این است که وظیفه هدایت و رهبری آن سازمان و افراد تحت فرمان خود را به عهده بگیرد. در بالاترین قسمت مدیریت یک جامعه، باید کسی قرار داشته باشد که حائز شرایط شرعی، سیاسی، اجتماعی و... باشد تا بتواند در پرتوی این مسائل، امور را به درستی ساماندهی کند. در تعالیم اسلام شرایط متعددی برای یک فرمانده نظامی در سطوح مختلف شمرده شده است که به علت عدم مناسبت با بحث از ذکر آنها خودداری می کنیم .
رده های بعدی فرماندهی
در کنار فرماندهی کل قوا، رده های بعدی فرماندهی و مدیرتی وجود دارند که به نسبت قرار گرفتن در هرم مدیریتی حیطه نوع مسئولیت آنها فرق می کند. مهم ترین مسئولیت این افراد در وهله اول فرمانبرداری از مقام ارشدشان است. در قضیه جنگ احد و تخلف عده ای از لشکریان رسول خدا صلی الله علیه وآله دیدیم که چه مشکلاتی برای سپاه اسلام به وجود آمد و نتیجه جنگ به کلی متحول شد. البته در مورد حقوق متقابل رده های مختلف فرماندهی و فرمانده ی کل مسائلی مطرح شده که از آن جمله به کتمان نکردن مسائل غیر از اسرار جنگ، مشورت جز در مورد امور شرعی، کوتاهی نکردن در حقوق و... از جانب فرمانده و سرپیچی نکردن، سستی نکردن، تلاش کردن و... از جانب فرماندهان رده ی بعدی اشاره کرد .
اقسام جهاد
جهاد به طور کلی به دو قسم آفندی یا ابتدایی و پدافندی یا دفاعی تقسیم می شود. جهاد در آفند به معنای حمله کردن وتهاجم به جبهه دشمن، و جهاد در پدافند به معنای دفاع کردن در مقابل حمله دشمن می باشد. در فقه به جهاد در پدافند، جهاد دفاعی و به جهاد در آفند، جهاد ابتدایی گفته می شود . در مدیریت جهادی، نیاز به شناخت احکام جهاد دفاعی برای مقابله با تهاجمات دشمن اعم از نظامی، فرهنگی، اجتماعی و... و آشنایی با احکام جهاد ابتدایی برای بدست گرفتن تدبیر امور و درآمدن از انفعال بسیار ضروری است. در جبهه ای که در حال جهاد پدافندی هستیم مجبوریم زیر آتش مستقیم و غیر مستقیم دشمن و بدون وجود سنگر و مامن به جنگ بپردازیم لوی در جبهه ی جهاد آفندی تدبیر امور به دست ماست و دشمن مجبور است برای مقابله با ما عِده و عُده ی بیشتری خرج کند. بر جهاد ابتدایی و دفاعی احکام متعددی متفرع می شود که به برخی از آنها که مرتب با بحث ما هستند خواهیم پرداخت. بخاطر اهمیت بحث جهاد ابتدایی که ام الباب بحث جهاد، همین جهاد است، ابتدا به احکام این جهاد پرداخته و سپس سراغ برخی احکام جهاد دفاعی خواهیم رفت.

جهاد ابتدایی :
همانطور که گذشت جهاد ابتدایی، نوعی اقدام پیشگیرانه در مقابل حرکت احتمال دشمن به حساب می آید که با حمله به تاسیسات و استحکامات نظامی، عقیدتی، فرهنگی و... محقق می شود. این نوع جنگ اگر با محاسبه شکل بگیرد می تواند منشاء اثرات مهم و متعددی باشد چون اولا در این جنگ ابتکار عمل بخاطر برنامه ریزی قبلی دست مهاجم است و ثانیا گروهی که مورد تهاجم قرار گرفته است در زیر حملات و یورشهای مهاجم مجبور به انفعال شده و مجبور به پذیرش شرایط یا حداکثر با دادن تلفات انسانی و مادی بسیار موفق به متوقف کردن دشمن شود.
گفتیم که با دوران رکود جنگ نظامی، خلاصه کردن جهاد در امور نظامی اشتباه است و باید اصول این نوع جهاد در سایر ابعاد زندگی بشر نیز پیاده شود. در روایات و کتب فقهی شرایط متعددی برای جهاد نام برده شده است که به برخی از آنها، که علاوه بر تناسب با بحث قابل اجرا در سایر عرصه ها هم هستند، به صورت گذرا اشاره می کنیم.
مشروعیت جهاد ابتدایی
یکی از شرایطی که در جهاد ابتدایی وجود دارد و اصلا ریشه آن به حساب می آید بحث اجازه گرفتن از امام عادل یا جانشین ایشان است. در این باره روایات متعدد با مضامین بلند معنایی و لفظی وارده شده است که به یکی از آنها که به نظر بنده عمده ی مطلب را در عبارات بسیار کوتاه در بردارد اشاره خواهیم کرد.
قال علی علیه السلام: عَلَیْکُمْ بِالْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ مَعَ کُلِّ إِمَامٍ عَدْلٍ . بر شما باد جهاد در راه خدا همراه با هر امام عادلی.
در جامعه اسلامی که حکومت به دست ولی فقیه می باشد اگر مدیری بخواهد اقدام به حرکتی بکند حتما باید منضم به رضایت و اجازه رهبری باشد و اگر بداند این امر مخالف با خواسته ایشان است مشمول عواقب تخلف از فرمانده جنگ می شود که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهیم کرد. پس رکن اصلی در مدیریت جهادی تطابق رفتار وگفتار یک مدیر با رهبری و به معنایی دیگر ولی فقیه در این زمان می باشد.
در مورد عدم جواز اذن جهاد با حکم حاکم جائر هم روایات متعدد وارد شده است که برای اختصار از ذکر آنها صرف نظر می کنیم . البته همه احکام دفاع در مورد حاکم جائر مورد نهی قرار نگرفته و مثلا در مورد مرزبانی و دفاع از حریم مملکت این امر جایز شمرده است که از محل بحث ما خارج است.

داشتن نیرو و امکانات و تجهیزات
یکی از شرایطی برای جهاد ابتدایی در روایات به آن اشاره شده است بحث مبسوط الید بودن امام علیه السلام است. اگر امام در بدست آوردن تجهیزات اعم از عِدِّه و عُدِّه در مضیقه باشد نمی توان اقدام به جهاد ابتدایی کرد. یک مدیریت جهادی باید این امور را در نظر گرفته و ابتدا به ظرفیتهای داخل کشور توجه کند. اگر در داخل کشور این ظرفیت وجود داشت که مثلا شروع به حمله اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... علیه دشمن کند باید اقدام به این کار کند وگرنه نباید جایگاه ولی فقیه و مردم جامعه را با ارتکاب افعالی نسنجیده به خطر بیاندازد. در همین باره از حضرت رسول نقل شده که علت دوری گزیدن ایشان از جنگ با قریش در ابتدای دعوت به اسلام همین امر بوده است که ایشان از لحاظ نفرات و امکانات مالی در محدودیت قرار داشتند . وقتی از امام رضا علیه السلام در مورد خانه نشینی امام علی علیه السلام سوال شد ایشان در جواب مساله نداشتن یاور ایشان به تشبیه حال رسول اکرم صلی الله علیه وآله کردند و خودداری مردم از یاری را علت اصلی خانه نشینی ایشان مطرح می کنند . روایات در این باب زیاد است که از ذکر همه ی آنها بخاطر رعایت اختصار خودداری می کنیم.

دعوت از جامعه غیر مسلمان و اصل مسالمت
یکی از وظایفی که مدیران در زمینه کارهای جهادی بر عهده دارند این است که از قبل شروع حمله یا آفند نسبت به افعال نادرست مخالفان توضیح داده و آنها را هوشیار کنند . بحث هوشیار کردن همان ارائه راهکارهای دینی و اسلامی برای گرایش آنها به دین اسلام است که در روایات نیز به آن اشاره شده است. در یکی از اوامر جهادی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله به امیرالمومنین علیه السلام چنین آمده است: َ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع بَعَثَنِی رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الْیَمَنِ وَ قَالَ لِی یَا عَلِیُّ لَا تُقَاتِلَنَّ أَحَداً حَتَّى تَدْعُوَهُ وَ ایْمُ اللَّهِ لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ عَلَى یَدَیْکَ رَجُلًا خَیْرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ وَ لَکَ وَلَاؤُهُ یَا عَلِیُّ . حضرت علی علیه السلام پیامبر خدا صلی الله علیه وآله مرا به یمن فرستادند و فرمودند ای علی با احدی نمی جنگی مگر اینکه قبل از جنگ، او را به اسلام دعوت کنی. اگر خداوند یک نفر را به وسیله دعوت تو به اسلام، هدیت کند برای تو بهتر است از آنچه خورشید برای آن طلوع و غروب میکند و تو بر آن ولایت داشته باشی. چند روایت در این باب وارد شده است که برای اختصار از ذکر آنها خودداری می کنیم .
چنانچه مشاهده شد درست است اقدام به جهاد ابتدایی لازم و در برخی موارد واجب است ولی این امر پیش شرطهایی دارد که به برخی از آنها که مرتبط به بحث مدیریتی ما بود اشاره کردیم.

جهاد دفاعی
چنانچه ذکر شد جهادی دفاعی، جهادی است که در مقابله ی با دشمن به کار می رود و به نوعی جامعه ی اسلامی را در انفعال قرار می دهد. علل وجود انفعال در یک جامعه متعدد است که از بحث ما خارج است ولی انفعال به این معنا نیست که ما دست از تلاش کشیده و موج سواری را انتخاب کنیم و بگوییم هر چه پیش آید خوش آید.  در روایات علل و ثمراتی برای جهاد دفاعی نامبرده شده که به اختصار مورد اشاره قرار خواهیم داد.

وجوب دفاع برای جلوگیری از فساد و تباهی :
یکی از مباحثی که از چند وقت قبل مورد توجه رهبری انقلاب قرار داشت بحث جنگ فرهنگی بود. جنگ فرهنگی یا تهاجم فرهنگی یکی از مقوله های زمان بر در تاثیر و در عین بسیار موثر در یک جامعه می باشد. تعبیر رهبری از فرهنگ به اکسیژن و هوا، تعبیری بسیار دقیق و در عین حال خطرناک است. تاثیری که فرهنگ در یک جامعه می تواند داشته، تاثیری بسیار عمیق است که به توجه به بار معنوی آن می تواند مخرب یا سودمند باشد. یکی از وظایف مدیران جهادی در جهاد دفاعی مقابله با همین امر است. اینکه مدیریت جهادی در کنار بحث فرهنگ ذکر شده است نشان از این دارد که مدیران ما در بحث فرهنگی به خوبی عمل نکرده اند. اینکه برخی مطرح می کنند ما در جامعه نیاز به واکسینه داریم نه استریلیزه، با توجه به تعالیم اسلامی تعبیری درستی نیست. چنانچه در بعد نظامی هم برخی می گفتند بگذارید دشمن داخل کشور بعد به صورت گازانبری او را از بین می بریم. وقتی گذاشتیم میکروب خطرناک، تفکر خطرناک، دشمن خطرناک وارد جامعه شود، تا بخواهیم اثرات سوء آن را از بین ببریم کل بنیاد جامعه از بین خواهد رفت. بله درست است که در اسلام به امر به خودسازی معنوی شده است ولی در کنار آن امر به معروف و نهی از منکر نیز واجب شده که باید به هر دوی اینها با هم توجه داشته باشیم.
در قرآن کریم در این مورد چنین میخوانیم وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمین‏ . و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد قطعا زمین تباه می گردید. چنانچه بدن به گلوبول قرمز نیاز دارد باید با گلوبول سفید هم باشد تا میکروبها از بین رفته و اثرات مخربی که از ورود احتمالی آنها بر بدن باقی می ماند از بین برود. اگر جامعه فقط نیاز به واکسینه شدن داشت، وجود نیروهای نظامی و انتظامی در یک جامعه امری بیهوده و لغو بود در حالیکه می بینیم در پیشرفته ترین تمدنها هم نیروهایی برای برقرار نظم اجتماعی در یک جامعه وجود داشته اند.
خلاصه اینکه یک مدیر جهادی وقتی در کار خود موفق است که بتواند با اتخاذ تدابیری نسبت به ایمن سازی فرهنگ یک جامعه تلاش کرده و از جابجا شدن هنجارها و ناهنجاریها به هم جلوگیری کند.

وجوب دفاع برای حفظ معنویت و عبودیت
یک از مسائلی که در مدیریت های کلان طی چند ساله ی اخیر مورد اشاره قرار گرفته بحث معنویت درکار است. بحث معنویت در کار غیر از بحث اهتمام مدیران نسبت به کارهای فرهنگی است. بحث فرهنگ از مولفه های متعددی تشکیل شده که یکی از آنها بحث معنویت و دین است. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که هر چند معنویت و دین جزء فرهنگ است ولی جزء اساسی آن به شمار می رود و باید بیشتر به آن توجه کرد. فلذا برای معنویت در این نوشتار یک فصل جداگانه ترسیم کردیم.
در قرآن کریم نسبت به حفظ نشانه های عبودیت و حفظ معنویت در کار این آیه مبارکه وارد شده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ . و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‏ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده مى‏شود، ویران مى‏گردد! و خداوند کسانى را که یارى او کنند و از آیینش دفاع نمایند یارى مى‏کند؛ خداوند قوى و شکست ناپذیر است.
در این آیه به مصادیق مهم عبودیت و معنویت که همان محل عبادت خداوند است اشاره نسبت به تکریم، مرمت و دفاع از آن تاکید شده است. حضرات معصومین علیهم السلام مصادیق متعددی از حفظ معنویات را مجاهدت در راه خدا نامگذار کرده اند که برای نمونه به تعدادی از آنها به صورت تیتروار اشاره خواهیم کرد.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَمَلَةُ الْقُرْآنِ عُرَفَاءُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ . حضرت رسول اکردم صلی الله علیه وآله می فرمایند: حاملان قرآن عرفاء بهشت و مجاهدان در راه خدا هستند.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِلْمُؤَذِّنِ فِیمَا بَیْنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ مِثْلُ أَجْرِ الشَّهِیدِ الْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ تَعَالَى . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله می فرمایند: برای شخص اذان گو در فاصله اذان و اقامه، ثوابی مانند ثواب شهید که در راه خدا در خون خود می غلطد وجود دارد.
قال ابی عبدالله علیه السلام  أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّ الْمُنْفِقَ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ . از چیزهایی که خدا به شما داده انفاق و بخشش کنید چرا که انفاق کننده، همانند کسی است که در راه خدا مشغول جنگ و جهاد است. در این باب روایات بسیار زیاد است که برای خارج نشدن از بحث اصلی و اختصار از ذکر همه آنها خودداری کردیم .
یکی دیگر از اصول مدیریت جهادی حفظ و کوشش در راه تعالی فرهنگ دینی و اسلامی در جامعه، خصوصا محل کار وی می باشد.

لزوم پایداری در جهاد
یکی از مسائلی که باید به آن توجه داشت بحث پایداری در جهاد و مقابله با عوامل داخلی و خارجی است که برای ضربه زدن به جامعه اسلامی بسیج شده اند. اگر کار به جایی رسید که یک مدیر در جامعه بگوید چون کسی به حرف گوش نمی دهد یا نه گوشی می دهند ولی تاثیری ندارد پس من هم کنار می کشیم، باید گفت این مدیر از در زمینه جهاد و مدیریت جهادی نالایق است. در محلی که تدبیر امور به دست شماست و شما به عنوان یک مدیر در حال انجام وظیفه هستید با انواع ابزارها می توان کم و بیش تاثیر گذاشت. البته در ادامه به عواقب شانه خالی کردن از مسئولیت توسط یک مدیر اشاره خواهیم کرد.
مثلا اگر در بین کارکنان اداره ای بحث حجاب یا اختلاط مرد و زن وجود دارد، مدیر آن قسمت یا سازمان با توکل به خداوند متعال و اتخاذ تصمیماتی راهگشا، می توان به راحتی این امر را مدیریت کند و بر این مشکل فائق بیاید. در همین مورد خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَ اذْکُرُواْ اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏ . اى اهل ایمان! هنگامى که در میدان نبرد با گروهى برخورد کردید، ایستادگى نمایید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.
کسی نگوید این آیات مربوط به جهاد نظامی است و ربطی به بحث ما ندارد. همانطور که قبلا گفتیم این حرف درست نیست و جنگ و جهاد در راه خداوند مصادیق و ابعاد مختلفی دارد که یکی از آنها مقابله با منکرات و ترویج معروف است و چنانچه در میدان نبرد نظامی صبر و تلاش لازم است در میدان جنگ فرهنگی و غیره هم باید یک مدیرجهادی از خود صبر و تلاش نشان دهد تا اهداف مدنظرش برسد.
چنانچه در قرآن کریم در وصف کسانیکه ضمن توکل به خداوند بلند مرتبه، در را خدا صبر و مقاومت پیشه می کنند چنین می خوانیم إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَبرُِونَ یَغْلِبُواْ مِاْئَتَینْ‏ِ  وَ إِن یَکُن مِّنکُم مِّاْئَةٌ یَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَفْقَهُون‏ . اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره مى‏شوند، و اگر از شما صد نفر صابر باشند بر هزار نفر از کافران چیره مى‏شوند؛ زیرا آنان گروهى هستند که حقایق توحید و حالات ملکوتیّه را نمى‏فهمند.
در همین باره مقام معظم رهبری می فرمایند معیار جهاد شمشیر و میدان جنگ نیست. معیار جهاد همان چیزی است که امروز در زبان فارسی ما در کلمه‏ ی مبارزه وجود دارد. فلانی آدم مبارزی است. فلانی آدم مبارزی نیست. نویسنده‏ ی مبارز، نویسنده ‏ی غیر مبارز. عالم مبارز، عالم غیر مبارز. دانشجوی مبارز و طلبه‏ ی مبارز، دانشجوی غیر‏مبارز و طلبه‏ ی غیر‏مبارز. جامعه‏ ی مبارز و جامعه‏ ی غیرمبارز. پس جهاد یعنی مبارزه.
در مبارزه دو چیز حتماً لازم است: یکی اینکه در آن جد و جهد و تحرکی باشد. انسان در رختخواب یا در پستوی خانه که نمی‏تواند مبارزه کند، در مبارزه باید جد و جهدی وجود داشته باشد... دوم اینکه در مقابلش دشمنی باشد.
مبارزه در آنجا که دشمن نیست معنا ندارد. پس جهاد متقوم بر این دو رکن است... اگر کسی علیه دوست جد و جهد کند این جهاد نیست بلکه فتنه و اخلال است. اگر کسی در مقابل دولت حق در مقابل صلاح و نظام حق جد و جهد و تلاش کند این فتنه و محاربه است، جهاد نیست. حالا این جد و جهدی که انجام می‏گیرد به هر شکلی باشد چه به شکل نوشتن، گفتن، کتاب و چه به شکل شب‏نامه، شایعه‏ پراکنی، نق ‏زدن و منفی‏ بافی همه ‏اش فتنه ‏گری و اغواگری و بعضی از اشکالش محاربه است. اگر همه‏ ی این‏ها در مقابل دشمن خدا و دشمن علی لسان‏ الله و لسان رسوله و اولیائه علیهم‏ السلام باشد می‏شود جهاد فی ‏سبیل‏ الله. پیغمبر صلی الله علیه وآله به این‏گونه جهاد دعوت می‏کند. پس تنبلی و نشستن و بیکارگی و بی‏ اهتمامی از امت پیغمبر خواسته نیست. جهاد دایم .
متاسفانه یکی از مسائلی که در جامعه امروز کمرنگ شده و در بحث قبلی هم آن اشاره کردیم، معنویات است که وقتی در برخورد با مشکلی می گوییم توکل به خدا کن نیشخند می زند ولی واقعا چنین است که این افراد از مصادیق قوم لایفقهون هستند که در این آیه مبارکه به آن نیز اشاره شده است. البته توکل به خداوند متعال همراه با صبر مجاهدان معنا پیدا میکند یعنی اگر همه میدان را خالی کردند و گفتند توکل به خدا هر چه شد، این درست نیست. خداوند متعال ابتدا در آیه به همت مسلمانان اشاره می کند و در ادامه می گوید اگر استقامت کردید خداوند هم به یاری شما می آید.
خلاصه این بند اینکه یک مدیر جهادی در نیل به اهداف عالیه خودش و سازمانش تحت مدیریتش ابتدا باید توکل به خدا و سپس کوشش و پشتکار از خود نشان دهد تا بتوان بر مشکلات پیروز شود.
مقابله با تبلیغات و جنگ روانی دشمن
یکی از مسائلی که می تواند بین دو نیروی متخاصم تاثیر بیشتری حتی از لحاظ مسائلی نظامی داشته باشد بحث تبلیغات و جنگ روانی است. به طور خلاصه جنگ روانی به اقدامات برنامه ریزی شده جهت نفوذ در عقاید، احساسات، حالات و رفتار اطلاق می شود. از آغاز پیدایش اسلام این امر توسط مشرکین تحقق پیدا کرد تا جاییکه خداوند متعال در قرآن کریم چنین می فرماید وَدَّ کَثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَینَ‏َ لَهُمُ الْحَقُّ . بسیارى از اهل کتاب آرزو دارند که شما را از ایمان به کفر برگردانند به سبب رشک و حسدى که در نفس خود بر ایمان شما برند بعد از آنکه حق بر آنها آشکار گردید. یا مثلا در جنگ احد ابتدا ابوسفیان دست به تخریب روحیه مسلمین زد که پیامبر صلی الله علیه وآله به مقابله با وی پرداختند  یا در همین جنگ دشمن این شایعه را پراکنده کرد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله کشته شده اند و...
در مقابل قرآن کریم علاوه بر اینکه جواز جنگ روانی متقابل را به مسلمانان داده است  خود نیز به مقابله با آنها پرداخته و می فرماید غُلِبَتِ الرُّومُ * فىِ أَدْنىَ الْأَرْضِ وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ * فىِ بِضْعِ سِنِینَ  لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَ مِن بَعْدُ  وَ یَوْمَئذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ  یَنصُرُ مَن یَشَاءُ  وَ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ * . رومیان، مغلوب (فارسیان) شدند.* در (جنگى که به) نزدیکترین زمین (به دیار عرب واقع شد که حوالى شام یا اطراف جزیره باشد) و آنها پس از مغلوب شدن فعلى به زودى (بر فارسیان) غلبه خواهند کرد.*  (این غلبه رومیان) در اند سالى خواهد شد (و بدانید که این حادثه و) کلیه امور عالم از قبل از این و بعد از این همه به دست خداست، و آن روز (که رومیان فاتح شوند چون بعد از آن خدا وعده یارى به اهل اسلام داده) مؤمنان شاد مى‏شوند. * به یارى خدا، که خدا هر که را بخواهد نصرت و فیروزى مى‏بخشد و اوست که مقتدر و مهربان است.
یا در جایی دیگر می فرماید لَّئنِ لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَفِقُونَ وَ الَّذِینَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فىِ الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یجَُاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا . البته (بعد از این) اگر منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (و ناپاکى) است و هم آنها که در مدینه (بر ضد اسلام) تبلیغات سوء مى‏کنند (و دل اهل ایمان را مضطرب و هراسان مى‏سازند) دست (از این زشتى و بدکارى) نکشند ما هم تو را بر (قتال) آنها بر انگیزیم (و بر جان و مال آنها مسلط گردانیم) که از آن پس جز اندک زمانى در مدینه در جوار تو زیست نتوانند کرد.
یکی از وظایف مدیر جهادی در مواجه با تهاجمات فرهنگی و معنوی بیشمار، مقابله با آنها است. یک مدیر باید به مقتضای هر موضوع تصمیم درستی اتخاذ کند تا بتواند سازمان و افراد تحت تکفل خود را از آسیب های آن عملیات روانی نجات دهد.
البته مقابله به این معنا نیست که به هر کاری دست بزنیم. یکی از مسائلی که در قرآن هم به آن اشاره شده است بحث جدال احسن است . در همین رابطه امام علی علیه السلام می فرمایند إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ فَقُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ . من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را تعریف و حالات آنان را بازگو می کردید به سخن راست نزدیکتر و عذر پذیرتر بود، خوب بود بجای دشنام آنان می گفتند: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنها اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده به حق بازگردند.
تخلفات یک مدیر جهادی
تا اینجا مواردی که یک مدیرجهادی ملزم به رعایت آنهاست را به طور خلاصه ذکر کردیم. در این بخش که قسمت نهایی این نوشتار است به یکی از عواقب تخلف از وظایف مدیریتی یک مدیر اشاره خواهیم کرد. شایان ذکر است که تشخیص مصادیق و تعیین عنوان مجرمانه بر فعل خاص، به عهده ی مسئول ارشد مرتبط با این فرد است. بحث جهاد گریزی یا ترک کردن کارزار جنگ یکی از مصادیق مجرمانه ای است که برای هر فرمانده جنگ قابل تصور است. چنانچه این امر در جبهه ی جنگ نظامی بازخوردهایی دارد، در جبهه جنگ غیر نظامی هم چنین است. در این جا ابتدا ما در مورد جهاد گریزی توضیحاتی ارائه و سپس به برخی از عوامل بستر ساز و مانع آن به صورت تیتروار اشاره خواهیم کرد.

تبیین جهادگریزی
از شرایط یک مدیر جهادی این بود که در جهت رسیدن به اهداف کمال سعی و تلاش خود را به کار گرفته و از مسئولیتی که به وی داده شده شانه خالی نکند. یکی از مسائلی که به وفور در جامعه وجود دارد و اختصاصی هم به مدیران ما ندارد بحث عدم مسئولیت پذیری در قبال اتفاقاتی است که در جامعه رخ می دهد. این اتفاقات گاهی در بعد فرهنگی است و گاهی در بعد اقتصای و... در جامعه ایی پویا، افراد نسبت به یکدیگر مسئولیت پذیرند و اشتباه یا غفلتی که از فردی سر می زند برای آنها مهم است.
در یک سازمان یا مجموعه وقتی مدیر، نسبت به ارتکاب کارهای خلاف شرع و یا حتی عرف هیچ عکس العمل مناسبی از خود نشان ندهد، سبب می شود که یک ناهنجاری تبدیل به هنجار شده و این امر چون در محیط اداره و سازمان ترمیم یا اصلاح نشده نسبت به سایر طبقات اجتماع نیز تسری پیدا کند.
شاید کسی اشکالی مطرح کند و بگوید که آیا می شود فردی که در خانواده، جامعه و... تربیتی متفاوت دارد در اداره انتظار دیگری از او داشت یا او را برخلاف شیوه و روش زندگی چندین ساله اش تربیت کرد؟! در یک مثال ساده می گوییم بله می شود. وقتی فردی که تا سن جوانی تا ظهر می خوابیده، حالا که استخدام شده مجبور است ساعت هفت و سی دقیقه صبح انگشت خود را روی دستگاه کارتکس بگذارد چطور همین فرد را نمی توان برای کارهای دیگر آماده کرد؟! در این جنبه بحث زیادی وجود دارد که فقط میخواستیم جلوی اشکال مقدر گرفته شود.
در قرآن کریم نسبت مقابله و فرار نکردن در مقابل دشمن چنین می خوانیم یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَار . اى اهل ایمان! هنگامى که با کافران در حالى که بر ضد شما لشکرکشى مى‏کنند روبرو مى‏شوید، به آنان پشت نکنید و نگریزید. ذیل این آیه از امام رضا علیه السلام روایتی وارد شده که بخاطر زیبایی فرازهای آن و ارتباطی که با بحث ما داشت کل روایت را ذکر می کنیم.
أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع کَتَبَ إِلَیْهِ فِیمَا کَتَبَ مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِهِ حَرَّمَ اللَّهُ الْفِرَارَ مِنَ الزَّحْفِ لِمَا فِیهِ مِنَ الْوَهْنِ فِی الدِّینِ وَ الِاسْتِخْفَافِ بِالرُّسُلِ و

/ 0 نظر / 122 بازدید