منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان

آیا توسعه اقتصادی و نظام مالیاتی وابستگی متقابل دارند؟

 

راه توسعه و گردنه مالیات

آیا رابطه مشخص‌شده‌ای بین نظام مالیاتی و نرخ رشد اقتصادی وجود دارد؟ آیا مالیات لاجرم در شمار عناصر موثر بر توسعه اقتصادی هست؟ پاسخ این پرسش‌ها البته بحث مستوفایی می‌طلبد، مقاله حاضر توسط مهدی غریب شاهیان نگاشته شده و کوشیده است، ورودیه‌ای بر این مبحث بگشاید.

 

ظهور انقلاب صنعتی و بروز عدم تعادل‌های ناشی‌‌ از فزونی تولید بر مصرف و برعکس، نقش پول کاغذی و پدید آمدن تورم ساختاری، دخالت مستقیم و مستمر دولت در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی برای ایجاد تعادل در رشد و توسعه اقتصادی را که اغلب اقتصاددانان ضرورتی مسلم می‌دانند، اجتناب‌ناپذیر می‌کند.


در چنین‌ شرایطی، مالیات به‌عنوان برداشتی حساب‌شده و متکی بر برنامه از درآمد و ثروت ملی، بیشتر به‌مثابه ابزار تنظیم سیاست‌های مالی برای ایجاد تعادل موردنظر در سطح کلان اقتصادی، اهمیت می‌یابد، به‌گونه‌ای که بتواند شرایط مناسب برای رشد و توسعه اقتصادی هماهنگ را ایجاد کند.

 

رشد و توسعه اقتصادی

 

رشد اقتصادی، به‌منزله افزایش کمی در میزان تولیدات کالاها و خدمات در زمان است و معیار اندازه‌گیری آن، تغییرات در تولید ناخالص ملی است. توسعه اقتصادی، فرآیندی پویاست که رشد اقتصادی، لازمه آن است. اگرچه رشد اقتصادی، شرط لازم برای توسعه اقتصادی است، اما شرط کافی، آن است که تغییرات و تحولات پویا و لازم بین تمام عناصر و عوامل تشکیل‌دهنده یک سیستم اقتصادی که اسباب رشد اقتصادی را فراهم آورده است، رخ دهد.

 

عوامل مؤثر بر توسعه اقتصادی عبارتند از:

 

الف) عوامل اقتصادی

 

عوامل اقتصادی را می‌توان دسترسی بیشتر به منابع طبیعی، انباشت سرمایه، تکنولوژی و... دانست. کشوری که دسترسی بیشتری به عوامل اقتصادی دارد، مسلماً می‌تواند فرآیند توسعه اقتصادی پویاتری داشته باشد.

 

ب) عوامل سیاسی

 

مهم‌ترین عامل سیاسی که در تسریع فرآیند اقتصادی- اجتماعی یک جامعه می‌تواند بسیار مؤثر باشد، ثبات سیاسی است. عدم ثبات سیاسی، موجب می‌شود که برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی به‌بار ننشیند و گسستگی در برنامه توسعه به‌وجود آید.

 

ج) عوامل اجتماعی و فرهنگی

 

در فرآیند اقتصادی جامعه سنتی کشاورزی به یک جامعه مدرن صنعتی، شیوه‌های صنعتی تولید نیز تبدیل به شیوه‌های مدرن تولیدی می‌شود. تحولات تکنولوژیکی بیشتری به‌وجود می‌آید و فرهنگ سنتی تولید، تبدیل به فرهنگ صنعتی می‌شود.

 

چگونگی توزیع درآمد و توسعه اقتصادی

 

در اقتصاد کلان هر جامعه‌ای، بیشتر چهار هدف اصلی رشد اقتصادی مداوم، توزیع عادلانه‌‌تر درآمدها، ثبات قیمت‌ها و تحقق اشتغال کامل مدنظر قرار می‌گیرد.

 

رشد اقتصادی مداوم و مستمر باید بتواند نیازهای جامعه و تغییرات الگوی مصرفی را پاسخگو باشد. توزیع عادلانه‌‌تر درآمدها به این معنی است که شکاف درآمدی بین گروه‌های درآمدی جامعه کمتر باشد. بهبود در توزیع درآمدها و به‌عبارتی خارج کردن قسمتی از ثروت افراد ثروتمند و توزیع عادلانه آن بین افراد نیازمند، باعث کاهش فقر و نابرابری شده و درنتیجه باعث ایجاد توسعه اقتصادی در جامعه می‌شود. ثبات قیمت‌ها نیز حاکی از یک روند متعادل در نوسانات قیمت‌ها در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی است.

 

توزیع فردی و توزیع کارکردی

 

مسأله توزیع درآمد، عموماً به‌عنوان مسأله توزیع درآمد فردی (یعنی اینکه چگونه درآمد میان مردم توزیع شود) شناخته می‌شود. معمولاً برابری درآمد میان خانوارها، برحسب توزیع درآمد متناسب با اندازه یا سطح درآمد هر خانوار یا عضو خانوار اندازه‌گیری می‌شود.

 

البته در علم اقتصاد، اغلب توزیع درآمد برحسب سهم‌های درآمدی عوامل تولید تحلیل شده‌اند. ازآنجاکه سهم‌های عامل درآمدهای نسبی عوامل تولید مانند نیروی کار و سرمایه را برحسب سهم در ارزش افزوده اندازه‌گیری می‌کنند، آن را «توزیع کارکردی درآمد» می‌نامند.

 

به‌طورکلی، توزیع درآمد برحسب اندازه، هم به‌وسیله توزیع درآمد بین نیروی کار و دارایی سرمایه (توزیع کارکردی) و هم به‌وسیله توزیع دارایی حامیان طبقات اندازه درآمد، تعیین می‌شود.

 

می‌توان گفت، دولت با اخذ مالیات و ازطریق توزیع عادلانه این درآمد بین افراد، کشور را به‌سوی توسعه اقتصادی سوق می‌دهد؛ اما بر سر راه توسعه اقتصادی از نظر قوانین و مقررات مالیاتی، مشکلاتی وجود دارد که به شرح زیر است:

 

آسیب‌شناسی مقررات مالیاتی

 

1- نگاه نادرست به مالیات شرکتی و مفهوم اشخاص حقیقی: با پذیرش این اصل که اشخاص حقیقی باید پرداخت‌کنندگان واقعی مالیات باشند، اولین نتیجه بدیهی این است که در مواردی که درآمد حاصل از شرکت‌ها را می‌توان به‌طور دقیق به اشخاص حقیقی مالک آنها نسبت داد، باید سیستم مالیاتی به‌گونه‌ای طراحی شود که درآمد به‌طور دقیق به اشخاص حقیقی داده شود.

 

2- نبود مالیات بر افزایش ارزش سرمایه: هنگامی که مالیات نقش مهمی بر توسعه اقتصادی دارد، برای حفظ عدالت مالیاتی، باید از هرگونه درآمد مالیات اخذ شود که یکی از مهم‌ترین مصادیق درآمد افزایش ارزش دارایی‌های مایملک است.

 

3- عدم تورم‌زدایی: هنگامی که نرخ‌های مالیاتی با درآمد، افزایش پیدا می‌کند، تورم‌زدایی از درآمدها امری مهم است، چراکه با وجود پدیده تورم، به‌تدریج گروه‌های درآمدی با نرخ‌های بالاتری مواجه می‌شوند.

 

4- تبعیض مالیاتی نسبت به شرکت‌های دولتی، خصوصی و موسسه‌های خیریه: این امر باعث می‌شود فعالیت‌های خصوصی در رقابت با فعالیت‌های مشابه دولتی، در شرایط سخت‌تری قرار ‌گیرند و به این صورت، کارآیی اقتصادی نیز مخدوش می‌شود. همچنین دیگر نمادهایی که باعنوان خیریه فعالیت می‌کنند، در سال‌های اخیر اقدام به تشکیل شرکت‌های مختلف کرده‌اند و از امتیازات و معافیت‌های مالی نیز برخوردار شده‌اند.

 

5- حمایت نکردن مالی از کارآفرینان

 

6- توجه نکردن به ریسک در اخذ مالیات

 

7- توجه نکردن به حفظ و شناسایی پایه مالیاتی

 

8- انطباق نداشتن ترکیب شورایعالی مالیاتی و اختیارات آن با عدالت و انصاف

 

9- نظام داوری میان مؤدی و مالیات گیرنده

 

اصول کلی تأمین بهینه مالیات

 

برای تضمین حداکثر درآمد مالیاتی با حداقل هزینه، برخی اصول کلی اقتصادی و اداری و فرهنگی باید رعایت شود:

 

الف) اصول کلی اقتصادی

 

1 - برای جلوگیری از فرار مالیاتی، واردات و تولیدات باید توسط تعداد معدودی شرکت‌های خصوصی یا افراد انجام گیرد.

 

2- کشش قیمتی تقاضا در هنگام تحصیل مالیات باید درنظر گرفته شود و کشش قیمتی کالاهای منتخب به حدی کم باشد که افزایش مالیات روی کل مصرف، تأثیر چندان نگذارد؛ یا کشش درآمدی تقاضا برای کالای موردنظر زیاد باشد که مالیات تحصیل شده دولت نیز افزایش ب‌یابد.

 

3- برای تأمین عدالت مالیاتی و حمایت از اقشار کم درآمد، لازم است که دولت کالاهای ضروری را از مالیات معاف سازد، ولی بر کالاهای لوکس و تجملی مالیات تصاعدی ببندد.

 

ب) اصول کلی اداری

 

توانایی کشورهای جهان ‌سوم در جمع‌آوری مالیات به‌منظور تأمین منابع مالی برنامه‌های دولت در روند توسعه، برقراری توزان میان درآمدها و هزینه‌های عمومی، کاهش نابرابری‌های اجتماعی و بهبود بخشیدن به توزیع درآمد، به دو عامل بستگی دارد:

 

1- اصلاح سیستم اخذ مالیات و مکانیزه‌کردن آن به‌طور کامل

 

2- بهبود صلاحیت و کارایی مأموران اخذ مالیات از طریق پیاده‌سازی سیستم آموزش دوره‌ای

 

ج) گسترش فرهنگ پرداخت مالیات

 

با ترویج روح جمعی و بهره‌گیری از شیوه‌های اخلاقی، فرهنگی را در جامعه گسترش دهد که افراد جامعه به پرداخت مالیات، به‌عنوان وظیفه دینی و مسئولیت اجتماعی نگاه کنند و فرار از آن را معصیت و گناه بشمارند و به آن به‌صورت یک امر مذموم و ناپسند بنگرند و سرپیچی از پرداخت مالیات را مترادف با خیانت ملی و تجاوز به حقوق دیگران بدانند.

 

نتیجه‌گیری

 

بدون تردید، مالیات و نظام مالیاتی نقش مؤثری در روند توسعه کشور بازی می‌کند. مالیات به‌عنوان یکی از ابزارهای هدایت غیرمستقیم دولت، از طریق تأثیر بر فعالیت‌های بنگاه‌های اقتصادی، می‌تواند در سیاستگذاری‌های توسعه صنعتی نقش کلیدی ایفا کند. دولت با تدوین نظام مالیاتی مناسب، می‌تواند بر چگونگی دستیابی به هدف‌های توسعه‌ای تأثیر بگذارد.

 

اخذ مطالبات، راهی اساسی برای تأمین مخارج دولت‌ها به‌شمار می‌آید. ازآنجا‌که طی دهه‌های گذشته، درآمد نفت به‌عنوان یک منبع عمده در اختیار دولت ما بوده است، از این دیدگاه نیز کمتر سازماندهی مناسبی بر اخذ مالیات انجام شده است. توجه به هر دو بعد نظام مالیاتی، چه در زمینه قوانین و چه در زمینه سازماندهی موردنیاز، با هدف تأثیرگذاری بر جهت‌گیری بلندمدت اقتصادی، تأمین مخارج دولت و درنهایت کمک به تحقق استراتژی توسعه اقتصادی، لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

 

بنابراین، به‌منظور کارایی بیشتر سیستم اخذ مالیات و دستیابی به توسعه اقتصادی، لازم است قوانین و مقررات مالیاتی اصلاح شود و مدیریت مطلوب و شایسته که نقش اساسی در کارایی سیستم مالیاتی دارد، به‌وجود آید.

 

منبع : زیر پروتال شاتا



موضوع مطلب : مقالات اقتصادی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت