منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩٠/٥/۱٢ :: ٦:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

آمار در عصر جهانی‌شدن

شمارش بی‌مرز در بازار یکپارچه

با جهانی‌شدن اقتصاد و وابستگی بازارهای مالی و فعالیت بنگاه‌های فراملیتی همکاری‌های بین‌المللی، تولید آمار روز به روز اهمیت پیدا می‌کند و نیاز به همکاری و هماهنگی بین سازمان‌های آماری بین‌المللی و ملی به اشکال گوناگون ضرورت فوق‌العاده می‌یابد؛ تلاش برای ایجاد استانداردها و اصول مشترک مبادله اطلاعات نیز بهترین راه حصول به پیشرفت است.

در این مقاله سعی شده است آثار جهانی‌شدن بر آمار در زمینه‌های اقتصادی ارائه شود.


در دنیای متغیر امروز نظارت بر امور اقتصادی به چالش بزرگی تبدیل شده است.

آمار اغلب و به‌طورکلی، می‌تواند تصویری دقیق از گذشته‌ها و فعالیت‌های به‌نسبت سنتی جامعه ارائه دهد و آمارهایی که پدیده‌های جدید نظیر ورود کالاها و خدمات جدید به بازار، تغییر ساختار تجاری شرکت‌ها، ورود تکنولوژی‌ها و بین‌المللی شدن اقتصاد، فراملیتی شدن شرکت‌ها و از بین رفتن مرزهای گمرکی را به تصویر می‌کشند، از چندان دقتی برخوردار نیستند که این را از ویژگی‌های ذاتی آمار می‌توان قلمداد کرد. ازاین‌رو می‌توان گفت که کل نظام آمارهای اقتصادی، تا حد زیادی، ارتباط خود را با نیازهای کسب و کار، تحقیق، توسعه و الگوهای جدید اقتصاد جهانی که با پیچیدگی‌های ذاتی همراه است، از دست داده‌اند.

نوآوری‌ها و تکنولوژی‌های پیشرفته، طبیعت اقتصادی و اجتماعی را از جنبه‌های مختلف به چالش کشیده است. هم جهانی‌شدن و هم پیشرفت‌های تکنولوژیکی، موجب شتاب بیشتری از دهه ۹۰ به بعد شد. به‌علاوه عوامل متعدد دیگری هستند که با تکنولوژی و جهانی‌شدن درهم‌آمیخته‌اند. ظهور کالاها و خدمات جدید، تغییر کیفیت کالاها و خدمات، تغییرات در بازارهای مالی و نیروی کار، ظهور اقتصادهای غیرمادی و غیرکالایی (Immaterial Economy) نمونه‌هایی از هم‌آمیزی تکنولوژی و جهانی‌شدن است. تکنولوژی و جهانی‌شدن به پیچیدگی پدیده‌های اقتصادی و اجتماعی می‌افزاید و درنتیجه نظام‌‌های آماری به‌طورمداوم و فزاینده، متنوع‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند.

از اوایل سال‌های دهه ۱۹۹۰ تغییر الگوها و شرایط اقتصادی کشورها بحث روز است و همه به این باور رسیده‌اند که چیزی در ساختار اقتصادی کشورها در حال بروز است. این تغییرات ساختاری در اقتصاد، نیازهای اطلاعاتی جدیدی را کمابیش در تمامی زمینه‌های آمارهای اقتصادی به‌وجود آورده است. چالش‌های اساسی شاید در زمینه اندازه‌گیری قیمت کالاها و خدمات و دیگر شاخص‌های کمی و کیفی یا هر دو باشد. اطلاعات موجود درباره خدمات بسیار اندک است. نقش سرمایه انسانی در رشد اقتصادی، نیاز به تحقیق و اندازه‌گیری دقیق‌تری دارد. صنایع در حال تغییر شکلند و ازاین‌رو طبقه‌بندی‌ها، تعاریف و مفاهیم و استانداردها به‌سرعت، کهنه و نابهنگام می‌شوند. همچنین ساخت متغیرهای آماری که قادر به بیان عملیات بنگاه‌های جهانی شده باشند به‌طور فزاینده‌ای مشکل می‌شود. نوع قراردادهای استخدامی درظاهر به سوی یکنواختی می‌رود، ولی جبران خدمات نیروی انسانی روز به روز متنوع‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. فاصله دانش آمار در رابطه با اکثر عوامل اجتماعی و محیط جدید اقتصادی که در شکل‌دهی و تداوم دوره‌های کسب و کار اثرگذارند، بسیار زیاد شده است. سوالات زیادی درباره شیوه نگاهداری حساب‌های کسب و کار در شرکت‌ها که دفاتر حسابداری خود را بیشتر به‌صورت سنتی نگاهداری می‌کنند، مطرح است؛ ضمن آنکه تولید غیرمادی (خدمات) در این شرکت‌ها روز به روز جایگاه مهم‌تری پیدا می‌کند. مبالغ هنگفتی سالانه در تکنولوژی‌های جدید سرمایه‌گذاری می‌شود، ولی اطلاعات قابل اعتماد درمورد آنها چه در سطح ملی و چه در سطح بنگاهی، کمتر وجود دارد. غالب کارشناسان و حتی نهادهای بین‌المللی چون بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول به‌طور دائم تکرار می‌کنند که نظام نظارت بر بازار پول و سرمایه که آمار مهم‌ترین آنهاست، خیلی عقب‌تر از بازار اختراعات و نوآوری‌ها در جهان است.

بحران مالی بین‌المللی و اصولا نظام مالی بین‌المللی در سال‌های ۱۹۹۰ منجر به بازنگری اصول نظام مالی جهان شد. اطلاعات آماری در افزایش شفافیت و بازشدن و بازنگری نظام مالی جهانی نقش عمده‌ای داشت و نتیجه آن شد که برای جلوگیری از بحران‌های مالی، پیشرفت نظام اطلاعاتی و آماری اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

 

·         آمار کسب و کار

تعداد بنگاه‌ها و سازمان‌هایی که عملیات آنها در سطح جهانی گسترش می‌یابد، در چند سال اخیر به‌شدت در حال افزایش بوده است. در شرایط فعلی اقتصادی جهان برای شرکت‌ها سودآورتر و آسان‌تر شده است که تولیدات خود را در مکان‌های جدید و متفاوتی در داخل کشور یا در گوشه و کنار جهان مستقر سازند. اولین واقعیت آن است که در شرایط جهانی‌شدن، مرزهای ملی مفهوم خود را در ارتباط با عملیات بنگاه‌های بزرگ چند‌ملیتی از دست داده‌اند و این بنگاه‌ها از دیدگاه تولید آمارهای اقتصادی مساله‌زا شده‌اند. این بنگاه‌ها به‌سادگی قادر به ارائه سهم تولید خود از هر کشور در شبکه جهانی تولید خویش نیستند. به‌علاوه مفاهیم آماری غالبا با اصطلاحات رایج در عملیات حسابداری این بنگاه‌ها انطباق چندانی ندارد.

مهم‌ترین نیازهای توسعه آمار، اغلب به آمارهای اقتصادی موجود ازجمله آمار نظام حساب‌های ملی، آمار تراز پرداخت‌ها، شاخص مزد و حقوق، شاخص قیمت کالاها و خدمات و آمارهای داده و ستانده تولیدات رهنمون می‌شود. آمارشناسان در شرایط امروز اقتصاد جهانی و اقتصاد ملی کشورها باید به توسعه روش‌های نوین و منابع اطلاعاتی جدید برای حفظ کیفیت مطلوب، قابلیت اعتماد و رضایت‌بخشی آمارهای اقتصادی روی آورند و تامین‌کننده این نیازها باشند.

جهانی‌شدن بی‌تردید موجب مشکلاتی، برای آمار تجارت خارجی، جمع‌آوری اطلاعات مربوط به تولید و بازگشت سرمایه شرکت‌ها و همچنین شاخص قیمت‌ها و حساب‌های ملی شده است. یک منبع مشترک اشتباه آمارها در دنیای امروز، ناشی از فعالیت شرکت‌ها و گزارش نادرست آنها در زمینه تجارت است. جمع‌آوری و تهیه آمار از میزان کالاهایی که بین شعبه‌های مختلف یک بنگاه یا یک گروه از بنگاه‌ها انجام می‌شود و نیز تهیه قیمت این کالاها کار چندان ساده‌ای نیست. بسیاری از آمارهایی که بر پایه مفهوم حاکمیت قلمرو اقتصادی درگذشته جمع‌آوری می‌شد، درحال‌حاضر با مشکل مفهومی و منطق درک ذاتی فعالیت بنگاه‌های فراملیتی مواجه است. افزایش روزافزون سهم تجارت جهانی با مشکلات فزاینده‌ای از این نوع، در معاملات درونی یک شرکت فراملیتی و بین شرکت‌های فراملیتی با خود مواجه است.

میزان اشتباه آماری و نامتوازنی ترکیب حساب جاری تراز پرداخت‌های جهان در سال ۱۹۹۹ که منشأ آن جهانی‌شدن است، طبق محاسبه صندوق بین‌المللی پول بالغ بر ۱۲۸ میلیارد دلار کسری بود که درحال‌حاضر به بیش از ۲۰۰‌ میلیارد دلار رسیده است. حال آنکه طبق اصول مسلم، این عدد باید برابر صفر باشد. این نامتوازنی و نامتعادلی بیشتر ناشی از ثبت ناکافی جبران عوامل تولید در بنگاه‌های فراملیتی است. مرزهای ملی در اقتصاد جهانی، ارتباط نظارتی خود را به‌ویژه درمورد شرکت‌های فراملیتی و بزرگ که رشد فزاینده‌ای هم دارند، از دست داده‌اند. آشنایی با کسب ‌و کار جدید و فرآیند تولید، ضرورتی است که صحت آمارها را تضمین می‌کند. مشکل دیگر آن است که در آمارهای تولیدی مفاهیمی به‌کار می‌رود که هم‌راستای مفاهیم نظام درونی اطلاعاتی بنگاه‌ها نیست.

مشکل آمار داده‌ها و تولید با پیچیدگی‌های بیشتری همراه است و این ناشی از آن است که سهم زیادی از بازگشت سرمایه بنگاه‌ها از منابع دیگری غیر از کالاهای تولیدی حاصل می‌شود. درآمد ناشی از حق‌الامتیاز (Royalty)، انجام خدمات و نقل و انتقال سهام در زمره دیگر منابع این بنگاه‌هاست. سهم فزاینده‌ای از ارزش افزوده بنگاه‌ها ناشی از محیط دیجیتالی (فعالیت‌های ناشی از خدمات به‌کارگیری کامپیوتری) است که اقلام متعددی را دربر می‌گیرد. ارزش افزوده زیادی ناشی از طراحی، روش‌دهی، ساخت، مهندسی، بازاریابی، تبلیغات، خدمات‌رسانی، فروشندگی، مشاوره و رهنموددهی است. به همان نسبت که نقش تولید مادی کم می‌شود، تولید آمار با مشکلات بیشتری همراه خواهد شد و مرز بین تولید کالاهای سنتی و خدمات به‌طور فزاینده‌ای مبهم می‌شود.

صورتحساب سود و زیان و ترازنامه شرکت‌ها مهم‌ترین ماخذ برای نظارت آماری است که اهمیت آنها برای هدایت سرمایه‌گذاری‌ها و افزایش و کاهش آنها در اقتصاد جهانی به‌طور مستمر در حال افزایش است. سال‌هاست که برای هماهنگ و استاندارد کردن صورت‌های مالی شرکت‌ها در سطح بین‌المللی تلاش می‌شود. درحال‌حاضر شیوه نگاهداری حساب‌ها و دفاتر مالی در آمریکا و اروپا متفاوت است و حتی در داخل اتحادیه اروپا هنوز یکنواختی وجود ندارد.

 

·         اندازه‌گیری تغییرات قیمت

مشکلات اندازه‌گیری تغییرات کیفی کالاها و خدمات در شاخص‌های قیمت، سابقه‌ای طولانی دارد. روش‌های متعدد و متنوعی، چه در تهیه شاخص‌های قیمت مصرف‌کننده و چه در شاخص‌های تولیدی دیده می‌شود. تغییر کیفی محصولات و خدمات مهم‌ترین مشکل در ایجاد شاخص‌های قیمت است. به‌علاوه بین کشورها در وارد کردن کالاهای جدید به شاخص‌های قیمت، که روز به روز شدت می‌گیرد، تفاوت زیادی دیده می‌شود و ازاین‌رو قابلیت اعتماد شاخص‌های قیمت برای مقایسه‌های بین‌المللی، چندان زیاد نیست. اقتصاددانان برای تحلیل‌ها و مطالعات تطبیقی با مشکل مواجهند و ترجیح می‌دهند از شاخص‌های قیمت ملی به‌جای زیرشاخص‌های متعدد موجود بهره گیرند.

مشکلات ناشی از تغییر دیر به دیر سال پایه شاخص‌های قیمت و مقدار و نیز اریب‌های ناشی از فرمول‌های به‌کارگیری در شاخص‌ها تا حد زیادی حل‌نشده باقی مانده است و چالش‌های زیادی درمورد تغییرات قیمت و تورم که از حساسیت خاصی در جامعه برخوردار است، به‌وجود آورده است. برای مثال شاخص «لاس پیرز» (Laspeyrs) که فرمول مورد استفاده در بیشتر کشورهای جهان و ازجمله ایران است؛ به‌دلیل آنکه این شاخص اغلب برآورد بیشتری از سطح عمومی قیمت‌ها به‌دست می‌دهد، مورد انتقاد زیادی قرار گرفته ولی هنوز جایگزین قابل‌قبولی هم پیدا نکرده است. درمورد شاخص‌های تفریح و سرگرمی و بهره‌گیری از حیات و بسیاری از شاخص‌های کیفی، هنوز سوالات زیادی مطرح است که آمار نتوانسته پاسخ لازم را برای آنها ارائه دهد.

·         اندازه‌گیری بهره‌وری

بهره‌وری در اقتصاد متحول‌شده کشورها مورد توجه روزافزون است. در اواخر سال‌های دهه ۱۹۹۰ بسیاری از کشورها و ازجمله کشورهای صنعتی پیشرفته، با نوعی ضعف در رشد بهره‌وری مواجه شدند و حال آنکه رشد اقتصادهای نوظهور با سرعت بالای بهره‌وری همراه شده بود. بهره‌وری مفهوم کلیدی رشد، هم از دیدگاه اقتصاد جدید و هم از دیدگاه نظری در اقتصادهای کلاسیک است. نرخ رشد بهره‌وری و عرضه نیروی کار، تعیین‌کننده ظرفیت رشد در تولید ناخالص داخلی است. اهمیت کلیدی بهره‌وری در توسعه اقتصادی، در ارتباط تنگاتنگ با سایر عوامل مهم رشد اقتصادی ازجمله سرمایه‌گذاری ثابت غیرمادی (ارتقای کیفیت نیروی انسانی)، توسعه تکنولوژی، رقابت، سوددهی و ... است. در برنامه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران نیز به بهره‌وری توجه زیادی شده و سهم بهره‌وری کل عوامل را در رشد اقتصادی ۸‌درصدی برنامه، معادل ۳/۳۱‌درصد برآورد کرده‌اند. فاصله بین نظریه‌های اقتصادی و روش‌های اندازه‌گیری و جمع‌آوری آمارهای مربوط به بهره‌وری، قابل توجه است و کاهش دادن پوشش این فاصله در اقتصاد امروز جهان، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. عوامل اثرگذار بر بهره‌وری در اقتصاد امروز جهان که از دیدگاه نظریه‌های اقتصادی نیز اهمیت زیادی پیدا کرده‌اند مانند سرمایه‌های غیرمادی، نوآوری‌ها، کارآفرینی، حاکمیت شرکت‌ها به‌سادگی قابل کمی‌شدن نیستند، ازاین‌رو فاقد نمایانگر مطلوب آماری هستند. همین مشکل درمورد خدمات، که سهم بسیار بالایی در اقتصاد کشورها به‌دست آورده، موجود است. بسیاری از بخش‌های خدماتی نظیر بانکداری، خرده‌فروشی و عمده‌فروشی، خدمات کسب و کار، بیمه، خدمات مربوط به انفورماتیک، با تمام اهمیتی که پیدا کرده‌اند، هنوز جایگاه خود را در شاخص‌ها و آمارها به‌دست نیاورده‌اند. علاقه فزاینده به افزایش بهره‌وری که در برنامه چهارم عمرانی ایران نیز بدان توجه شده، نشان از چالش‌های زیادی برای ارزیابی عملکرد اقتصاد دارد. مشکلات کیفی در اندازه‌گیری بهره‌وری و ناتوانی آمارهای موجود، موجب شده آثار به‌کارگیری تکنولوژی‌های جدید در تولید و در رشد بهره‌وری، به‌نحو مطلوبی اندازه‌گیری نشود و آمار نتوانسته فاصله بین خود و رشد تکنولوژی را پر کند و پاسخگوی تحلیل‌های اقتصادی باشد.

تحلیل‌های بهره‌وری نشان از کمبود شاخص‌های بین‌المللی قابل مقایسه نیز دارد، زیرا اغلب شاخص‌های بهره‌وری، حالت خرد دارد و در سطح شرکتی یا بنگاهی است و آمار لازم برای بررسی تطبیقی بخشی و ملی، چندان در دسترس نیست.

 

·         اندازه‌گیری آثار تکنولوژی و جامعه اطلاعاتی

تولید آمار علوم و تکنولوژی مورد چالش بسیاری است. به‌نظر می‌رسد که توسعه تکنولوژی و نوآوری‌ها نیازمند ایجاد مدل‌های پیچیده‌تری از آمار است. آمار باید تا حد امکان پاسخگوی تلاش دولت‌ها، بنگاه‌ها و افراد در این زمینه باشد و در نظر داشته باشد که توجه نه‌تنها به تکنولوژی بلکه به نقش دانایی روزافزون است. بین عواملی که بازنگری شاخص‌های تکنولوژی را ضروری کرده، رشد خدمات و جامعه اطلاعاتی است که آمار باید در حیطه آن وارد شود. نظام آماری به‌طور فزاینده با چالش جامعه اطلاعاتی روبه‌روست و پاسخگویی به تقاضای این جامعه از ضرورت و فوریت خاصی برخوردار است. چگونگی توسعه جامعه اطلاعاتی نیز مورد عنایت و توجه خاص سیاستمداران است. جامعه اطلاعاتی به‌عنوان عامل مهم اقتصادی و اجتماعی در چند سال گذشته فوق‌العاده حائز اهمیت شده است، زیرا مطالعات اخیر نشان داده که اطلاعات و تکنولوژی، مهم‌ترین منبع رشد اقتصادی و بهره‌وری است. موفقیت اقتصادهای جدید نیز نشان می‌دهد رشد سریع اقتصادی منبعث از پذیرش تکنولوژی‌های تازه است، بنابراین آمارشناسان باید به تولید آمارهای مربوط به اندازه‌گیری آثار تکنولوژی بر دستاوردهای اقتصادی توجه کنند.

طی چند سال گذشته سازمان ملی آمار کشورها تلاش زیادی برای تهیه آمار مورد نیاز جامعه اطلاعاتی کرده‌اند و مشکلات اندازه‌گیری و بسیاری از چالش‌های ناشی از آن هنوز پیش روی این سازمان‌هاست، ولی این سوال همچنان مطرح است که آیا آمارهای اقتصادی موجود، جامعه اطلاعاتی را پوشش می‌دهد؟ تجارت الکترونیک، هرچند هنوز دوران بلوغ را می‌گذراند، ولی رشد سریع آن، اندازه‌گیری آن را برای سازمان‌های آماری ضروری کرده و آمار باید به این حیطه با تمام مشکلات اندازه‌گیری آن وارد شود. تعریف واحد آماری و وسایل اندازه‌گیری در زمره محدودیت‌های جمع‌آوری چنین اطلاعاتی است. تمام این چالش‌ها نیازمند عبور از مرزهای مابین آمار بنگاهی، حساب‌های ملی و تحقیقات مربوط به علوم و تکنولوژی است. به‌علاوه سرمایه‌های غیرمادی به شکل حساب‌های سرمایه‌ای دانایی، جایگاه و سهم عمده‌ای در دارایی‌های سرمایه‌ای بنگاه‌ها پیدا کرده است. در بسیاری از زمینه‌های تکنولوژی پیشرفته، اهمیت سرمایه‌های انسانی به مراتب بیشتر از سرمایه‌های مادی است.

 

·         آمار بازار کار و دستمزد

آمار بازار کار از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. این آمار جنبه چندوجهی ارتباطی با آمارهای اجتماعی، کسب‌‌و کار و اقتصادی دارد. بنابراین آمار بازار کار باید به طریقی تولید و ارائه شود که هم اطلاعات مربوط به سیاست‌های اجتماعی و اشتغال را فراهم سازد و هم نیاز روندهای کسب ‌و کار و سیاست‌های ساختاری اقتصاد را در مقایسه با سایر اقتصادها عرضه کند. چالش در آمار بازار کار مربوط به حفظ یکنواختی، تداوم عرضه آمار و محتوا آمارهایی است که از منابع مختلف ارائه می‌شود. به‌علاوه نیاز روزافزون برای تشریح کیفیت نیروی کار، جابه‌جایی و عرضه  آن و نیز تغییرات ساختار بازار کار وجود دارد. همچنین به‌دلیل رشد سازمان‌های غیرانتفاعی در سطح ملی و بین‌المللی، انتظارات کارفرمایان و کارکنان، هر دو، در جمع‌آوری و انتشار اطلاعات بازار کار باید لحاظ شود. جهانی‌شدن و مقررات‌زدایی در بازار کار، چالش فراروی توسعه آمارهای دستمزد است. در گذشته آمارهای دستمزد بیشتر برای تامین نیاز مذاکرات دسته جمعی کارگران جمع‌آوری می‌شد، اما تغییرات ساختاری رخ‌داده در اقتصاد جهانی، نقش آمارهای دستمزد را تا حد زیادی دگرگون کرده و این آمار نیز باید بازگوی شرایط عمومی‌تر جامعه باشد. در سال‌های اخیر در سطح بنگاهی فضای پرداخت دستمزد کاملا عوض شده و به سوی پرداخت انعطاف‌پذیر برای هر فرد مزدبگیر سوق پیدا کرده است. ساختار استاندارد دستمزد، اهمیت خود را از دست داده و دستمزد بر پایه عملکرد، نظام پاداش و جایزه، اهمیت بیشتری یافته است.

 

·         جهانی‌شدن و آمار

 

همچنین ساختار جمعیت مزد و حقوق بگیر با آمادگی روزافزون نیروی کار برای انجام کار پاره‌وقت، در حال دگرگونی است. بنابراین آمار دستمزد نه‌تنها باید ارضا‌کننده طرف‌های اجتماعی و جمعی نیروی کار باشد؛ بلکه باید پاسخگوی استفاده‌کنندگان برای تحلیل‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی نیز باشد. بهبود نه‌تنها در سرعت تولید آمار دستمزد ضروری است؛ بلکه پوشش و محتوای این آمار نیز نیازمند تغییر و تحول است. تعریف دریافتی باید آن‌چنان جامع و هماهنگ باشد که تا حد امکان تمام بخش‌ها را در چارچوب استانداردهای بین‌المللی پوشش دهد. به‌علاوه پوشش آمار باید از چنان گستردگی برخوردار باشد که گروه‌های مختلف (کارکنان پاره‌وقت، کارکنان ثابت، قراردادی و...) را که در ساختار هزینه‌ای بنگاه‌ها تاثیر گذارند، دربر گیرد.

منبع: پروتال شادا



موضوع مطلب : مقالات اقتصادی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت