منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩٠/٢/۱٦ :: ٧:٢۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

پژوهشی درمصحف حضرت فاطمه (س)
عبداللّه‏ امینی

در باره مصحف فاطمه(س) پرسشها و ابهاماتی است؛ آیا همان گونه که از عنوان «مصحف» برمی‏آید، قرآنی ویژه حضرت زهرا علیهاالسلام بوده، یا کتابی در موضوعی دیگر است؟ اگر جواب، فرض دوم است، آیا خود حضرت آن را نوشته‏اند؟ محتوای آن چیست؟ و اکنون این کتاب کجا است؟ جواب این پرسشها از روایات مربوط به این موضوع به دست می‏آید. البته بیان این روایات مختلف است؛ بعضی محتوای مصحف را احکام حلال و حرام می‏دانند، برخی می‏گویند دیکته‏کننده آن پیامبر(ص) بوده، در حالی که بعضی جبرئیل را گوینده آن می‏دانند، که در این صورت باید به این پرسش پاسخ گوییم که آیا جبرئیل با شخصی که پیامبر نیست، سخن می‏گوید؟ و اگر چنین باشد، چگونه با حضرت فاطمه(س) سخن گفته است؟ مگر پس از وفات پیامبر(ص)، وحی قطع نشده بود؟
به هر روی، پرسشهای بسیاری در این زمینه وجود دارد، که پاسخگویی به آن، مورد اهتمام مقاله حاضر است.
شایع‏ترین پرسش در باره این مصحف، عنوان جنجال‏برانگیز و شبهه‏ناک آن، یعنی «مصحف» است، زیرا چنین برمی‏آید که این مصحف، قرآن خاصی است. اما اگر به روایات بنگریم، می‏یابیم این مصحف حتی یک آیه در بر ندارد. بسیاری از برادران اهل سنت می‏پندارند شیعه، قرآنی دیگر ـ به جز قرآن موجود ـ در اختیار دارد! و گمان برده‏اند مصحف فاطمه سلام‏اللّه‏ علیها همان قرآن است! این پندار حتی در مطبوعات دنیای عرب نمایان شده است؛ برای نمونه روزنامه «آخر خبر» (آخرین خبر) در سودان از تاریخ ششم رجب ۱۴۱۶ سلسله مقالاتی را درج کرده و مدعی شده است شیعیان قرآنی دیگر به نام مصحف فاطمه دارند!


برخی احادیثی که در باره مصحف فاطمه سلام‏اللّه‏ علیها آمده است، با همین واژه (=مصحف) است، از این‏رو به پندار مزبور دامن می‏زند؛ از جمله:
محمد بن‏مسلم ازامام جعفر صادق(ع) روایت می‏کند: «فاطمه علیهاالسلام مصحفی از خود به جا گذاشت، که قرآن نیست.»(۲)
علی بن‏سعید از امام صادق(ع) روایت می‏کند: «به خدا سوگند! مصحف فاطمه علیهاالسلام نزد ماست و در آن حتی یک آیه از کتاب اللّه‏ نیست.»(۳)
امام صادق(ع) می‏فرماید: «در آن [مصحف [سه برابر این قرآن، مطلب هست.»(۴)
برخی گمان کرده‏اند از آن‏رو که «مصحف» واژه‏ای خاص قرآن است، اگر گفته شود مصحف فاطمه، به معنی قرآن فاطمه(س) است، و چون حدیث اخیری می‏گوید: این مصحف، سه برابر قرآن است، پس شیعیان معتقدند قرآن موجود، قرآنی ناقص است! غافل از اینکه ذیل احادیث اشاره دارد که در این مصحف حتی یک آیه وجود ندارد.
به هر روی اینک وارد بحث می‏شویم و با معنای مصحف سخن را شروع می‏کنیم.
معنای مصحف
به آنچه که متشکل از برگهای نوشته شده میان دو جلد باشد، مصحف گویند (الجامع للصحف المکتوبه بین الدفتین).(۵)بنابراین مصحف، چند برگ دارد، نه یک برگ؛ ولی گاه می‏تواند کتاب بیش از یک برگ نداشته باشد، و نیز مصحف می‏بایست میان دو جلد باشد، که برگها را در بر داشته باشد. در نتیجه باید گفت «مصحف» شامل هر کتابی می‏شود و اختصاص به قرآن ندارد، گو اینکه معنای مشهور مصحف، قرآن است. شایسته است یادآور شویم واژه مصحف در قرآن وارد نشده و جزء نامهای قرآن نیز شمرده نشده است. جلال‏الدین سیوطی(۶) و ابوالمعالی الصالح، یکی از محدثان اسلامی، پنجاه و پنج نام برای قرآن بر شمرده‏اند، که در میان آنها کلمه «مصحف» دیده نمی‏شود.
جالب است بدانید هیچ کس به «سیبویه» در نامگذاری کتابش به «الکتاب» به رغم نامگذاری قرآن به همین نام اعتراض نکرده است، ولی بر نامگذاری کتاب حضرت فاطمه به «مصحف» اعتراض کرده‏اند.(۷)
دکتر امتیاز احمد در کتاب «دلائل التوثیق المبکر للسنه و الحدیث» می‏گوید: مصحف فقط به معنای قرآن نیست، بلکه به معنای کتاب نیز می‏باشد. وی برای اثبات این مدعا شواهدی را ذکر می‏کند.(۸) همچنین استاد بکر بن‏عبداللّه‏ در کتاب «معرفه النسخ و الصحف الحدیثیه» می‏گوید: مصحف از جمله اصطلاحاتی است که شامل هر نوع مجموعه‏ای که در بر دارنده سخنانی است، می‏شود.(۹)
کتابهای دیگر حضرت زهرا(سلام‏اللّه‏ علیها )
هیچ یک از علمای شیعی و سنی بر مصحف فاطمه سلام‏اللّه‏ علیها دست نیافته‏اند، بلکه با بهره‏گیری از احادیث مربوط به این موضوع، تا اندازه‏ای به محتوا، املاکننده و نویسنده آن آشنا شده‏اند. برخی گفته‏اند: مصحف آن حضرت در بر دارنده امثال و حکم و مواعظ و اخبار و عجایب است، و امیرمؤمنان آن را نوشته و تقدیم حضرت فاطمه کرده، تا تسلی‏بخش ایشان در مرگ پدر باشد(۱۰) بعضی معقتدند: این مصحف، شامل احکام تشریعی، اخلاقی و آنچه در زمان آینده پیش می‏آید، است و حضرت فاطمه(س) آن را از شنوده‏های پدر و شوهرش جمع‏آوری کرده است.(۱۱) امام خمینی در وصیت‏نامه خویش می‏فرماید: مصحف فاطمه، الهامات خداوند متعال بر زهرای مرضیه است.(۱۲)
و سیدمحسن امین بر این عقیده است که حضرت، دو مصحف دارند، که یکی الهام پروردگار و دیگری گفته‏های رسول خدا(ص) به حضرت زهرا است.(۱۳)
همان گونه که گفته شد، تعدد اقوال در باره محتوای مصحف، به سبب احادیثی است که در کتابهای مختلف پراکنده است، و هیچ دلیل عقلی یا تحلیل نظری ندارد. البته این احادیث، سخن از کتابهای حضرت فاطمه(س) می‏کند، نه تنها از مصحف ایشان. از این‏رو شایسته می‏نماید به دیگر کتابهای منسوب به ایشان اشاره شود، تا از میان آنها به مصحف ایشان دست یابیم.
۱. کتاب اخلاقی
در احادیث شیعه و سنی، کتابی با این عنوان ذکر نشده، بلکه در اخبار به مضمون آن اشاره شده است. خرائطی از مجاهد نقل می‏کند: اُبَیّ بن‏کعب به دیدار فاطمه - رضی‏اللّه‏ عنها ـ دختر محمد ـ صلی اللّه‏ علیه و سلم ـ رفت. فاطمه به او کتابی پوشیده در شاخه‏های درخت خرما نشان داد، که در آن نوشته شده بود:
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، با همسایه‏اش به نیکی رفتار کند.(۱۴)
از روایات دیگری که در باره این کتاب است، چنین برمی‏آید که این حدیث، گزیده‏ای از حدیث دیگری است که شیخ کلینی آن را در اصول کافی به نقل از امام صادق علیه‏السلام آورده است.(۱۵)
«ابوجعفر محمد ابن‏جریر بن‏رستم طبری» از علمای قرن چهارم نیز این حدیث را ـ با ذکر بیش‏تر ـ در کتاب دلائل الامامه آورده است.(۱۶)
ظاهرا کسانی که گفته‏اند مصحف فاطمه در بردارنده معارف و اخلاق و آداب است، این احادیث را دیده‏اند، ولی خواهیم گفت مصحف فاطمه(س) شامل نکات اخلاقی نیست، زیرا هیچ دلیلی بر این مطلب وجود ندارد.
۲. کتاب تشریعی
چنین کتابی با چنین عنوانی نیز در احادیث ذکر نشده است، ولی امام صادق علیه‏السلام در پاسخ به پرسشهای کارگزار منصور ـ خلیفه عباسی ـ آنچه را می‏فرماید، مستند به این کتاب می‏کند(۱۷) از این‏رو چنین فهمیده می‏شود که حضرت فاطمه دارای کتابی در احکام شرعی بوده است.
علامه سیدمحسن امین این کتاب را مصحف فاطمه دانسته است(۱۸)، ولی باید گفت روایاتی وجود دارد ـ ذکر خواهد شد ـ که می‏گوید مصحف آن حضرت در بر دارنده احکام حلال و حرام نیست، و اگر چنین احکام فقهی ذکر شده، در مصحف و روایتی دیگر از حضرت فاطمه سلام‏اللّه‏ علیها است، که از پدر بزرگوارش پیامبر اسلام نقل کرده است.(۱۹)
۳. لوح فاطمه
لوح به صفحات پهن چوبی یا استخوانی گفته شود، که در فارسی، تابلو یا تخته نامیده می‏شود. وجود این لوح در بسیاری از احادیث ذکر شده است، زیرا در بر دارنده نام امامان شیعه علیهم‏السلام است.
ابوالفتح کراجکی (متوفی ۴۴۹ه••• ) معتقد است: تمامی شیعیان در صحت محتوای این لوح اتفاق نظر دارند.(۲۰) در کتاب کمال‏الدین و تمام النعمه صدوق مضمون این لوح ذکر شده است.(۲۱)
محتوای این لوح ـ و به نظر برخی خود لوح ـ هدیه خدا به پیامبر بوده است، که پیامبر آن را به حضرت فاطمه سلام‏اللّه‏ علیها بخشید.(۲۲)
۴. وصیت‏نامه
در روایات متعدد و با سندهای مختلف آمده است: حضرت زهرا سلام‏اللّه‏ علیها کتابی از خود به جا گذاشت که وصایایش را در آن نوشته بود.(۲۳)
این وصایا، امور شرعی ـ از جمله تکلیف هفت باغی که از سوی رسول‏اللّه‏(ص) وقف آن حضرت شده بود ـ و امور سیاسی بود.(۲۴) این وصایا از شمار مطالبی است که در مصحف فاطمه(س) وجود داشته است.
۵. مصحف فاطمه(س)
وجود این کتاب نیز در روایات مختلف با سندهای متعدد ذکر شده است. همان گونه که گفته شد پرسشهایی در باره این کتاب وجود دارد؛ از جمله: چه کسی این کتاب را املا کرده است؟ نویسنده آن کیست؟ محتوای آن چیست؟ آیا در این کتاب اشاره به تحریف قرآن شده است؟ هم‏اکنون این کتاب کجا است و در دست کیست؟ و ...
اعتبار روایات مصحف فاطمه(س)
شاید مهمترین پرسش در باره مصحف، صحت و اعتبار روایات آن است، زیرا دیگر پرسشها پس از تبیین اعتبار روایات این کتاب مطرح می‏شود. از این‏رو در ابتدا باید وارد این بحث شویم.
راههای تشخیص صحت روایت
برای فهمیدن صحت روایات، راههای مختلفی وجود دارد، که مهمترین آن سه راه است:
راه اول، بررسی اشخاص (= راویان) موجود در سند حدیث است. اگر همگی این راویان مورد اعتماد باشند، خبر معتبر است.
راه دوم، قراین دیگر به جز سند است، زیرا گاه تمامی راویان دارای شرایط لازمند، ولی قراینی ـ مانند روی گرداندن علما و عمل نکردن به آن حدیث از سوی ایشان ـ وجود دارد، که دلالت می‏کند اشکالی در این حدیث هست، و گرنه آن را کنار نمی‏گذاشتند. همچنان که گاه سند حدیث، صحیح و سالم نیست، ولی قراینی دیگر مانند عمل علما طبق حدیث باعث اعتماد به آن خبر می‏شود.
راه سوم، اعتقاد به تفاوت میان احادیث مربوط به احکام شرعی با غیر آن ـ یعنی احادیث مربوط به عقاید یا تاریخ ـ است. گونه اول، یعنی روایات فقهی لازم است سندا معتبر باشد، ولی برای اثبات گونه دوم، اتفاق نظر علما کافی است. می‏توان راه سوم را مندرج در راه پیشین دانست، زیرا در هر روی، ملاک اعتبار حدیث، اعتماد به آن است، بی‏آنکه به راویان توجه کنیم.
مصحف فاطمه(س) و راههای تشخیص صحت و اعتبار روایات
اینک نوبت آن رسیده که به پرسش مطرح شده پاسخ دهیم و بگوییم: روایات مصحف فاطمه(س) با هر یک از راههای مزبور، صحیح و معتبر است، زیرا از طریق سوم اگر بخواهیم بررسی کنیم تمامی علمای شیعی روایات این مصحف را پذیرفته، و ما به عنوان مخالف، کسی را نمی‏شناسیم. این مطلب باعث تقویت وثوق به روایات از راه دوم است، گو اینکه برخی گفته‏اند: مگر می‏شود جبرئیل بر فاطمه(س) نازل گردد و به او این مطالب را بگوید، و علی علیه‏السلام آنها را بشنود و بنویسد؟! با اینکه علی(ع) از فاطمه(س) افضل است و سزاوار می‏نماید به ایشان وحی شود، نه به همسرشان!
ما به این اشکال پاسخ خواهیم داد، ولی فعلاً به نقل آنچه علامه سیدمحسن امین گفته است، بسنده می‏کنیم:
استبعادی ندارد و جای انکار نیست که جبرئیل با زهرا علیهاالسلام سخن گوید و علی علیه‏السلام آن را بشنود و در کتابی که به نام «مصحف فاطمه» است، بنویسد. گو اینکه اصحاب مورد وثوق این سخنان را از امامان اهل‏بیت علیهم‏السلام روایت کرده‏اند. من به کسانی که این امر را انکار کرده، یا آن را بعید می‏شمرند، و یا مبالغه‏گویی و دور از انصاف می‏دانند، می‏گویم: آیا در قدرت خدای متعال شک دارند؟ یا در اینکه پاره تن [رسول‏اللّه‏[ زهرا شایسته این کرامت باشد؟ و یا در صحت این روایات به رغم گفته ائمه هدی، که ذریه آن حضرت و مورد وثوقند؟ در حالی که این کرامت برای «آصف بن‏برخیا» وزیر سلیمان علیه‏السلام رخ داد و او گرامی‏تر از آل محمد نزد خدا نیست!(۲۵)
صحت و اعتبار روایات مصحف فاطمه(س)، از راه اول نیز ثابت می‏شود، زیرا کلینی در کافی در ضمن روایات این احادیث، سند را صحیح می‏داند.(۲۶) در یکی از این روایات امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: فاطمه پس از رسول اللّه‏ صلی اللّه‏ علیه و آله هفتاد و پنج روز زنده ماند و به خاطر پدرش دچار حزن بسیار بود. جبرئیل به نزد او می‏آمد و به سبب مرگ پدرش به او دلداری و تسلی خاطر می‏داد. به ایشان از پدرش و جایگاه او و به کسانی که از ذریه فاطمه خواهند بود، خبر می‏داد. علی علیه‏السلام این اخبار را می‏نوشت، و این مصحف فاطمه است.(۲۷)
عنوانی که باعث فهم اشتباه شده است
گفتیم عنوان «مصحف فاطمه» گاه باعث این توهم می‏شود که قرآنی ویژه حضرت زهرا علیهاالسلام وجود داشته است، همچنان که از «مصحف عبداللّه‏ بن‏مسعود» و «مصحف عایشه» و یا «مصحف اُبیّ بن‏کعب» برمی‏آید، ولی وقتی لغتنامه‏ها را بررسی کنیم، پندار مزبور زدوده می‏شود و می‏فهمیم مصحف، منحصر در قرآن نیست.
همچنین گفتیم این کتاب در بردارنده هیچ آیه‏ای نیست، از این‏رو در موضوع قرآنی نمی‏باشد. و نیز در ضمن سخنان گذشته اشاره شد این کتاب از سوی آن حضرت، نوشته یا اولا نشده است، و از آن‏رو به آن «مصحف فاطمه» گفته‏اند که هدیه‏ای الهی به ایشان بوده است. بنابراین نویسنده یا گوینده این سخنان کیست؟ اگر محتوای این مصحف، قرآن نیست، چه چیز در آن یافت می‏شود؟ حجم این کتاب چقدر است؟ و ...
نویسنده مصحف
روایات بسیاری وجود دارد که در آن، حضرت علی علیه‏السلام به عنوان نگارنده مصحف معرفی شده است؛ از جمله امام صادق علیه‏السلام در جواب سؤال «حماد بن‏عثمان» مبنی بر اینکه نویسنده مصحف کیست، می‏فرماید: امیرمؤمنان هر چه را می‏شنید، می‏نوشت، تا اینکه به صورت کتابی در آمد.(۲۸)
گوینده احادیث
۱. برخی گفته‏اند گوینده سخنان موجود در مصحف، خداوند است. امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «مصحف فاطمه نزد ماست ... و خداوند آن سخنان را گفته و بر حضرت فاطمه الهام کرده است.»(۲۹)
این گونه الهام برای مادر حضرت موسی علیه‏السلام نیز وجود داشته است. در سوره قصص، آیه هفت آمده است: به مادر موسی الهام کردیم او را شیر ده و ...
۲. بعضی معتقدند این سخنان از آن جبرئیل است. این احتمال در حدیثی به نقل از امام صادق علیه‏السلام گفته شده است.(۳۰)
امام حسین علیه‏السلام می‏گوید: «مصحف فاطمه نزد ما است. به خدا سوگند! یک حرف از قرآن در آن نیست. سخنان این مصحف از آنِ رسول اللّه‏ و خط علی علیه‏السلام است».(۳۱)
بنابراین حدیث، گوینده سخنان این مصحف، رسول اللّه‏ (= فرستاده خدا) است. علامه مجلسی در ذیل این حدیث می‏گوید: مقصود از فرستاده خدا، جبرئیل است. همچنان که در آیات بسیاری، به ملائکه، رسولان خدا گفته شده است.(۳۲)
البته چه بگوییم سخنان این مصحف از آن خدا است یا جبرئیل، تفاوتی ندارد، زیرا خداوند به واسطه جبرئیل، این احادیث را گفته است؛ ولی نمی‏توانیم معتقد باشیم مقصود از «رسول اللّه‏» پیامبر اسلام است، زیرا روایات بسیاری تصریح دارد سخنان این مصحف پس از وفات رسول‏اللّه‏ صلی اللّه‏ علیه و آله و در تسلای وفات آن حضرت، برای حضرت فاطمه سلام‏اللّه‏ علیها گفته شده است. گو اینکه احتمال دارد حضرت فاطمه(س)، دو مصحف داشته، که یکی سخنان رسول‏اللّه‏ و دیگری سخنان جبرئیل بوده است؛ یا ممکن است بگوییم مصحف فاطمه، یک کتاب بیش‏تر نبوده، ولی شامل دو بخش ـ سخنان رسول اللّه‏ و سخنان جبرئیل ـ بوده است. سیدمحسن امین در کتاب ارزشمند اعیان الشیعه معتقد به این گفتار است.(۳۳)
پس از اینکه دانستیم سخنان این مصحف از آن پروردگار ـ به واسطه جبرئیل ـ و نویسنده آن امام علی علیه‏السلام است، این پرسش پیش می‏آید که چرا به حضرت فاطمه سلام اللّه‏ علیها منسوب شده است؟ به رغم آنکه حضرت نه گوینده و نه نگارنده آن است!
در پاسخ باید گفت این سخنان برای حضرت فاطمه و برای تسلای خاطر او نازل شد، از این‏رو این مصحف، منسوب به حضرت فاطمه است. نظیر این امر در انتساب تورات به حضرت موسی(ع) و انجیل به حضرت عیسی(ع) و زبور به داود(ع) دیده می‏شود. همچنان که در قرآن می‏خوانیم: صُحُفِ ابراهیمَ وَ موسی.(۳۴)ادامه دارد.

فاطمه در اندیشه امام خمینی
این نوشتار سزاوار می‏بیند، نظری به دیدگاه امام خمینی؛ در باره شخصیت فاطمه زهرا (س) داشته باشد، گذشته از آنکه حضرت امام؛ از فرزندان حضرت زهرا (س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در راه اهداف والای اسلام و اهل بیت (ع) سپری فرموده است، همزمانی میلاد امام خمینی؛ (بیستم جمادی‏الثانی سال 1320 ه.ق) و میلاد فاطمه زهرا (س) بر این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام؛ در برخی از پیامها و سخنرانیهای خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا (س) پرداخته‏اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده‏اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی‏پایان و وصف‏ناشدنی زهرای مرضیه (س) است، نه تبیین همه آن، که اصولا از قدرت بشر خارج است، و به کلام امام؛ نیز در این باره خواهیم پرداخت.
اینک سخنان حضرت امام؛ را تحت عناوینی چند به شما خواننده گرامی تقدیم می‏داریم:

فاطمه مایه افتخار
در دنیایی که در آن زندگی می‏کنیم، از گذشته تا حال، انسانها بر حسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می‏کرده‏اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته‏اند، اما حضرت امام؛ فاطمه زهرا (س) را مایه افتخار می‏دانند، ببینیم چه کسانی به زهرای مرضیه (س) افتخار می‏کنند.

افتخار جهان هستی
امام: روز پر افتخار ولادت زنی [است] که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است " 1 ".
زنی که عالم به او افتخار دارد." 2 ".

افتخار خاندان وحی
امام: زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می‏درخشد." 3 ".
تاریخ اسلام گواه احترامات بی‏حد رسول خدا (ص) به این مولود شریف است." 4 ".

افتخار پیروان او
امام: برای زن‏ها کمال افتخار است که روز تولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است و مسؤولیت." 5 ".

فاطمه تجلی کمال انسان
امام: تمام هویت انسانی در او جلوه‏گر است." 6 ".
تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا (س) جلوه کرده و بوده است." 7 ".
یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان،... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن فردا [روز میلاد] موجود شد." 8 ".
تمام هویت‏های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است." 9 ".
نکته: حضرت امام؛ در بیان اینکه چرا در آیه (انا انزلناه) به شکل جمع ذکر شده است فرموده‏اند: بدانکه نکته آن تفخیم مقام حق تعالی به مبدئیت تنزیل این کتاب شریف است... بعبارت دیگر این صحیفه نورانیه [قرآن کریم] صورت اسم اعظم است چنانچه انسان کامل نیز صورت اسم اعظم است، بلکه حقیقت این دو در حضرت غیب یکی است و در عالم تفرقه از هم بحسب صورت متفرق [هستند[." 10 ".
نتیجه: با توجه به اینکه حضرت امام؛، حضرت زهرا را انسان کامل معرفی نموده‏اند و از سویی انسان کامل را صورت اسم اعظم می‏دانند، نتیجه می‏گیریم که:
«حضرت زهرا (س) صورت اسم اعظم الهی است‏».

مقامات معنوی حضرت زهرا
نور او قبل از خلقت‏ بشر آفریده شده است
به گفتار علامه امینی در باره فاطمه زهرا، ص‏39 و107 مراجعه شود.
امام: اصولا رسول اکرم (ص) و ائمه (علیهم‏السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم انواری بوده‏اند در ظل عرش... و مقاماتی دارند الی ماشاءالله... چنانکه بحسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا (س) هم هست." 11 ".

موجودی ملکوتی و جبروتی
امام: او [فاطمه زهرا] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است." 12 ".
معنویات، جلوه‏های ملکوتی، جلوه‏های الهی، جلوه‏های جبروتی، جلوه‏های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است." 13 ".

سوره کوثر و فاطمه زهرا(س)
سوره کوثر و فاطمه زهرا(س) سوره کوثر مکى است و سه آیه دارد (3)بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک‏الکوثر (1)فصل لربک و انحر (2)ان‏شانئک هو الابتر (3) ترجمه آیات به نام الله که به نیک و بد بخشنده، و به نیکان‏مهربان است.محققا ما به تو خیر کثیر(فاطمه ع)دادیم(1). پس به شکرانه‏اش براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن(2). وبدان که محققا شماتت‏گوى و دشمن تو ابتر و بلا عقب است(3). بیان آیات در این سوره منتى بر رسول خدا(ص)نهاده به اینکه‏به آن جناب‏کوثر داده، و این بدان منظور است که آن جناب را دلخوش سازد و بفهماند که آن کس که به‏وى‏زخم زبان مى‏زند که اولاد ذکور ندارد و اجاق کور است، خودش اجاق کور است، و این‏سوره کوتاه‏ترین سوره قرآن است، و روایات‏در اینکه آیا این سوره در مکه نازل شده و یا درمدینه مختلف است، و ظاهرش این است که در مکه نازل شده باشد. و بعضى(1) از مفسرین به‏منظور جمع بین دو دسته روایات گفته‏اند: ممکن است دو ............................................ (1)روح المعانى، ج 30، ص 244. صفحه : 638 نوبت نازل شده باشد یکى در مکه و بار دیگر در مدینه. اقوال‏مختلف در باره مراد ازکوثرو بیان شواهد دال بر اینکه مراداز آن ذریه پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم)یعنى فرزندان‏فاطمه(علیها السلام)استانا اعطیناک الکوثردر مجمع‏البیان مى‏گوید: کلمهکوثربر وزنفوعلبه معناى چیزى است که‏شانش‏آن است که کثیر باشد، و کوثر به معناى خیر کثیر است (1) . ولى مفسرین در تفسیر کوثر و اینکه کوثر چیست اختلافى عجیب کرده‏اند:بعضى (2) گفته‏اند: خیر کثیر است.و بعضى معانى دیگرى کرده‏اند که فهرست‏وار از نظر خواننده‏مى‏گذرد: 1 - نهرى است در بهشت.2- حوض خاص رسول خدا(ص)دربهشت و یا در محشر است.3 - اولاد رسول خدا(ص)است.4 - اصحاب‏و پیروان آن‏جناب تا روز قیامت است.5 - علماى امت او است.6 - قرآن و فضائل بسیار آن. 7 - مقام نبوت است.8 - تیسیر قرآن و تخفیف شرایع‏و احکام است.9 - اسلام است.10 - توحیداست.11 - علم و حکمت است.12 - فضائل رسول خدا(ص)است. .واز این‏قبیل اقوالى دیگر که به طورى که از بعضى(4) از مفسرین نقل شده بالغ بر بیست و شش‏قول است. صاحبان دو قول اول استدلال کرده‏اند به بعضى روایات، و اماباقى اقوال هیچ دلیلى‏ندارند به جز تحکم و بى دلیل حرف زدن، و به هر حال اینکه در آخر سوره فرمود: ان شانئک‏هوالابتربا در نظر گرفتن اینکه کلمهابتردر ظاهر به معناى اجاق کور است، و نیز با درنظر گرفتن اینکه‏جمله مذکور از باب قصر قلب است، چنین به دست مى‏آید که منظور ازکوثر، تنها و تنها کثرت ذریه‏اى است که خداى تعالى‏به آن جناب ارزانى داشته، (و برکتى‏است که در نسل آن جناب قرار داده)، و یا مراد هم خیر کثیر است و هم کثرت‏ذریه، چیزى‏که هست کثرت ذریه یکى از مصادیق خیر کثیر است، و اگر مراد مساله‏ذریه به استقلال و یابه طور ضمنى نبود، آوردن کلمهاندرجملهان شانئک هو الابترفایده‏اى نداشت، زیراکلمه انعلاوه بر تحقیق، تعلیل را هم مى‏رساند و معناندارد بفرماید ما به تو حوض دادیم، چون که بدگوى تو اجاق کور است و یا بى خبر است. ............................................ (1)مجمع البیان، ج 10، ص 548. (2)روح المعانى، ج 30، ص 245. (3 و 4)روح المعانى، ج 30، ص 244 و 245. صفحه : 639 مراد از امر به صلوة و نحر بعد از منت گذاردن به اعطاء کوثروروایات هم بسیار زیاد رسیده که سوره مورد بحث در پاسخ کسى نازل شده که‏رسول خدا(ص)را به اجاق‏کورى زخم زبان زد و این زخم زبان‏هنگامى بود که قاسم و عبد الله دو فرزندان رسول خدا(ص)از دنیا رفتند، پس بااین بیان روشن شد که سخن آن مفسر که گفته: منظور صاحب این زخم زبان از کلمهابتربریدگى از مردم یا انقطاع‏از خیر بوده و خداى تعالى در رد گفتارش فرموده او خودش‏منقطع از هر چیز استسخن بى وجهى است. وچون جملهانا اعطیناک...در مقام منت نهادن بود، با سیاق‏متکلم مع الغیر(ما)آمد که بر عظمت دلالت مى‏کند، و چون منظور از آن خوشدل ساختن رسول‏خدا(ص)بود مطلب را با واژه اعطاء که ظاهر در تملیک است بیان داشت و فرمود: ما به تو کوثر عطا کردیم. و این جمله از این دلالت‏خالى نیست که فرزندان فاطمه(ع)ذریه‏رسول‏خدا(ص)هستند، و این خود یکى از خبرهاى غیبى قرآن کریم است، چون همانطورکه مى‏بینیم خداى تعالى بعد از درگذشت آن حضرت برکتى در نسل آن جناب‏قرار داد، به طورى که در همه عالم هیچ‏نسلى معادل آن دیده نمى‏شود، آن هم با آن همه بلاهاکه بر سر ذریه آن جناب آوردند و گروه گروه از ایشان را کشتند. فصل‏لربک و انحراز ظاهر سیاق و ظاهر اینکه حرففاءبر سراین جمله در آمده، استفاده مى‏شود که‏امر به نماز و نحر شتر، که متفرع بر جملهانا اعطیناک الکوثرشده،از باب شکر نعمت‏است، و چنین معنا مى‏دهد، حال که ما بر تو منت نهادیم‏و خیر کثیرت دادیم این نعمت‏بزرگ را با نماز و نحر شکرگزارى کن. و مرادازنحربنا بر روایاتى که از طرق شیعه و سنى از رسول خدا(ص)واز على(ع)رسیده، و نیز روایاتى که شیعه از امام صادق و سایر ائمه اهل‏بیت(ع)روایت کرده، دست بلندکردن به طرف گردن در هنگام تکبیر گفتن‏براى نماز است (1) . ولى بعضى(2) گفته‏اند: معنایش‏این است که نماز عید قربان بخوان، و شتر هم قربانى ............................................ (1)تفسیر برهان، ج 4، ص 514 و الدر المنثور، ج 6، ص 403. (2)الدر المنثور، ج 6، ص 403. صفحه : 640 کن، (چون کلمه نحر به معناى سر بریدن شتر به آن نحو خاص است،همچنان که کلمهذبحبه معناى سر بریدن سایر حیوانات است). بعضى(1) دیگر گفته‏اند: معنایش این است که براى پروردگارت‏نماز بخوان، و وقتى‏سر از رکوع بر مى‏دارى به طور کامل بایست. بعضى(2) دیگر معانى دیگرى هم ذکر کرده‏اند. ان شانئک‏هو الابترکلمه: شانى‏ءبه معناى دشمن خشمگین، وکلمهابتربه معناى اجاق کوراست، و این کسى که چنین زخم زبانى به آن جناب زده بود عاصى بن وائل بوده. بعضى گفته‏اند: مراد از ابتر منقطع از خیر، و یا منقطع از قوم‏خویش است، که‏خواننده توجه فرمود این قول با روایات شان نزول نمى‏سازد. بحث روایتى‏روایاتى در باره اینکه مراد ازنحردرفصل لربک‏و انحربلند کردن دست‏ها در موقع اداء تکبیر نماز است در الدر المنثور است که بخارى ابن جریر و حاکم از طریق‏ابى بشر از سعید بن جبیراز ابن عباس روایت کرده‏اند که گفت: کوثر آن خیرى است که خداى تعالى‏به رسول خدا(ص)داد.ابو بشر مى‏گوید: به سعید بن جبیر گفتم جمعى از مردم‏معتقدند که کوثر نام نهرى دربهشت است.سعید گفت نهرى هم که در بهشت است‏یکى ازخیرهایى است که خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته (3) . و در همان کتاب آمده که ابن ابى حاتم، حاکم، ابن مردویه،و بیهقى در کتاب‏سنن خود، از على بن ابى طالب روایت کرده‏اند که فرموده وقتى این سوره بر رسول‏خدا(ص)نازل شد، از جبرئیل پرسید: ایننحیرةکه خداى عز و جل مرا بدان مامورفرموده چیست؟گفت: منظورنحیرة نیست، بلکه خداى تعالى مامورت کرده وقتى مى‏خواهى‏احرام نماز ببندى دستهایت را بلند کنى، هم در تکبیرة الاحرام‏و هم در هنگام رکوع رفتن وهم در موقع سر از رکوع برداشتن، که این نماز ما و نماز فرشتگانى است که درهفت آسمان‏هستند، و براى هر چیزى زینتى است، و زینت نماز دست بلند کردن در هر تکبیر است. ............................................ (1 و 2)الدر المنثور، ج 6، ص 403. (3)الدر المنثور، ج 6، ص 402. صفحه : 641 روایاتى راجع به زخم زبان زدن به پیامبر(صلى الله علیه و آله‏و سلم)در مورد نداشتن اولاد ذکور، کسى که زخم زبان زد، و نزول سوره کوثرو رسول خدا(ص)فرمود:دست بلند کردن یکى از مظاهراستکانت و التماس است که خداى تعالى(در مذمت کفار)فرموده: فما استکانوا لربهم و مایتضرعون -براى پروردگار خود نه استکانت دارند و نه تضرع و زارى (1) . مؤلف: این روایت را صاحب مجمع البیان از مقاتل از اصبغ‏بن نباته از آن جناب نقل‏کرده، سپس گفته ثعلبى و واحدى این روایت را در تفسیرهاى خود آورده‏اند.و نیزگفته همه‏عترت طاهره از آن جناب نقل کرده‏اند، که معناى نحر بلند نمودن دو دست تا محاذى گودى‏زیر گلو در هنگام نماز است (2) . و نیز در الدر المنثور است که ابن جریر از ابى جعفر روایت کرده که درذیل آیهفصل لربکگفته است: یعنى نماز بخوان، و در معناى کلمهو انحرگفته: یعنى دستهارادر آغاز نماز و هنگام گفتن تکبیر افتتاح، بلند کن (3) . و نیز در همان کتاب است که ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده که‏در تفسیر آیهفصل لربک و انحرگفته: خداى تعالى به رسول گرامیش وحى فرستاد که وقتى تکبیر اول‏نمازرا مى‏گویى دستها را تا برابر نحرت - گودى زیر گلویت - بلند کن، این است معناى‏نحر (4) . و در مجمع البیان در ذیل آیه از عمر بن یزید روایت کرده که‏گفت: من از امام‏صادق(ع)شنیدم که در تفسیر آیهفصل لربک و انحرمى‏فرمود:این نحر عبارت‏است از بلند کردن دستهایت تا برابر صورت (5) . مؤلف: آنگاه مى‏گوید: عبد الله بن سنان هم مثل این حدیث‏را از آن جناب نقل‏کرده، و نیز قریب به آن را جمیل از آن جناب روایت کرده است (6) . و در الدر المنثور است که ابن سعد و ابن عساکر از طریق‏کلبى از ابى صالح از ابن‏عباس روایت کرده‏اند که گفت: بزرگترین فرزند رسول خدا(ص)قاسم، سپس زینب، وآنگاه عبد الله، و پس از او ام کلثوم، و آنگاه فاطمه و در آخر رقیه بود، قاسم ازدنیا رفت و اولین کس از فرزندان آن‏جناب بود که در مکه از دنیا رفت، و بعد از او عبد الله ازدنیا رفت، و عاصى بن وائل سهمى گفت: نسل او قطع شد، پس او ابتر و بى عقب است، در ............................................ (1)الدر المنثور، ج 6، ص 403. (2)مجمع البیان، ج 10، ص 550. (3 و 4)الدر المنثور، ج 6، ص 403. (5 و 6)مجمع البیان، ج 10، ص 550.

تسبیحات فاطمه زهرا بهترین تعقیبات نماز
امام: و از جمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا (ص)، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب‏تر است از هزار رکعت نماز در هر روز. " 5 ".

مراوده با جبرئیل، بالاترین فضیلت زهرا
امام: من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می‏دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می‏کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می‏فرماید:
فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می‏کرد و مسائلی از آینده نقل می‏کرد.
ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده‏ای بوده است‏یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام در باره کسی اینطور وارد شده باشد.... مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مساله ساده نیست، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می‏آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است‏بین روح آن کسی که جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولی است‏یا پیغمبر است، او تنزیل می‏دهد او را و وارد می‏کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مامور می‏کند که برو و این مسایل را بگو... تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده‏اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم،... و این از فضایلی است که مختصات حضرت صدیقه (س) است." 6 ".

۱ ـ این کتاب توسط اکرم برکات نوشته شده و در ۱۴۱۸ه••• .ق توسط دارالصفوه بیروت به چاپ رسیده و از سوی نگارنده برای ترجمه در اختیار نویسنده این مقاله گذاشته شده است.
۲ ـ بحارالانوار، مجلسی (م۱۱۱۱ه••• )، ج۲۶، ص۴۱، ح۷۳، چاپ دارالکتب الاسلامیه، تهران.
۳ ـ همان، ج۲۷، ص۲۷۱، ح۳.
۴ ـ کافی، کلینی، ج اول، ص۲۳۹، ح اول.
۵ ـ صحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، جوهری ج۴، ص۱۳۸۳؛ تاج العروس، زبیدی، ج۶، ص۱۶۱.
۶ ـالاتقان فی علوم القرآن، ج اول، ص۵۱ ـ ۵۲، چاپ دارالفکر، بیروت.
۷ ـ معالم المدرستین، مرتضی عسکری، چاپ مؤسسه بعثت، ج۲، ص۳۴.
۸ ـ ترجمه دکتر عبدالمعطی امین، چاپ دانشگاه پژوهشهای اسلامی پاکستان، ص۲۶۸ ـ ۲۶۹.
۹ ـ چاپ دارالرایه، جدّه، ص ۲۸ ـ ۳۱.
۱۰ ـ المراجعات، سیدعبدالحسین شرف‏الدین، تحقیق حسین الراضی، چاپ دارالکتاب الاسلامی، ایران، ص۵۲۱.
۱۱ ـ سیره الائمه الاثنی عشر، سیدهاشم معروف الحسنی، چاپ دارالتعارف، بیروت، ج اول، ص۹۶ ـ ۹۷.
۱۲ ـ النداء الاخیر، چاپ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، ص۱۲
۱۳ ـ اعیان الشیعه، چاپ الانصاف، بیروت، ج اول، ص۳۱۳ ـ ۳۱۴.
۱۴ ـ مکارم الاخلاق و معالیها، محمد بن‏جعفر سامری، خرائطی، چاپ مکتبه السلام العالمیه، قاهره، ص۴۳.
۱۵ ـ عوالم العلوم، عبداللّه‏ بحرانی اصفهانی، تحقیق مؤسسه امام مهدی، قم، ج۱۱، ص۵۸۳.
۱۶ ـ چاپ اعلمی، بیروت، ص۵.
۱۷ ـ فروع کافی، کلینی، تحقیق علی‏اکبر غفاری، چاپ دارالاضواء، بیروت، ج۳، ص۷۰۵، ح۲.
۱۸ ـ اعیان‏الشیعه، چاپ الانصاف، بیروت، ج اول، ص۳۱۴ ـ ۳۱۵.
۱۹ ـ سیره الائمه الاثنی عشر، سیدهاشم معروف الحسنی، ج اول، ص۹۶ ـ ۹۷.
۲۰ ـ الاستنصار فی النفس علی الائمه الاظهار، چاپ دارالاضواء، ص۱۸.
۲۱ ـ تحقیق غفاری، چاپ مؤسسه نشر اسلامی، قم، ج اول، ص۳۱۱.
۲۲ ـ الارشاد، شیخ‏مفید، چاپ بصیرتی، قم، ص۲۶۲؛ کمال‏الدین، صدوق، ج اول، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، مجلسی، ج۳۶، ص۲۰۱.
۲۳ ـ تهذیب الاحکام، طوسی، تحقیق خرسان، چاپ دارالاضواء، بیروت، ج۹، ص۱۴۴، ح۵۰.
۲۴ ـ بحارالانوار، مجلسی، ج۱۰۳، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶، ح۱۴.
۲۵ ـ اعیان الشیعه، چاپ قدیم، چاپخانه الانصاف، بیروت، چاپ سوم، ۱۳۷۰ه••• ، ص۳۱۴. سیدحسن امین، فرزند مؤلف، این قسمت را در چاپ جدید حذف کرده است.
۲۶ ـ کافی، ج اول، ص۲۳۹، ح اول؛ بحارالانوار، مجلسی، ج۲۶، ص۳۹، ح۷۰؛ رجال نجاشی، ص۲۰۴ ـ ۲۰۵؛ رجال طوسی، ص۳۶۶.
۲۷ ـ اصول کافی، ج اول، ص۲۴۱، ح۵؛ بحارالانوار، مجلسی، ج۲۶، ص۴۱، ح۷۲.
۲۸ ـ اصول کافی، کلینی، ج اول، ص۲۴۰، ح۲؛ بحارالانوار، مجلسی، ج۲۶، ص۴۴، ح۷۷.
۲۹ ـ بحارالانوار، مجلسی، ج۲۶، ص۳۹، حدیث ۷۰.
۳۰ ـ اصول کافی، کلینی، ج اول، ص۲۴۱، حدیث ۵.
۳۱ ـ بحارالانوار، مجلسی، ج۲۶، ص۴۶، حدیث ۹۴.
۳۲ ـ حج، ۷۵؛ فاطر، ۱؛ انعام، ۶۱؛ اعراف، ۳۷؛ هود، ۶۹؛ حجر، ۱۵؛ مریم، ۱۷ ـ ۱۹ و ...
۳۳ ـ چاپ قدیمی چاپخانه الانصاف، بیروت، ج اول، ص۳۱۴.
۳۴ ـ سوره اعلی (۸۷)، آیه ۱۹.



موضوع مطلب : مدیریت عمومی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت