منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان

 

مدیریت و ویزگی های مدیران نمونه از دیدگاه قرآن

نویسنده : مطهره تهامی

منبع : مدیر یار

خلاصه کتاب: نشر مهر امیرالمؤمنین - چاپ اول 1385-  1- سازمان و مدیریت : بدیهى است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است و گفتنی است ظهور پدیده «اداره» کردن مربوط به روزگار اخیر نیست ، بلکه از دیرباز بشر متوجه شده است که برای رسیدن به یک هدف ، لازم است به بسیج امکانات و رهبری این امکانات بسوی آن هدف مشخص ، اقدام کند . البته باید توجه داشت که شیوه رهبری و مدیریت در هر تمدنی بستگی به ساخت فرهنگی آن تمدن دارد در این مجموعه حدود 65 آیه در قرآن مورد بررسی قرار گرفته و در کنار آن نظری هم به روایات شده است که در 4 فصل و 76 صفحه تنظیم شده است.

 


 

2- مفاهیم و تعاریف مدیریت : برای مدیریت تعاریف مختلفی آمده است : مدیریت را می توان علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن ، رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی برای نیل به اهداف مطلوب یا حداکثر کارایی تعریف کرد . صاحب نظری ، مدیریت را هنر اجرای امور بوسیله دیگران توصیف کرده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی آنان تأکید ورزیده است (فالت،1924)

گروهی مدیریت را علم و هنر و هماهنگی کوششها و ساعی هدایت و کنترل کوششهای اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین کرده اند (دانلی و همکاران،1971)

و بالاخره مدیریت را با تکیه بر بعد انسانی آن از یک سو و با توجه هدف الهی آن از سوی دیگر چنین تعریف می کنیم » مدیریت یعنی کار کردن با مردم ، میان مردم ، برای مردم به خاطر خدا » منظور از تعریف فوق این است که هیچ نهاد اجتماعی بدون در نظر گرفتن مردم یا انسان ها و نیازهای آنها و بدون آن که نظام متعلق به آنها باشد تأسیس نمی شود.

چنانکه اگر نگاهی به زندگی پیامبر اکرم بیفکنیم ، می بینیم آن حضرت قبل و بعد از بعثت در میان مردم بودند و همه جا عضو گروه محسوب می شدند با همه بزرگی و عظمت حضرت می فرمود :

« ما اَنا اِلّا لواحِدِ مِنکم » من کسی جز یکی از شما نیستم برای مردم ، به مفهوم در خدمت مردم و خادم آنها بودن است .

ضرورت مدیریت : اکنون عصر مدیریت و رهبری است و موفقیت نهادها و سازمانها تا حد زیادی به کارائی و اثر بخشی مدیریت بستگی دارد . با توجه به ضرورت اهمیت مدیریت که سبب پیدایش گرایش ها و انواع مختلف مدیریت شده است ، کمتر دانشگاهی در گوشه و کنار جهان وجود دارد که بتدریس رشته های مدیریت دولتی ، بازرگانی ، بیمارستانی ، صنعتی ، نظامی ، عمومی ، آموزشی و غیره نشان دهند . این ضرورت و نیاز می باشد اگرچه مدیریت های مختلف در اصول یکسان هستند ولی از جنبه های فنی و عملی با هم تفاوت زیادی دارند . اما در آثاری چون قابوسنامه ، اخلاق ناصری و مدینه فاضله فارابی با توجه به شرایط روشهایی که برای آماده سازی رهبری اجتماعی ارائه می دهند روی هم رفته بر اکتسابی بودن صفات مدیریت و رهبری تکیه دارند . در کتاب پرارزش اخلاق ناصری ضمن آن که انسان را قابل تربیت می داند انتخاب راهی غیر از راه درست تربیت را شقاوت آور می داند .

خواجه نصیر تأکید تام و تمامی بر تربیت پذیری انسان دارد و زندگی آنی او را منوط به تربیت او می داند . او برای تمام ویژگی های انسانی صفات متضادی را برمی شمرد و راه های تبدیل رذائلی مانند ترس و جبر ، بخل و گستاخی و بی حیایی و رقیت را به فضائلی مانند شهادت ، ایثار ، تواضع و حرّیت بیان مى کند و می گوید که هرکس می تواند خود را بسازد و به آنچه می خواهد برسد.

اصول و ارکان مهم مدیریت :

1- برنامه ریزی : برنامه ریزی عبارت است از تعیین اهداف و تدارک فعالیتها ، امکانات و وسایل برای تحقق اهداف ، مدیر در صورتی می تواند کاری را درست انجام دهد که قبل از انجام آن بداند که می خواهد به چه چیزی دست یابد .

طرح کار روزانه : 1- تعیین وظایفی که هر روز باید انجام شود .2- اولویت بندی وظایف روزانه3- انجام دادن وظیفه بر اساس اولویت بندی انجام شده در زمان مشخص4- بازنگری و ارزشیابی عملکرد روزانه و استفاده از نتایج آن برای اصلاح برنامه

2- سازماندهی : فراگرد سازماندهی یعنی جریان نظم و ترتیب دادن به کار و فعالیت ، تقسیم و تکلیف آن به افراد به منظور انجام دادن کار و تحقق هدفهای معین.

چنانکه در قرآن ( آیه 20 سوره نمل ) آمده است :

« و تَفَقََّد الطََّیرَ فَقال مالی لا اَریَ الهُدهُدَ ام کان مِنَ الغائِبینَ »

« سلیمان در جستجوی پرنده ( هدهد ) برآمد و گفت چرا هدهد را نمی بینم یا اینکه از غایبان است . »

در آیه فوق به فرازی از زندگی شگفت انگیز سلیمان اشاره کرده است و ماجرای هدهد و ملکه سبا را بازگو می کند .

( درسهای آموزنده این آیه و تأثیر آن در زندگی همه انسانها و روند همه حکومتها )

1- رئیس حکومت یا یک مدیر باید آنچنان در سازمان تشکیلاتى خود دقیق باشد که حتی غیبت یک فرد عادی و کوچک را احساس و پیگیری کند.

2- مراقب تخلف یک فرد یاشد و برای اینکه روی دیگران اثر نگذارد محکم کاری کند و پیشگیری لازم را بعمل آورد.

3- هرگز کسی را نباید غیاباً محاکمه کرد . باید اجازه داد در صورت امکان از خودش دفاع کند.

4- باید جریمه به مقدار جرم باشد و برای هر جرمی مجازات متناسبی در نظر گرفته شود و سلسله مراتب رعایت گردد.

3- هدایت و رهبری : وظیفه هدایت و رهبری ایجاب می کند که مدیران همواره با کارکنان خود در کنش و واکنش متقابل قرار گیرند . رهبری در مدیریت ، فراگرد اثر گذاری و نفوذ در رفتار اعضای سازمان برای یاری و هدایت آنها در ایفای وظایفشان است .

4- نظارت و کنترل : نظارت و کنترل مرحله ای از مدیریت است که در آن باید معلوم شود که آیا هدف های سازمانی تحقق پیداکرده اند یا نه ، به عبارت دیگر ، نظارت و کنترل ، فراگرد ارزشیابی عملکرد فردی و سازمانی است . مدیریت خوب مستلزم نظارت و کنترل مؤثر است . کنترل فراگردی است که چهارمرحله دارد :

الف- تعیین ملاکها و روشهای سنجش عملکردها . ب - نظارت بر عملکردها و سنجش و اندازه گیری آنها . ج- بازنگری یا مقایسه نتایج حاصله از سنجش عملکرد با ملاکها و اهداف تعیین شده . د- اقداماتی برای تصحیح عملکرد.

5- هماهنگی و ارتباطات : در امر برقراری ارتباط مؤثر در مدیریت رعایت نکات زیر ضروری است :

1- هر مدیری در درجه اول باید بداند که با ارتباط به چه چیزی می خواهد دست یابد ( هدف و منظور پیام برای او دقیقاً روشن باشد )

2- پیام را بدون هیچ ابهام و پیچیدگی در قالب علائم و نشانه های قابل تشخیص و درک ارسال نماید.

3- قابلیت پذیرش پیام از سوی مخاطبان را بررسی کند.

4- مجرا یا رسانه ای را که برای انتقال پیام مناسب است با توجه به شرایط زمانی و مکانی انتخاب کند.

5- به تأثیر دریافت و درک پیام در نزد افراد مخاطب توجه کند از نظر قرآن مدیر باید یک انسان کامل ، جامع و برتر از دیگران باشد . چرا که نقش تربیتی و محوری مدیر بسیار برجسته و پرارزش است بنابراین هماهنگ کننده و کنترل کننده امور یک جامعه باید دارای صفات عالی باشد.

فضائل و صفات اخلاقی مدیر در قرآن : 1- حسن خلق 2- دلسوزی 3- تقوا 4- تواضع و فروتنی زینت مدیریت 5- امانتداری 6- بی اعتنایی به مادیات 7- دارای بصیرت 8- صبر و شکیبایی 9- صداقت 10 شرح صدر.

1- حسن خلق : یکی از ارکان اساسی سعادت و بهروزی در زندگی مادی و معنوی بشر محاسن و مکارم اخلاقی است . قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمین با بیان سرگذشت اقوامی همچون لوط ، هود ، صالح ، موسی ، سلیمان ، عیسی ، و ... در قالب داستان و قصه در واقع ، نمایشگر بخشی از زیبایی ها و زشتی ها ی اخلاقی و تأثیر آن در پیروزی و شکست امّت های پیشین می باشد رسول خدا می فرمایند : « شما را به مکارم اخلاق توصیه می کنم زیرا خدا مرا به همین منظور فرستاده است ( اِنما بُعِثتُ لِاُتمِمَ مَکارِم اخلاق )

( همانا من برای تکمیل والائی های اخلاق برانگیخته شده ام. ) مکارم اخلاقی برای مدیر به منزلۀ مشاوری آگاه و معاونی آشناست که در کلیه عرصه های مدیریت بویژه در هنگام مواجهه با مشکلات و نابسامانی ها یار و مددکار اوست .

آثار و برکات حسن خلق در مدیریت : آراستن قدرت مدیریت و رهبری به خوش خلقی و مکارم اخلاقی ، کاری مدبرانه است که دارای آثار و برکات فراوانی است که در اینجا با استناد به سخنان پیشوایان دین به بخشی از آنها می پردازیم :

1- حسن خلق همچون دژی پولادین از کیان مدیریت صیانت می کند.

حضرت علی (ع) می فرماید : نیکو سیرتی زینت قدرت و دژ حکومت است.

2- حسن خلق مایه تحکیم روبط اجتماعی بر پایه مهر و محبت می شود . پیامبر (ص) می فرماید : « اخلاق نیک ، دوستی و محبت را تحکیم می بخشد »

3- حسن اخلاق سبب عمران و آبادی شهرها و طولانی شدن عمر می شود.

4- حسن اخلاق مایۀ عزت و سربلندی است.

2- دلسوزی : دلسوزی : « خُدِ العَفوَ وَ أمُر بِالعُرفِ وَ أَعرِض عَنِ الجهِلینَ »«با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان » در این آیه سه قسمت از وظایف رهبران و مبلغان بصورت خطاب به پیامبر آمده  و در آغاز می گوید : « در طرز رفتار با مردم سختگیر مباش و با آنها مدارا کن ، عذرشان را بپذیر ، و بیش از آنچه قدرت دارند از آنها مخواه.» راه پیروزی بر این مشکل گلاویز شدن با جاهلان نیست ، بلکه بهترین راه تحمل و حوصله ، نادیده گرفتن و نشنیده گرفتن اینگونه کارهاست ، تجربه نشان می دهد برای بیدار ساختن جاهلان و خاموش کردن آتش خشم و حسد و تعصبشان این بهترین راه است.

« فَلَعَلَّکَ باخِع نَفسَکَ علی آثارِهِم اِن کم یومنُوا بهذَا الحدیث اَسَفاً » (سوره کهف - آیه 6 )

در آیه فوق به یکی از مهمترین شرایط رهبری که همان دلسوزی نسبت به امت اشاره کرده می گوید : « گوئی تو می خواهی جان خود را بر باد دهی و خویشتن را از شدت اندوه هلاک کنی که چرا به این کتاب آسمانی ایمان نمی آورید؟ »

3- تقوا « یا ایها الَّذینَ آمَنوا اِن تتقوا الله یجعَل لَکُم فرقاناً و یُکَفِّر عَنکُم سَیِّئاتِکُم و یَغفِر لَکُم والله ذوالفضل العظیم »

ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از ( مخالف فرمان ) خدا بپرهیزید برای شما وسیله ای برای جدایی حق از باطل قرار می دهد ( و روشن بینی خاصی که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت ) و گناهان شما را می پوشاند و شما را می آمرزد و فضل و بخشش عظیم دارد.

در این آیه اشاره به اهمیت تقوا و آثار آن در سرنوشت انسان می کند در این آیه چهار ثمره برای تقوا و پرهیزکاری بیان شده است . اما مطلب مهمی که باید جداً به آن توجه داشت و مانند بسیاری دیگر از مفاهیم سازنده اسلامی در میان مسلمانان دستخوش تحریف شده بسیارند کسانیکه خیال می کنند آدم با تقوا کسی است که زیاد لباس و بدن خود را آب بکشد و همه کس و همه چیز را نجس یا مشکوک بداند و در مسائل اجتماعی انزوا درآید و دست به سیاه و سفید نزند و در برابر هر مسئله ای سکوت اختیار کند ، اینگونه تفسیرهای غلط برای تقوی و پرهیزکاری در واقع یکی از عوامل انحطاط جوامع اسلامی محسوب می گردد.

4- تواضع و فروتنی زینت مدیریت : تواضع آن شکسته نفسی است که مانع از بهتر دانستن خود از دیگری می شود . و نیز معنای آن است که انسان ، خود را از کسانی که در جاه و مقام از او پایین ترند ، برتر نداند و نیز به معنای شکسته نفسی و افتادگی آمده است که آدمی خود را از دیگران بالاتر نبیند.

انسانهای متواضع به مثابه درختان پرباری هستند که هر مقداری که میو زیادتری آورند افتادگی و تواضعشان بیشتر می شود . بعنوان مثال پیامبرالهی و ائمه معصومین (ع) از نظر علم و فضیلت ، سخاوت و شجاعت ، عصمت ، و عدالت و مجموعه خصلت های ارزشمند معنوی سر آمد همه انسانهای جهان می باشند ، در تواضع و فروتنی به همان مقدار از دیگران قرار دارند.

آثار تواضع : برخورد متواضعانه در کل جامعه بویژه در حوزه های مدیریتی دارای آثار و فواید گرانقدری است که می تواند مدیر را نیل به اهداف مورد نظر یاری نماید.

تواضع : ( سوره قصص آیه 77 ) در آیه فوق بنی اسرائیل به قارون چهار اندرز پرمایه می دهند : نصیحت اول : نخست می گویند « در آنچه خدا به تو داده است سرای آخرت را جستجو کن » « و ابتغ یما اتاک الله الدار الآخرة » در آیه فوق اشاره به اینکه مال و ثروت برخلاف پندار بعضی از کج اندیشان چیز بدی نیست مهم آن است که ببینیم در چه راهی به کار می افتد .

نصیحت دوم : « سهم و بهره ات از دنیا را فراموش مکن » « و لا تنس نصیبک من الدنیا » این یک واقعیت است که هر انسان سهم و نصیب محدودی از دنیا دارد یعنی اموالی که جذب بدن او یا صرف لباس او می شود مقدار معینى است و مازاد بر آن به هیچ وجه قابل جذب نیست و انسان باید این حقیقت را فراموش کند.

نصیحت سوم : « همانگونه که خدا به تو نیکی کرده است تو هم نیکی کن » ( و احسن کما احسن الله الیک ) این نیز یک واقعیت است که انسان همیشه ، چشم بر احسان خدا دوخته و از پیشگاه او هر گونه خیر و نیکی را تقاضا کند . نصیحت چهارم اینکه « نکند که این  امکانات مادی تو را بفریبد و آن را در راه « فساد » به کار گیری در این جمع بندی به اینجا می رسیم که این اندرزگویان در مرحله نخست سعی کردند غرور قارون را در هم بشکنند و در مرحله دوم اخطار نمودند که دنیا وسیله است نه هدف . و در مرحله سوم به او هشدار دادند که ار آنچه داری تنها بخش کمی می توانی مصرف کنی . و در مرحله چهارم این حقیقت را به او گوشزد کردند که فراموش نکن خداوند به تو نیکی کرده تو هم باید نیکی کنی وگرنه مواهبش را از تو خواهد گرفت .

5- امانتداری : « وَ قال المَلِکُ اتئُوِنی بِهِ ءَ أَستَخلِصهُ لِنَفسیِ فَلَّما کَلَّمَهُ و قالَ إنَّکَ الیَومَ لَدَینا مَکینٌ أمینٌ »

ملک ( پادشاه مصر ) گفت : او (یوسف) را نزد من آورید تا وی را مخصوص خود گردانم هنگامی که (یوسف) نزد وی آمد و با او صحبت کرد ملک به عقل و درایت او پی برد وگفت تو امروز نزد ما منزلت عالی داری و مورد اعتماد هستی ) در شرح زندگی حضزت یوسف این پیامبر بزرگ معلوم شد که این زندانی بی گناه کانونی است از علم و آگاهی « هوشیاری » و استعداد مدیریت در یک سطح بسیار عالی است ، چرا که در ضمن تعبیر خواب »ملک» ( سلطان مصر ) راه نجات از مشکلات پیچیده اقتصادی آینده را نیز به آنها نشان داد.

« یا ایها الذینَ آمَنوا لا تخُونو الله و الرسُولَ و تخونُو امنتکم و انتُم تعلمُونَ » « ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و پیامبر خیانت نکنید . و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید در حالی که متوجهید و می دانید ». در نخستین آیه خداوند روی سخن خود را به مؤمنان کرده و می گوید :

ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و پیامبر خیانت نکنید . خیانت به خدا و پیامبر آن است که اسرار نظامی مسلمانان را در اختیار دیگران بگذارند و یا دشمنان را در مبارزه خود تقویت کنند و یا بطور کلی واجبات و محرمات و برنامه الهی را پشت سر بیفکنند . امانت گرچه معمولاً به امانتهای مالی گفته می شود ولی در منطق قرآن مفهوم وسیعی دارد که تمام شئون زندگی اجتماعی و سیاسی و اخلاقی را دربر میگیرد ، لذا در حدیث وارد شده که « المجالس بالامانه » ( گفتگوهایی که در جلسه خصوصی می شود امانت است )

6- بی اعتنایی به مادیات و پاداش : هود می گوید من هیچگونه پاداشی از شما نمی خواهم تا گمان نکنید فریاد فریاد و جوش و خروش من برای رسیدن به مال و مقام است ، تنها اجر و پاداش من بر آن کسی است که مرا آفریده است و به من روح و جسم بخشیده و در همه چیز مدیون او هستم همان خالق و رازق من.

رهبران راستین پاداشی از پیروان نمی طلبند ؛ یک پیشوای واقعی در صورتی می تواند دور از هر گونه اتهام  و در نهایت آزادی به راه خود ادامه دهد ، و هر گونه انحراف و کجروی را در پیروانش اصلاح کند که وابستگی و نیاز مادی به آنها نداشته باشد ، وگرنه همان نیاز زنجیری خواهد شد بر دست و پای او قفل و بندی بر زبان و فکر او این سرمشقی است برای رهبران مخصوصاً رهبران روحانی و مذهبی منتها چون بالاخره آنها که تمام وقت در خدمت اسلام و مسلمین هستند باید به طرز صحیحی نیازهایشان تأمین شود تهیه صندوق کمک و بیت المال اسلامی برای رفع نیازمندیهای این گروه است که یکی از فلسفه های تشکیل بیت المال در اسلام همین می باشد .

7- دارای بصیرت : «بصائر» جمع بصیرت به معنای بینائی است و در این جا منظور آیات و دلائلی است که موجب روشنایی قلب مؤمنان می شود . هدایت و رحمت نیز از لوازم این بصیرت است و به دنبال آن تذکر و بیداری دلها آماده.

8- صبر و شکیبایی : ( و جعلنا منهم اَئِمةً یَهدونَ بِارنا لمّا صَبَرُ و او کانوا بایاتنا یوقِنُونَ ) ( و از آنها امامان و پیشوایانی برگزیدیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت کردند بخاطر اینکه شکیبایی نمودند و به آیات ما یقین داشتند ) در آیه فوق به افتخاراتی که نصیب بنی اسرائیل در سایه استقامت و ایمان شد اشاره می کند تا درسی برای دیگران باشد ،‌می فرماید : « و خدا را بر عهده گرفتند زیرا آنها شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند » در این جا رمز پیروزی و شرط پیشوایی و امامت را دو چیز شمرده : یکی ایمان و یقین به آیات الهی ، و دیگری به صبر و استقامت و شکیبایی .

« شکیبایی و استقامت رهبران الهی » : این صبر و شکیبایی شاخه های زیادی دارد : گاه در مقابل مصائبی است که به شخص انسان می رسد گاه در برابر آزادی است که به دوستان و هواخواهان می دهند . و گاه در مقابل بدگوئیها و پر زبانی هایی است که نسبت به مقدسات او دارند . گاهی از ناحیه کج اندیشان است . گاهی از سوی بداندیشان است ، گاه از سوی جاهلان نادان ،‌گاه از سوی آگاهان بدخواه ، خلاصه یک رهبر آگاه  در برابر همه این مشکلات و غیر اینها باید شکیبایی و استقامت کند ، هرگز از میدان حوادث در نرود ، بیتابی و جزع نکند ، زمام اختیار را از دست ندهد ، مأیوس نگردد ، مضطرب و پریشان نشود ، تا به هدف بزرگ خود نائل گردد.

9- صداقت : « قُل اِنَّما أَنا بَشَرُ مِثلُکُم یوحی إِلَی أََََنَّما الهُکُم الهٌ واحِدٌ فَمَن کانَ یَرجُوا لِقآءَ ربه فَلیَعمَل عَمَلً صالحاً  وَ لا یُشرِک بعبادَه رَبِّه اَحَداً » ( بگو من فقط بشری هستم همچون شما (امتیازم این است که) به من وحی می شود که معبود شما تنها یکی است ؛ پس هرکس به امید لقای پروردگارش را دارد باید عمل صالح انجام دهد ، و کسی را در عبادت پروردگارش شریک نکند ) این آیه مجموعه ی است از اصول اساسی اعتقادات دینی ، یعنی توحید و معاد و رسالت پیامبر (نبوت) و در واقع همان چیزی است که آغاز سوره کهف نیز با آن بوده است ، چرا که در آغاز نیز سخن از الله و وحی و پاداش عمل و قیامت بوده و از یک نظر عصاره و فشرده ای است از مجموعه این سوره که قسمت مهمی از آن بر محور این سه موضوع دور می زد و از آنجا که مسأله نبوت در طول تاریخش با انواع غلو و مبالغه بوده است .

اخلاص یا روح عمل صالح : در روایات اسلامی به مسأله نیّت اهمیّت فوق العاده ای داده شده است و اصلاً برنامة اسلام این است که هر عملی را با رنگ نیت و انگیزۀ آن می پذیرد حدیث معروف پیامبر « لا عمل الا بالنیه » را همه شنیده ایم بیانگر همین حقیقت است . عمل خالص تا آن حد در اسلام مورد اهمیت است که در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) می خوانیم « و من اخلاص الله اربعین یوماً فجر الله اربعین یوماً فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه » (کسی که چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد ،‌خداوند چشمه های حکمت و دانش را از قلبش بر زبانش می گشاید )

10- شرح صدر مهمترین ابزار مدیریت : قالَ رَبِّ اشرَح لی صَدری عرض کرد پروردگارا سینۀ مرا گشاده دار ( آیه 25 سوره طه ) حضرت موسی (ع) نه تنها از چنین مأموریت سنگینی ( ابلاغ فرمان الهی به فرعون ) وحشت نکرد ، حتی کمترین تخفیفی از خداوند نخواست ، بلکه با آغوش باز از آن استقبال نمود ، منتهی وسائل پیروزی در این مأموریت را از خدا خواست . و از آنجا که نخستین وسیلۀ پیروزی روح بزرگ ، فکر بلند و عقل توانا و به عبارت دیگر گشادگی سینه است « عرض کرد پروردگار من سینه مرا گشاده بدار » (قال رب اشرح لی صدری)

مفهوم شرح صدر : هرگاه بخواهیم شرح صدر را معنا کنیم باید بگوییم کسی که «ظرفیت» لازم را در برخورد با مسائل گوناگون داشته باشد دارای سعۀ صدر می باشد بعنوان مثال : 1- در مواجهه با قدرت و مقام خود را نبازد. 2- در هنگام هجوم مصائب و مشکلات در عرصۀ مدیریت ، توان و گنجایش پذیرش سختی ها ؛ ناملایمات و رنجها را داشته باشند . 3- قدرت عصیان علیه باطل و توان تسلیم در برابر حق را دارا باشد.

از دیدگاه قرآن «شرح صدر» مایۀ هدایت و «ضیق صدر» عامل گمراهی انسان است و خداوندآن کس را که بخواهد گمراه نماید ، سینه جانش را تنگ می گرداند تا قدرت و توانایی رسیدن به قلّه کمال را نداشته باشد . شرح صدر موهبتی است که به هنگام بعثت پیامبران از جان خداوند به آنان عطا می گردد . زیرا بدون «شرح صدر» بر مسند مدیریت امت اسلامی نمی توان تکیه کرد و مشکلات طاقت فرسای هدایت را بدون این موهبت الهی نتوان تحمل نمود.

جلوه های شرح صدر : شرح صدر دارای جلوه ها و مظاهر گوناگونی همچون صبر ، حلم ، شجاعت ، سکینۀ قلب ، امید و خستگی ناپذیری ، و همچنین ضیق صدر دارای جلوه هایی همچون ترس ، تزلزل ، یأس ، اضطراب و نگرانی می باشد بعضی از انسانها روح و دلشان بقدری کوچک است که با احساس کمترین قدرت و ریاستی ، تعادل روحی آنها بهم خورده و در فراز و نشیب های مسئولیتی خویش ، متانت ، وقار و بردباری را از دست داده و با اندک موفقیتی شاد و با کوچکترین شکستی غمگین و پژمرده و ناامید گردیده و خود را گم می کنند و در نتیجه از درک مسائل و مشکلات پیرامون خود غافل می شوند.

ویژگیهای مدیریتی مدیر نمونه در قرآن

یک مدیر در ارتباط با مدیریت باید کسی باشد که از متن جامعه برخاسته و در تمام امور به حقوق و شخصیت دیگران احترام بگذارد و خود عامل دستوراتی باشد که می خواهد به مردم بگوید . پس یک مدیر نمونه باید برای ادارۀ قلمرو مدیریتی خود دارای صفات عالیۀ ذیل باشد :

1- قاطعیت 2- خستگی ناپذیری 3- پرهیز از ریاست طلبی 4- اطاعت از مدیران موفق و رعایت سلسله مراتب اداری 5- داشتن علم و آگاهی 6- مصصم بودن 7- پیشگامی در امور مربوط به مکتب خویش 8- مشورت در کارها 9- درک ناراحتی های شخصی زیردستان 10- قدرت تشویق و تنبیه 11- انتخاب معاونان شایسته و قابل 12- دادن آزادی بحث و انتقاد به نیروهای زیردست 13- عدالت 14- آگاهی از عملکرد افراد 15- قدرتمندی.

1- قاطعیت : اِنَّ نَقُولُ اِلا اعترئک بعضُ الهتنا بِسُوءٍ قَالَ اِنّی اَشهَدُ اللهَ و اشهد و انی بری ممّا تُشرِکُونَ (سورۀ هود آیه 54) ( بت پرستان گفتند : « ما فقط (درباره تو ) می گوئیم بعضی از خدایان ما به تو زیان رسانده (و عقلت را ربوده اند)  نوح گفت : من خدا را به شهادت می طلبم شما نیز گواه باشید که من از آنچه که شریک (خدا) قرار می دهید بیزارم ) هود گفت : سنگ و چوبهای بی جان و بی شعور که نیاز به حمایت بندگان خود دارند ، چگونه می توانند عقل و شعور را از انسان عاقلی بگیرند.

2- خستگی ناپذیری:

سرانجام «هود» در آخرین سخن به آنها چنین می گوید : « اگر شما از راه حق روی برتابید

به من زیانی نمی رسد ، چرا که من رسالت خویش را به شما ابلاغ کردم» ( فان تولوا فقد ابلغتکم ما ارسلت به الیکم )‌‌  ‌اشاره به این که گمان نکنید اگر دعوت پذیرفته نشود برای من شکست است ، من انجام وظیفه کردم  انجام وظیفه ، پیروزی است هر چند دعوتم مورد قبول واقع نشود و این درسی است برای همه رهبران راستین و پیشوایان راه حق ، که هرگز از کار خود احساس خستگی و نگرانی نکنند ، هر چند مردم دعوت آنان را پذیرا نشوند.

3- پرهیز از ریاست طلبی :

آنچه سبب محرومیت انسان از مواهب سرای آخرت می شود در حقیقت همین دواست ، برتری جویی ( استکبار ) « فساد در زمین » که همه گناهان در آن جمع است چرا که هر چه خدا از آن نهی کرد.حتماً برخلاف نظام آفرینش انسان و تکامل وجود بوده است بنابراین ارتکاب آن نظام زندگی او را بر هم می زند لذا مایه فساد در زمین است در شرح حال و سرنوشت قارون دیدیم آنچه مایۀ بدبختی و هلاکت و نابودی او شد همان استکبار و برتری جوئی بود.

4- اطاعت از پیامبران بالاتر:

ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و الوالامر ( اوصیای پیامبر ) را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید و ( از آنها داوری بطلبید ) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید ، این (کار) شما بهتر است اگر بهتر ، و عاقبت و پایانش نیکوتر است).

این آیه و چند آیه بعد این سوره درباره یکی از مهمترین مسائل اسلامی ، یعنی مسأله رهبری بحث می کند و مراجع واقعی مسلمین را در مسایل مختلف دینی و اجتماعی مشخص می سازد.

نخست به مردم با ایمان دستور می دهد از خداوند اطاعت کنند بدیهی است برای یک فرد با ایمان همه اطاعتها باید به اطاعت پروردگار منتهی شود ، وگرنه رهبری باید از ذات او سرچشمه گیرد و طبق فرمان او باشد ، زیرا حاکم و مالک تکوینی جهان هستی او است ، هر گونه حاکمیت و مالکیت باید به فرمان او باشد.

5- علم و آگاهی :

و لقد آتینا داود و سلیمن علماً و قالَ الحَمدُ لِلّه الذی فضلنا علی کثیرٍ من عِبادِهِ المؤمنین

(سورۀ نمل آیه 15) ما به داود و سلیمان علم قابل ملاحظه ای بخشیدیم ، و آنها گفتند حمد از آن خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید . در آیات فوق روشن است که «علم» در اینجا معنی گسترده و وسیعی که علم و توحید و اعتقادات مذهبی و قوانین دینی و همچنین علم قضاوت و تمامی علومی را که برای تشکیل چنان حکومت وسیع و نیرومندی لازم بوده است در بر می گیرد زیرا تأسیس یک عدل و داد ، حکومتی آباد و آزاد بدون بهره گیری از یک علم سرشار امکان پذیر نیست ، و به این ترتیب قرآن مقام علم را در جامعۀ انسانی و در تشکیل حکومت بعنوان نخستین سنگ زیربنا مشخص ساخته است بلافاصله بعد از بیان موهبت بزرگ علم سخن از شکر به میان آمده تا روشن هر نعمتی را شکری لازم است.

6- مصصمم بودن :

در راه خدا پیکار کن ،‌تنها مسئول وظیفه خود هستی ، و مؤمنان را ( بر این کار ) تشویق نما ، امید است خداوند از قدرت کافران جلوگیری کند ( حتی اگر تنها خودت به میدان روی ) و خداوند قدرتش بیشتر و مجازاتش دردناکتر است . به دنبال آیات مربوط به جهاد ، دستور فوق العاده ای در این آیه به پیامبر داده شده است که او موظف است به تنهایی در برابر دشمن بایستد ، حتی اگر هیچکس همراه او گام به میدان نگذارد ! زیرا او تنها مسئول وظیفه خویش است و در برابر سایر مردم تکلیفی جز تشویق و دعوت به جهاد ندارد .

7- پیشگامی در امور مربوط به مکتب خویش :

« قُل انی اخافُ عصیتُ ربی عَذابَ یومٍ عَظیم » بگو من ( نیز ) اگر نافرمانی پروردگارم را کنم از عذاب آن روز بزرگ ( رستاخیز ) می ترسم . شأن نزول آیات فوق را چنین نقل کرده اند : جمعی از اهل مکه خدمت پیامبر آمدند و گفتند : ای محمد تو آئین قوم خود را ترک گفتی و می دانیم که این کار عاملی جز فقر ندارد ما حاضریم اموال خود را با تو تقسیم کنیم و تو را کاملاً ثروتمند نمائیم تا دست از خدایان ما برداری و به آیین اصلی ما بازگردی . آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت و این در حقیقت اشاره به یک مطلب مهم تربیتی نیز می باشد که هر رهبری باید در انجام دستورات مکتب خود از همۀ افراد پیش قدم تر باشد ، او باید اولین مؤمن به آئین خویش و نخستین عمل کننده ، کوشاترین فرد ، و فداکارترین شخص در برابر مکتب خود باشد.

8- مشورت در کارها :

( و شاورهم فِی الامر ) این دستور به خاطر آن است که پیامبر (ص) همانطور که اشاره کردیم قبل از آغاز جنگ « احد » چگونگی مواجهه با دشمن با یاران خود مشورت کرد و نظر اکثریت بر این شد که اردوگاه ، دامنۀ احد باشد و دیدیم که این نظر ، محصول رضایت بخشی نداشت . در اینجا این فکر به نظر بسیاری می رسید که در آینده پیامبر نباید با کسی مشورت کند . قرآن به این طرز فکر پاسخ می گوید و دستور می دهد باز هم با آنها مشورت کن هر چند نتیجه مشورت در پاره ای از موارد سودمند نباشد.

9- درک ناراحتی های زیر دستان :

و وَجَدَکَ ضالّاً فَهَدی : و تو را گمشده یافت و هدایت کرد.

وَ وَجَدَکَ عائِلاً فاَغنی : و تو را فقیری یافت و بی نیاز کرد.

هدف در این سوره تسلّی و دلداری پیامبر اسلام و بیان الطاف الهی نسبت به آن حضرت است ، در آیات فوق نخست به ذکر سه موهبت از مواهب خاص الهی به پیامبر اکرم پرداخته ، و سپس سه دستور مهم در همین رابطه به او می دهد.

منظور آیه این است که خداوند تو را در شرافت و فضل بی مانند یافت لذا تو را برگزید و مقام نبوت بخشید زیرا بعضی از مفسران این معنی را برای آیه گفته اند که با ظاهر آن سازگار نیست ، از جمله اینکه منظور از یتیم کسی است که در شرافت و فضیلت مثل و مانند ندارد ، همانگونه که گوهر بی نظیر را «در یتیم » گویند.

10- قدرت تشویق و تنبیه :

ذو القرنین گفت « اما کسانی که ستم کرده اند آن ها را مجازات خواهیم کرد » ( قال اما من ظلم ) ( سپس به سوی پروردگارش باز می گردد و خداوند او را عذاب شدیدی خواهد نمود ) این ظالمان و ستمگران هم مجازات این دنیا را می چشند و هم عذاب آخرت را . و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد پاداش نیکو خواهد داشت .

11- انتخاب معاونان شایسته :

« ما اشهَدتُهُم خلقَ السمواتِ و الاَرضِ وَ لا خلقَ انفسهم و ما کُنتُ متخِذَ المُصلین عَضُداً » ( من آنها را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین حاضر نساختم ، و نه هنگام آفرینش نوع خودشان ، من گمراه کنندگان را دستیار خود قرار نمی دهم .

در آیه فوق می گوید « ما ابلیس و فرزندانش را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین و حتی به هنگام آفرینش نوع خودشان در صحنه حاضر نساختیم . بنابراین کسی که هیچگونه دخالتی در آفرینش جهان و حتی نوع خود نداشته و از اسرار به هیچ وجه آگاه نیست  چگونه قابل ولایت یا پرستش است ، و اصولاً او چه قدرتی دارد و چه نقشی می تواند داشته باشد .

12- دادن آزادی بحث و انتقاد به نیروها :

«هدهد» گویا آثار خشم را در چهره سلیمان مشاهده کرد و برای برطرف کردن ناراحتی او نخست بصورت کوتاه و سربسته خبر از مطلب مهمی داد که حتی سلیمان با تمام علم و دانشش از آن آگاهی ندارد و هنگامی که خشم سلیمان فرونشست ، به شرح آن پرداخت قابل توجه اینکه : لشکریان سلیمان حتی پرندگانی که مطیع فرمان او بودند آنقدر عدالت سلیمان به آنها آزادی و امنیت و جسارت داده بود که هدهد بدون ترس و بی پرده و با صراحت به او می گوید : من به چیزی آگاهی یافتم که تو از آن آگاه نیستی.

13- عدالت :

خداوند به شما فرمان می دهد که امانتها  را به صاحبانشان بدهید. و هنگامیکه میان مردم داوری می کنید ، به عدالت داوری کنید . خداوند اندرزهای خوبی به شما می دهد خداوند ، شنوا و بیناست.

14- آگاهی از عملکرد افراد :

ما باد را مسخر او (سلیمان) ساختیم تا مطابق فرمانش به نرمی حرکت کند و به هر جا که او می خواهد برود و شیاطین را مسخر او ساختیم ، هر بناء و غواصی از آنها حقایقی که داستان سلیمان به ما می آموزد.

الف) داشتن یک حکومت نیرومند با امکانات مادی فراوان اقتصاد گسترده و تمدن درخشان هرگز منافاتی با مقاومت معنوی و ارزشهای الهی و انسانی ندارد.

ب) برای ادارۀ یک کشور آباد هم وسیله ارتباطی سریع لازم است و هم به کار گرفتن نیروهای مختلف و هم جلوگیری از نیروهای مخرب ، هم توجه به مسائل عمرانی و هم تولید سرمایه از طریق استخراج منابع مختلف.

ج) از نیروها باید حداکثر استفاده را کرد و حتی شیاطین را بطور کامل نباید حذف کرد ، بلکه آنها را که قابل توجیه و ارشادند در مسیر صحیح به کار گرفت.

15- قدرتمندی :

بدیهی است منظور از قدرت تنها قدرت جسمانی نیست ، بلکه مراد قدرت و قوّت بر انجام مسئولیت است یک مدیر قوی کسی است که حوزۀ مأموریت خود را بخوبی بشناسد ، از« انگیزه ها » با خبر باشد ، در « برنامه ریزی » مسلط و از ابتکار سهم کافی و در « تنظیم کارها » مهارت لازم را داشته باشد . هدفها را روشن کند و نیروها را برای رسیدن به هدف بسیج نماید . در عین حال دلسوز و خیر خواه و درستکار باشد.

 

 

فهرست منابع

1- الوانی ، مهدی ، مدیریت عمومی ، ( تهران ، نشر نی ، چاپ هفتم ، 1373 ) .

2- الهامی نیا ، علی اصغر ، سیره اخلاقی و تربیتی امام خمینی «ره» ،  چاپ سوم ( تهران ، انتشارات تحسین ، 1381) .

3- بهرنگی ، محمدرضا ، مدیریت آموزشی و آموزشگاهی ، ( تهران ، انتشارات گلچین ، 1371 ) .

4- تقوی دامغانی ، سید رضا ،‌نگرشی بر مدیریت اسلامی ، چاپ سوم ، ( تهران ، نشر بین الملل ، 1380 )

5- حسین پور ، شهره ، مدیریت چیست ؟ مجله رشد آموزش ابتدایی ، شماره1 ، 1377.

6- علاقه بند ، علی ، مقدمات مدیریت آموزشی ، ( تهران ، نشر روان ، پاییز 1375 ).

7- فخر رازی ، تفسیر کبیر ، جلد نوزدهم.

8- گروه آموزشی مدیران ، راهبردهایی در مدیریت آموزشگاهی ، ( تهران ، انتشارات دفتر آموزش عمومی 1379 ).

9- مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر نمونه جلد 1 تا 27 ، چاپ هیجدهم و بیستم و بیست و سوم و بیست و پنج ، انتشارات دار الکتب اسلامیه ، 1379.

10- میرسپاسی ، ناصر ، مدیریت منابع انسانی ، انتشارات شروین ، 1371 .

11- میر کمالی ، سید محمد ، رهبری و مدیریت آموزشی ، چاپ دوازدهم ( تهران : انتشارات یسطرون ، 1383 )

12- مجلسی ، علامه محمد باقر ، بحار الانوار ، جلد 77.

13- خواجه نظام الملک ، سیاست نامه.

14- خواجه نصیر الدین طوسی ، اخلاق ناصری.

15- واثقی ، قاسم ، درسهایی از اخلاق مدیریت ( تهران ، نشر بین الملل سازمان تبلیغات ، 1380 )

16- فخر رازی ، تفسیر کبیر ، جلد نوزدهم.

 



موضوع مطلب : مدیریت عمومی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت