منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩٠/۱/۳ :: ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

 

 

نویسنده:  محمد فرهاد

منبع :  http://farhady.blogfa.com/

 

فرض اینکه بازارها و علایم بازار به بهترین وجه همه تصمیمات مربوط به تخصیص منابع را تعیین می کنند، در واقع فرض کردن این موضوع است که همه چیز را در اصل می توان کالا تلقی کرد. کالایی سازی مستلزم حقوق مالکیت بر فرایندها، چیزها و روابط اجتماعی است که بر آنها می توان قیمت گذاشت و به شرط قرارداد قانونی آنها را می توان خرید و فروش کرد. فرض بر این است که بازار همچون راهنمایی مناسب - همچون یک نظام اخلاقی برای تمام کنشهای انسانی عمل می کند. این تعریف از کالایی سازی را دیوید هاروی در کتاب تاریخ مختصر نئولیبرالیسم ارائه کرده و مطلب خود را اینگونه ادامه می دهد: البته در عمل هر جامعه ای حدودی را تعیین می کند که کالایی سازی در آنجا شروع و تمام می شود. این که این مرزها در کجا قرار می گیرند موضوعی قابل بحث و مجادله است.

 


 

بعضی داروها غیر قانونی است، در اغلب ایالاتِ ایالات متحده فحشا غیر قاونی است، ولی در جاهای دیگر ممکن است قانونی، غیر مجرمانه و حتی یک صنعت تحت نظارت دولت باشد. طبق قوانین ایالات متحده از پورنوگرافی به عنوان شکلی از آزادی بیان حمایت می شود ولی در همین جا نیز بعضی از انواع پورنوگرافی ( عمدتا مربوط به کودکان) غیر قابل قبول تلقی می شوند. برای مثال در اغلب جوامع، ظاهرا شرف و وجدان فروختنی نیستند، همگان علاقه مند کشف فساد هستند. کالایی سازی جنسیت، فرهنگ تاریخ، میراث، طبیعت به عنوان منظره تماشایی یا به عنوان استراحت درمانی، یعنی کسب رانتهای انحصاری از تازگی، اصالت و بی همتایی ( مثلا از آثار و هنر) همه اینها برابر با "قیمت گذاری بر روی چیزهایی است که هرگز در واقع به عنوان کالا تولید نشده اند". نئولیبرال سازی بدون تردید مرزهای کالایی سازی را عقب رانده و بیش از حد دامنه دسترسی قراردادهای قانونی را توسعه داده است. نئولیبرال سازی به طور خاص زودگذر بودن و قرارداد کوتاه مدت را می ستاید. مثلا ازدواج یک قرارداد توافقی کوتاه مدت است و نه یک پیوند مقدس و غیرقابل نقض. اما در مقابل هم نظرات مخالفی وجود دارد که اغلبِ منتقدین دیگاه فوق به این فراز مشهور کارل پولانی اشاره می کنند:

 

"اجازه دادن به ساز و کار بازار که تنها گرداننده سرنوشت انسانها و محیط زیست طبیعی آنان، حتی در واقع، گرداننده مقدار قدرت خرید و استفاده از آن باشد، به انهدام جامعه خواهد انجامید. زیرا "نیروی کار" را که به عنوان کالا توصیف شده است نمی توان به اینجا و آنجا هل داد، حساب نشده از آن استفاده کرد، یا حتی بدون استفاده آن را رها کرد، بدون آنکه انسانی که صاحب این کالای عجیب است تحت تاثیر قرار بگیرد. نظام ] سرمایه داری[ با دور ریختن نیروی کار انسان، در ضمن، جوهر مادی، روانی و اخلاقی "انسان" را که ضمیمه ی آن اصطلاح ] نیروی کار[ است دور می ریزد. انسانها، که از پوشش حفاظتی نهادهای فرهنگی محروم شده اند، از تاثیرات بی حفاظتیِ اجتماعی نابود خواهند شد؛ آنهان به عنوان قربانیانِِ نابسامانیِ اجتماعیِ حاد از طریق فساد اخلاقی، انحراف، جرم و گرسنگی خواهند مرد. طبیعت به اجزای اصلی اش تجزیه خواهد شد، مناطق و چشم اندازها، کثیف و رودخانه ها آلوده خواهند شد. سرانجام، اداره بازار در امر قدرت خرید، مرتبا شرکت تجاری را منحل خواهد کرد، زیرا کمبودها و کثرت های پول، مانند سیل ها و خشکسالی در جامعه ابتدایی، ویرانگر خواهد بود".

 

البته مشغول خواندن کتاب جهانی کالایی شده؟ طرح محدودیتهای سرمایه داری هستم. سعی می کنم از آنجا هم تعریف جامع تری در مورد کالایی شدن بیاورم.

 

کولینگ سی ویلیامز در کتاب جهانی کالایی شده؟ طرح محدودیتهای سرمایه داری تز کالایی شدن را اینگونه تعریف می کند:

 

واژه "تز کالایی سازی" به طور مختصر برای توصیف فرایندی به کار می رود که در آن کالاها و خدمات به طور فزاینده ای توسط بنگاههای سرمایه دار، به منظور مبادله پولی با هدف سود، تولید و ارائه می شوند. بنابراین کار کالایی شده، اول، ترکیبی است از کالاها و خدمات تولید شده برای مبادله؛ دوم، مبادله پولی شده و سرانجام، مبادله پولی با هدف سود. اگر وجود هر یک از اجزای این تعریف، نقض شود، فعالیت اقتصادی نمی تواند با عنوان کالایی شده توصیف شود. البته در عمل هر جامعه ای حدودی را تعیین می کند که کالایی سازی در آنجا شروع و تمام می شود. این که این مرزها در کجا قرار می گیرند موضوعی قابل بحث و مجادله است.

 

با توجه به این تعریف، قلمرو غیرکالایی بر اساس این تعریف شامل فعالیتهای اقتصادی است که یکی یا بیشتر از ویژگیهای فوق را نداشته باشند. این قلمرو را می توان به سه بخش تقسیم کرد. اولین قلمرو غیرکالایی از تمامی کارهای "معیشتی یا امرار معاش" یا غیر مبادله ای تشکیل شده است که اغلب به "تهیه توشه شخصی"، "سلف سرویس"، "کار منزل" یا "کار داخلی" ارجاع می دهند، کار داخلی عبارت است از کاری که توسط یکی از اعضای خانواده برای خود و خانوداه اش یا سایر اعضای خانواده انجام می شود ( این مورد در ایران بسیار رایج است. کار مادران در منزل). به عبارت دیگر در یان مورد هیچ مبادله ای صورت نمی گیرد و فرد تنها به اندازه معیشت خود کار می کند. دومین نوع کار غیر کالایی شده مربوط به حالتی است که کالاها و خدمات مبادله می شوند اما هیچ پولی رد و بدل نمی شود. این مبادله غیر پولی، که گاهی اوقات به عنوان کار جامعه بدون پرداخت و کار داوطلبانه از آن یاد می شود، درست همانند کمک متقابل یا کمک به خود در جامعه است،یعنی همانند یک کار بدون پرداخت توسط یکی از اعضای یک خانواده برای اعضای خانواده های دیگر انجام می شود. شبیه به آنچه که در میان پدران ما رایج بود.

 

امروز کسی به کسی کمک می کرد به امید آنکه در صورت لزوم خود نیز بعدها همان کمک را از دیگران دریافت کند. سومین شکل کار غیر کالایی شده مربوط به جایی است که مبادلات پولی شده صورت می گیرد اما انگیزه سود وجود ندارد. این مورد، کل قلمرو فعالیتهای اقتصادی (دولت) را در بر می گیرد، اما به طور خاص در بخشهای عمومی اتفاق می افتد همانطور که از آن به عنوان "بخشی که به دنبال سود نیست"، "بخش سوم"، "اقتصاد اجتماعی" یا "شرکتهای اجتماعی" نام می برند.

 



موضوع مطلب : مدیریت محصول
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت