منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩٠/۱/۱ :: ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

 

نگاهی به وضعیت اقتصاد در سال ۲۰۱۰

 

نویسنده : محمود طهماسبی کهیانی         

منبع : روزنامه مردم سالاری ( www.mardomsalari.com )

 

 

سال ۲۰۱۰ را در یک کلام می توان سالی تلخ برای اروپا و سالی امیدوارکننده برای اقتصاد آسیا و آمریکا دانست. دنیا سال ۲۰۱۰ را در حالی شروع کرد که هنوز از بحران جهانی، تاول هایی را بر بدن خود حفظ کرده و آثار آن هنوز بر پیکره ماشین اقتصاد جهانی مانده بود. پیش بینی ها برای سال ۲۰۱۰ چندان امیدوارکننده نبود، هر چند امید واری هایی از سوی برخی اقتصاددانان برای بهتر شدن شرایط به گوش می رسید، اما مردم کشورها آن را بیشتر به یک بلوف تعبیر می کردند تا یک تحلیل با پایه و اساس. بیشتر اقتصادانان از ادامه بحران برای سال جدید خبر می دادند و امیدی برای بهبود شرایط اقتصادی تصور نمی کردند. وزن ارزشی این سخنان با توجه به تجربه دو سال گذشته بیشتر به چشم می خورد و این نظرات به عنوان نظرات منطقی تر مورد قبول قرار می گرفت. اما پایان سال ۲۰۱۰ چیز دیگری را نشان می داد.

 


 

رشد صنایع در جهان عددی بالغ بر ۵درصد را نشان می دهد. اقتصاد چین که بسیاری سال ۲۰۱۰ را سال رکود آن و سالی که حتی برخی از بدبین ها سال نابودی اقتصاد چین می دانستند ، چنین اتفاقی را در خود ندید و هر چند رشد شتابانی را هم شاهد نبود اما توانست نه تنها کمی از بحران خلاصی پیدا کند بلکه تا حدودی موتور محرکه سایر اقتصادها هم باشد.اقتصاد آمریکا هر چه به جلو می رفت بهتر می شد.گزارش هایی که در پایان سال انتشار داده می شد بهتر از گزارش های ابتدای سال و بالاتر از پیش بینی های ۱۲ ماهه بود.

 

آمار انتشار یافته در مورد اقتصاد آمریکا، نشان می داد آمریکا گام های استوارتری را در مسیر رشد می پیماید. مخارج آمریکایی ها در ماه نوامبر برای پنجمین ماه پیاپی رشد را از خود نشان می داد، گزارشهایی شرایط بهتری را از اقتصاد آمریکا حکایت می کرد و از همه مهمتر بازار مسکن آمریکا کم کم از رکود خارج شده که خود نوید روزهای بهتر را برای این کشور می دهد. اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۱۰ تا حدودی تمرکز خود را بر ارزش دلار قرار داد. جنگ ارزی که این کشور با چین از سالهای گذشته به راه انداخت و بعد از اینکه چینی ها در این زمینه کوتاه نیامدند با مقابله آمریکا روبه رو شدند، تصمیم به باز خرید اوراق قرضه که در ماه های آخری سال گرفته شد، هر چند از نظر مقامات این کشور با هدف کاهش ارزش دلار نبوده اما نتیجه ای هم جز این در بر نداشت. اما آمریکایی ها زیاد هم در این زمینه خوش شانس نبودند. رکود و بحرانهایی که در اروپا به وجود آمد تا حدودی سیاست های آنها را با مشکل روبه رو کرد. اما به هر صورت در یک نگاه کلی اقتصاد آمریکا امیدواری هایی برای آینده خود به وجود آورد تا کمی این خیال که اقتصاد این کشور توان خروج از بحران را ندارد را بکاهد.

 

اما در اروپا چیز دیگری رقم خورد. در یک جمله باید بگوییم اقتصاد اروپا مدیون آلمان بود که یک تنه از سقوط این اقتصاد یکپارچه جلوگیری کرد. رشد اقتصادی بالای این کشور به داد اروپا رسید.بحران یونان شوک بزرگی برای اروپا بود و نشان داد که هنوز این اتحادیه برای رسیدن به یک اقتصاد با ثبات که بتواند از پس این شرایط خود را به راحتی نجات دهد جای کار زیادی دارد. به هر صورت بزرگترین مشکل اقتصاد اروپا توان مختلف اقتصادی اعضای آن، رابطه های تنگاتنگی که این کشورها با هم دارند و از مهمتر این است که یورو هنوز علی رغم پول واحد این کشورها نتوانسته به بودجه این کشورها وارد شود است و در لحظه آخر هر کدام از کشورها به پول خود متکی هستند برای این پول واحد گران تمام می شود.

 

به هر حال اروپا هنوز از بحران یونان و پیامدهایی که برای پرتغال ، اسپانیا و دیگر کشورها داشته بیرون نیامده بود که ایرلند با اقتصاد مخرب خود پا به میدان گذاشت تا بار دیگر به آزار این اقتصاد بپردازد. بحران های ذکر شده نشان داد که اقتصاد اروپا شکننده است و بیشتر از آنکه کشورها متکی به یک اقتصاد یکپارچه به نام اتحادیه اروپا داشته باشند اتکا به مسائل داخلی دارند و رضایت اولیه مردم خود را بر هر امری ترجیح می دهند.

 

در سال ۲۰۱۰ یا بهتر بگوییم از زمان بروز بحران جهانی کشورهای دیگری پا به سیستم اقتصادی گذاشتند که تا پیش از این در معادلات اقتصاد جایی آن چنانی نداشتند. کشورهایی مانند هند،برزیل،کشورهای جنوب شرق آسیا و حتی کشوری مانند ترکیه به عنوان اقتصادهایی که می توانند کمک به حل بحران کنند خود را نشان دادند. اجلاس هایی که در یک سال گذشته برگزار می شد و یک پای ثابت، این کشورها بودند نشان از این امر داشت. خود این موضوع نشان دهنده این است که دیگر نمی توان به چند کشور در اقتصاد تکیه کرد و پراکندگی قدرت در این سالها رنگ دیگر به خود گرفته و حتی شاید بتوان در انتظار قدرت های نوظهور دیگری باشیم که کم کم وزن تاثیر گذاری اقتصادهای سنتی را کم کند.

 

امسال را بی شک باید سال پررونقی برای فلزات پایه دانست. مسلما هر تغییر در اقتصاد جهانی اولین تاثیر خود را بر این محصولات می دهد. افت زیادی که این قیمت ها در خلال بحران شاهد بودیم از اوائل سال ۲۰۱۰ جای خود را به رشد این قیمت ها داد. در واقع سه ماهه اول سال و سه ماهه آخر آن را باید دوران رونق این محصولات در جهان در سال ۲۰۱۰ دانست. رونقی که در برخی از موارد قیمت های بالاتر از قبل بحران را هم رقم زد.

 

در این میان مس روندی فراتر از بقیه داشت. رکوردی که این فلز به واسطه افزایش تقاضا به خصوص از جانب چین و همچنین کاهش ذخایر خود داشت، احتملا افزایش خواهد داشت و روی و سرب هم هر چند به اندازه مس رشد را تجربه نکردند اما به واسطه افزایش تقاضا با رشد نسبت به سال قبل همراه بودند. فولاد روند متعادل تری را نسبت به سایر قیمت ها داشت هر چند که از رشد این فلز هم نمی توان گذشت.

 

نفت هم با رسیدن به ۹۰ دلار در روزهای پایانی سال در حدود ۱۰۰ درصد رشد را از ابتدای سال از خود نشان داد. روند آرام آرام نفت در سال جاری زمانی که با سرمای زمستان همراه شد باعث افزایش قیمت در نفت شد. پیش بینی ها برای نفت از احتمال گذر از ۱۰۰ دلار هم حکایت دارد.

 

طلا در سال گذشته رکورد تازه ای را برای خود می دید. شاید جای سوال باشد که با بهتر شدن شرایط اقتصادی نباید انتظار رشد طلا را داشت، اما افزایش خرید طلا توسط بانک های مرکزی کشورها را باید عامل اصلی برای رشد قیمتی طلا دانست. هر چند افزایش سفته بازی در این فلز در سال ۲۰۱۰ رشد داشته اما شرایط اقتصادی اروپا اثر روانی زیادی بر قیمت طلا داشته است. ولی برای افزایش قیمت طلا شرایط اروپا هم بی تاثیر نبود. به هر حال بحران هایی که در این اتحادیه به چشم می خورد ریسک سرمایه گذاران را هم افزایش می داد و آنها ترجیح می دادند برای بالا بردن ضریب اطمینان خود به سرمایه گذاری بر روی این دارایی حفظ ارزش روی آورند.

 

عوامل سیاسی در سال ۲۰۱۰ هر چند زیاد نبود اما همین اندک هم تاثیر محسوسی بر شرایط اقتصادی داشت. بی شک جنگ دو کره در آسیا در ماه پایانی سال یکی از عوامل بود. هر چند درازای این جنگ به دو روز هم نکشید اما نشان داد که عوامل سیاسی را نمی توان از همه معادلات امروز حذف کرد.

 

به هر حال سال ۲۰۱۰ با همه اتفاقات خود به پایان رسید و با شرایطی که در خود داشت امید را برای سال آینده به ارمغان آورد. سال ۲۰۱۰ را می توان آغازی برای احیای اقتصاد ویران شده دانست . اما در این بین هنوز اقتصاددانانی هستند که سیاست های اجرا شده امسال را به خصوص در زمینه سیاست های دولتی در زمینه اقتصادی و مالی، آغاز گر بحرانی تازه می دانند. اما باید در انتظار نشست و دید سال۲۰۱۱ چه دست آوردی برای مردم دنیا دارد. در صورت ادامه رشد نسبی در سال ۲۰۱۱ باید انتظار این را داشت که بحران جهانی کم کم از ذهن ها فراموش شود و اقتصاد روند دوباره خود را بازیابد. برای این شرایط امیدواری بهترین گزینه است، زیرا در صورتی که خلاف این امر رخ دهد می تواند پیامدهای ناگواری را به دنبال داشته باشد و بالابردن ریسک افراد ضربه بزرگی بر اقتصاد خواهد بود. امید همگان در سال جدید بیشتر از آنکه به آمریکا و اروپا باشد به اقتصادهای نوظهور است و باید در انتظار نشست و دید آیا این اقتصادها می توانند از امتحان خود موفق بیرون بیایند یا نه؟برای رسیدن به همه این پرسشها فقط باید در انتظار نشست و سال ۲۰۱۱ راتماشا کرد.

 



موضوع مطلب : مقالات اقتصادی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت