منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳۸٩/۱٠/٢۱ :: ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

 

ویژگیهای مدیر آینده

ماهنامه تدبیر_مترجم: اکبر کریمزاده رغبتی

همه مدیران رهبر و همه رهبران مدیر نیستند. برای تحقق آرمانهای ترقی خواهانه و متعالی (و رسیدن به افق سال 2020 مالزی) و ساختن آینده ای پررونق و شکوفا کدامیک مهمتر و موثرتر است؟ آیا نیاز به رهبران بیشتری محسوس است یا به مدیران؟ بین رهبری و مدیریت چه تفاوتهایی وجود دارد؟ اچ.رزپروت میلیاردر آمریکایی و نامزد پیشین ریاست جمهوری آمریکا گفته است: "ما در بسیاری از شرکتهای عظیم خود افـــراد را به منزله اشیاء به حساب می آوریم (با انسانها همان رفتاری را داریم که با اشیاء). انسانها را نمی توان دقیقاً کنترل کرد. این اموال و دارائیها هستند که می توان آنها را به کنترل درآورد. ولی افراد را بایستی هدایت و راهنمایی کرد.                                     

جان نـــایس بیت پیش بینی کننده سرشناس و پرآوازه گرایشهای اجتماعی مقالاتی راجع به دگرگونیهای مهم و بنیادی و تغییرات الگوشونده که در محیط کار ایجاد می گردند نوشته است که محور تمرکز و توجه را از:

 


 

 

1 ::  مدیریت به رهبری؛ 2 ::  بازبینی و کنترل به اختیار و اقتدار؛ 3 ::  سلسله مـــــراتب به شبکه بندی؛ 4 ::  خط پایان و نتیجه کلی به نگرش استراتژیکی تغییر جهت می دهد.

 

چالشهایی که امروزه مدیران با آنها مواجه هستند متعددند. اولین آنها داشتن نیاز اساسی و حیاتی به یک رهبری استراتژیک است.

 

رهبری استراتژیک عامل پراهمیت و موثری است که سازمان را یاری می دهد تا بتواند با عملکرد بهتری از رقبای خود سبقت جوید. بنابراین رهبری در مدیریت همانا توانایی ایجاد اعتماد به نفس و تقویت روحیه نیروی کاری در سازمانهایی است که صلاحیت و شایستگی آنها بستگی به عملکرد و احساس مسئولیتشان دارد.

 

دوم چالش مدیریت منابع انسانی است. مدیران لازم است برای اداره کردن افراد خود باهوش و زیرک باشند. گوی رقابت آینده را سازمانهایی خواهند برد که بتوانند به طور موثر و نتیجه بخش منابع انسانی خود را توسعه دهند و آنها را اداره کنند.

 

سوم چالش توسعه پایدار و تداوم برتری رقابتی (امتیاز رقابتی) است. تدوین و اجرای استراتژی های برد (راهبردهای پیروزی در رقابت) به طور فزاینده ای مدیران را وادار مـــی کند که خلاق تر و کارآفرین تر و تفکری استراتژیک داشته باشند. بسیاری از مدیران ضدریسک هستند و در حفظ و نگهداری سیستم ها و فرایندهای یک سازمان خیلی خوب عمل می کنند. اما آیا این برای پیشرفت یک سازمان کافی است؟

 

چهارم چالش مدیریت کیفیت است. کانون رقابت در آینده مرغوبیت و کیفیت خواهدبود. کنترل و اداره مرغوبیت و کیفیت امری واجب و ضـــروری است چون بدون کیفیت سازمان به زودی از رقبای خود که برخوردار از کیفیت بهتری در محصولاتشان هستند عقب خواهدماند. نقش مدیران در اعمال سیستم های کیفیت در داخل سازمانهایشان بسیار حساس و حیاتی است و روز به روز براهمیت آن افزوده می شود.

 

پنجم چالش تغییر و تحول سازمانی است. دگرگونیها و تحولات پویا و پرجنب و جوش معمولاً سازمانهـــــا را ملزم به استفاده از شیوه های استراتژیکی در کنترل و اداره (مدیریت) این تغییر و تحولات می کند. اختیارات کارمندان مبحث جدیدی است که در مدیریت تحول مطرح است و به صورت تکیه کلام تازه ای درآمده است. مدیران بایستی از مسیر و جهت تحول و چگونگی آن یک بینش و درک شفاف و روشنی داشته باشند. آنها باید فرایند تحول (فرایند تغییر) را درک کرده و برداشتی مثبت از آن داشته باشند. آماده شدن برای تغییر و تحولات سازمانی و رویارویی با آنها امروزه برای مدیران یک چالش حیاتی و سرنوشت ساز است. در این خصوص مدیران لازم است درک بهتری از موارد زیر داشته باشند:

 

::  ماهیت تغییرات سازمانی؛

::  مفاهیم کلی تغییرات سازمانی؛

::  شرایط زمانی شرایط افراد و تغییرات رفتاری که برای این تحولات لازم

هستند؛

::  یک الگو و نمونه یا یک ساختار و معیار برای مدیریت تحول؛

::  معضلات و تنگناهایی بر سر راه مدیرانی که می خواهند با این تحولات کنار بیایند و آنها را تسهیل بخشند وجود دارد که مقاومت در برابر تحول از آن جمله است.

 

ششم چالش شکل دهی و اصلاح و بهبود بخشی از ارزشهای اصلی _(ارزشهای بنیادی و کلیدی) سازمان فلسفه یا رسالت آن و دلیل موجودیت آن است. ارزشهای سازمانی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کنند زیرا موضوعهایی از قبیل اصول اخلاقی (اخلاقیات) به آنها اعتبار می بخشند.

همچنین محقق شده است سازمانهایی که به یک سری ارزشهای بنیادی یا فلسفه سازمانی اهمیت داده و آنهــــا را به کار می بندند بهتر می توانند در کارکنان وفاداری و احساس مسئولیت نسبت به سازمان ایجاد کنند.

این چالشها به طور فزاینده ای مدیران را ملزم می سازد در داخل سازمانهای خود برای ایجاد تحول کلی نقش رهبری ایفا کنند. مدیران موفق فردا از این چالشها گریزان نیستند و برای رویارویی با چالشهای آینده آماده خواهند بود.

سازمانهای موفق ضمن اینکه برای دستیابی به نتایج روزانه به مدیرانی احتیاج دارند تا برنامه ریزی تنظیم بودجه کنترل و نظارت سازماندهی استخدام و گزینش کارمند را انجام دهند به رهبرانی نیز نیازمند هستند کـــه با ژرف نگری جهت مناسب و صحیح و مسیر آینده سازمان را مشخص سازند افراد را به آن مسیر هدایت کنند و انگیزه ایجاد تحول لازم را در کارکنان به وجود آورند.

گذشته از این ما به رهبران بازرگانی نیازمندیم تا فعــــــالانه و به طور موثر و نتیجه بخش مسائل راهبردی را موردتوجه قرار دهند. مسائلی از قبیل: ساختن یک جامعه (محیط) چند نژادی (چند ملیتی) هدفمند حفاظت محیط زیست برای توسعه پایدار رعایت وظایف اجتماعی و اصول اخلاقی در شرکت. خلاصه کلام امروزه لازم است رهبران بازرگانی به عوض اینکه صرفاً مجذوب منافع مالی اندک و محدود خود باشند آگاهی اجتماعی بیشتری نسبت به احتیاجات و منافع ملت و جامعه داشته باشند.

رهبران بازرگانی بایستی شرکتهای خود را هدایت کنند تا شهروندان سازمانی خوبی شوند. آنها نبایستی این کار را صرفاً به خاطر دلایل نوع دوستانه انجام دهند بلکه به این علت که در یک جامعه مصرف کننده فرهیخته و آگاه و مترقی مشتریان امروزی موشکاف تر و باریک بین تر هستند و می توانند معاملات خود را با شرکتهایی انجام دهند که دوستدار محیط زیست و مسئول وپاسخگو هستند. لذا شهروندان سازمانی خوب از شعور بازرگانی بالایی برخوردارند. بنابراین بهتر است مدیران و دست اندرکاران تجارت مسئولانه تر عمل کنند.

 

مقاله حاضر برگرفته از این کتاب است: MANAGEMENT STRATGEIES FOR VISION 2020

 



موضوع مطلب : اطلاعات بازاریابی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت