منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳۸٩/٧/٢٧ :: ۱:۱٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

  زبان بدن و مفاهیم آن

 از دیرباز، کف دست باز نشانه ‎‎ی حقیقت، صداقت، بیعت و تسلیم بوده است. بسیاری از سوگندها با قرار دادن کف دست بر روی قلب صورت می ‎گیرد و زمانی که شخصی در حال ادای شهادت در دادگاه است، کف دست خود را نمایان می ‎کند؛ کتاب مقدس را در دست چپ می ‎گیرد و کف دست راست را برای مشاهده ‎ی حضار بالا می ‎برد .

در برخوردهای روزمره، مردم از دو حالت اساسی کف دست استفاده می ‎کنند. در حالت اول، کف دست رو به بالا می ‎باشد که علامت گدایی برای پول یا غذا است. در حالت دوم، کف دست رو به پایین قرار می ‎گیرد، انگار چیزی را پایین نگه داشته یا از بالا آمدنش ممانعت می ‎کند .

 

 


 

 

یکی از معتبرترین روش ‎ها در تشخیص این که شخصی صادق و شریف است یا خیر‌، مشاهده ‎ی حالات کف دست است . همان طور که یک سگ برای اظهار تسلیم و سلطه ‎پذیری، گردن خود را جلو می ‎آورد، انسان هم از کف دست ‎هایش برای اظهار همین رفتار یا احساس استفاده می ‎کند. به عنوان مثال، زمانی که شخصی می ‎خواهد کاملاً صادق و رک باشد، یک یا هر دو کف دست خود را در برابر طرف مقابل نمایان می ‎کند و احتمالاً می ‎گوید، «بگذار کاملاً رک باشم» زمانی که شخصی رفتاری صادقانه در پیش می ‎گیرد و یا شروع به گفتن حقیقت می ‎کند کف دست ‎هایش یا بخشی از آن ‎ها را برای طرف مقابل نمایان می ‎کند. همانند اکثر حرکات بدن، این حرکت کاملاً ناآگاهانه انجام می ‎شود، و بدین ترتیب شما را متوجه صداقت شخص دیگر می ‎کند. کودک هنگام دروغ ‎گویی یا پنهان کردن یک چیز، کف دست ‎هایش را پشت خود قایم می ‎کند. هم چنین، شوهری که می ‎خواهد به همسر خود دروغ بگوید، دست ‎هایش را در جیب خود می ‎گذارد یا دست به سینه می ‎شود و این حرکت، همسر وی را متوجه کتمان حقیقت می ‎کند .

اغلب به فروشنده ‎ها می ‎آموزند، چنان چه مشتری دلیلی برای نخریدن محصول آن ‎ها ارائه می ‎کند، به کف دست ‎هایش نگاه کنند، زیرا دلایل معتبر فقط با کف دست ‎های نمایان همراه است .استفاده ‎ی عمدی از کف دست برای فریب دادن

این سوال شاید به ذهن خواننده برسد که «اگر کف دست ‎هایم به هنگام دروغ ‎گویی نمایان باشد، مردم گفته ‎ی مرا باور خواهند کرد؟» پاسخ به این سوال آری و خیر است. اگر یک دروغ آشکارا با کف دست ‎های نمایان همراه کنید، شاید برای شنوندگان خود ریاکار به نظر برسید، زیرا خیلی دیگر از حرکاتی که باید به هنگام صداقت نمایان باشند، وجود ندارند و حرکات منفی که هنگام دروغ ‎گویی استفاده می ‎شوند، با کف دست ‎های باز متناقض است .

همان طور که قبلاً ذکر شد، کلاهبردارها و دروغ ‎گوهای حرفه ‎‎ای کسانی هستند که می ‎توانند دروغ ‎های خود را هنرمندانه با علائم غیر کلامی تکمیل کنند. هر چه استفاده ‎ی کلاهبردار از رفتار غیر کلامی حاکی از صداقت به هنگام دروغ ‎گویی ماهرانه ‎تر باشد، حرفه ‎ی او بهتر انجام می ‎شود .

البته می ‎توانید هنگام برقراری ارتباط با دیگران، باز کردن کف دست ‎ها را تمرین نمایید و خود را محق ‎تر جلوه دهید؛ از طرفی، هر قدر که حرکات کف دست ‎های باز تبدیل به یک عادت شود، تمایل به دروغ ‎گویی نیز کمتر می ‎شود. نکته ‎ی جالب این جاست که اکثر مردم به سختی می ‎توانند با کف دست ‎های باز دروغ بگویند و در واقع استفاده از این حرکت، شاید بر کاهش دروغ ‎گویی تأثیر داشته باشد و مردم را تشویق کند که با شما صادق باشند .

 

قدرت کف دست

یکی از اشارات غیر کلامی که کمترین توجه را به خود معطوف داشته اما از بیشترین قدرت برخوردار است، توسط کف دست انسان ارائه می ‎شود؛ و زمانی که به نحو صحیح مورد استفاده قرار گیرد توشه ‎ای از اقتدار برای استفاده ‎کننده ‎اش فراهم می ‎کند و قدرت صدور فرمان سکوت به دیگران را می ‎دهد .

در حرکات کف دست، سه حالت اصلی وجود دارد: کف دست رو به بالا، کف دست رو به پایین و کف دست بسته با یک انگشت به حالت اشاره. تفاوت بین این سه حالت، با یک مثال مشخص می ‎شود: فرض کنیم که از شخصی درخواست می ‎کنید که جعبه ‎ای را بلند کند و به نقطه ‎ی دیگری در همان اتاق حمل کند. فرض را بر این می ‎گذاریم که شما از یک نوع آهنگ صدا، کلمات و حالت چهره استفاده می ‎کنید و فقط حالت کف دست ‎های خود را تغییر می ‎دهید. حالت کف دست رو به بالا به عنوان یک حرکت غیر تهدید آمیز و سلطه ‎پذیر استفاده می ‎شود که یادآور التماس گدای خیابانی است. شخصی که از او درخواست حرکت دادن جعبه شده است، احساس نمی ‎کند که درخواست همراه با فشار است و در یک وضعیت معمولی مافوق یا زیر دست، از این درخواست احساس تهدیدشدگی نمی ‎کند. زمانی که کف دست برگشته و به سمت پایین است، بلافاصله اقتدار را تداعی می ‎کند. شخصی که از او چنین درخواستی شده، احساس می ‎کند که برداشتن جعبه یک فرمان است و شاید نسبت به شما احساس دشمنی بکند، که این بستگی به نوع ارتباط شما با او دارد .

به عنوان مثال، اگر شخصی که از او این درخواست را نموده ‎اید، همکار هم تراز شما است، می ‎تواند درخواست شما را که با کف دست رو به پایین همراه بوده رد کند؛ اگر کف دست شما به سمت بالا باشد، تمایل بیشتری به پذیرفتن درخواست شما نشان می ‎دهد. اگر شخصی که این درخواست از او می ‎شود، زیر دست شما باشد، این حرکت قابل قبول است زیرا شما از اقتدار لازم برای استفاده از آن برخوردار می ‎باشید .

استفاده از انگشت اشاره یکی از ناراحت کننده ‎ترین اشاراتی است که یک شخص می ‎تواند در حین صحبت کردن به کار ببرد، به خصوص موقعی که همراه با کلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به این کار دارید، توجه خود را به حرکات کف دست رو به پایین و بالا معطوف نمایید. به زودی در می ‎یابید که رفتار راحت ‎تری توسط شما ایجاد می ‎شود و اثر مثبت ‎تری بر دیگران می ‎گذارید .

 

مصاحفه (دست دادن )

مصاحفه یادگاری از زمان انسان غارنشین است. هر زمانی که انسان ‎های غارنشین با هم ملاقات می ‎کردند، دست ‎های خود را به هوا می ‎بردند و کف دست را نمایان می ‎کردند تا مشخص شود که هیچ گونه سلاحی در دست ندارند یا پنهان نکرده ‎اند. با گذشت قرن ‎ها، حرکت «کف دست در هوا» اصلاح شد و به کف دست روی قلب و انواع دیگر حرکات تغییر یافت. نوع امروزی این رسم قدیمی برای ادای احترام،‌ قفل کردن کف دست ‎ها درهم و دست دادن است که در اغلب کشورهای انگلیسی زبان، به هنگام شروع ملاقات و نیز خاتمه ‎ی آن، اجرا می ‎شود . دست ‎ها معمولاً بین پنج تا هفت بار حرکت داده می ‎شوند .

 

دست دادن سلطه ‎پذیر و سلطه ‎گر

با توجه به مطالبی که درباره ‎ی تأثیر فرمان دادن با کف دست رو به بالا و یا رو به پایین گفتیم، حال اجازه دهید اهمیت این دو حالت کف دست را به هنگام دست دادن بررسی نماییم .

فرض کنید برای اولین بار با شخصی آشنا شده ‎اید و طبق رسم همیشگی برای ادای احترام با یکدیگر دست می ‎دهید. با این کار یکی از سه نگرش اساسی از طریق دست دادن انتقال پیدا می ‎کند که عبارتند از سلطه ‎گرانه: «این شخص سعی می ‎کند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»، تسلیم آمیز: «من می ‎توانم بر این شخص مسلط باشم. او طبق خواسته ‎ی من عمل می ‎کند»، و برابر: «من این شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهیم بود». این سه نگرش می ‎تواند ناآگاهانه انتقال پیدا کند و یا تمرین و کاربری آگاهانه ‎ی روش ‎های دست دادن که در زیر آمده می ‎تواند یک اثر فوری بر شخص داشته باشد. اطلاعات این بخش نمایان ‎گر گوشه ‎ای از نتایج مطالعات مستند روش ‎های کنترلی دست دادن است. نگرش سلطه ‎گرانه، با برگرداندن دست، به طوری که در هنگام دست دادن، کف دست به سمت پایین باشد انتقال پیدا می ‎کند. نیازی نیست که کف دست مستقیماً رو به زمین باشد، اما نسبت به کف دست شخص، می ‎باید به سمت پایین باشد و این برای او بدین معنی خواهد بود که شما مایلید در رابطه ‎تان کنترل و سلطه داشته باشید. مطالعات انجام شده روی پنجاه و چهار مدیر ارشد موفق نشان داد که نه تنها ۴۲ نفر آن ‎ها آغازگر دست دادن بودند، بلکه از روش سلطه ‎گرانه نیز استفاده نمودند .

همان طور که یک سگ برای نشان دادن حالت تسلیم به پشت غلت می ‎خورد یا گردن خود را جلو می ‎آورد، انسان از کف دستی که رو به بالا است، برای نشان دادن تسلیم به دیگران استفاده می ‎کند. این حرکت به خصوص زمانی مهم است که می ‎خواهید طرف مقابل کنترل داشته باشد یا احساس کند که بر وضعیت مسلط است .

البته، با این که دست دادن با کف دست رو به بالا نشان ‎گر تسلیم است، موقعیت ‎های متعادل ‎تری نیز شاید وجود داشته باشد که باید آن ‎ها را در نظر گرفت. به عنوان مثال، شخصی که از آرتروز دست رنج می ‎برد، ناچار است به علت وضعیتش کمتر فشار بیاورد، لذا برگرداندن کف دست او به حالت تسلیم،‌ بسیار آسان است. افرادی که در حرفه ‎ی خود از دست ‎هایشان استفاده می ‎کنند، مانند جراحان و هنرمندان و نوازندگان نیز شاید در دست دادن کمتر فشار بیاورند و این فقط به خاطر مراقبت از دست ‎هایشان است. اشارات و حرکاتی که پس از دست دادن دنبال می ‎شوند، راهنمایی ‎های بیشتری برای سنجش شخص ارائه می ‎دهد ـ شخص مطیع از علائم سلطه ‎پذیر استفاده می ‎کند و شخص سلطه ‎گر علائم پرخاشگرانه ‎تری به کار می ‎برد .

زمانی که دو شخص سلطه ‎گر با یکدیگر دست می ‎دهند، یک مبارزه ‎ی نمادین روی می ‎دهد؛ در حالی که هر یک سعی می ‎کند کف دست دیگری را به حالت تسلیم برگرداند، کف دست هر دو در یک حالت عمودی قرار می ‎گیرد و هر دو در یک حالت عمودی قرار می ‎گیرد و هر یک حس احترام و تفاهم را به دیگری انتقال می ‎دهد. این روش گرفتن دست به طور عمودی، روشی است که یک پدر زمانی که می ‎خواهد به پسرش «دست دادن مثل یک مرد» را یاد بدهد، از آن استفاده می ‎کند .

زمانی که با یک شخص سلطه ‎گر روبه ‎رو می ‎شوید، نه تنها مشکل می ‎توان کف دست او را به حالت تسلیم برگرداند، بلکه انجام این عمل بسیار واضح است. روش ساده ‎ای برای خنثی کردن دست دادن سلطه ‎گرانه وجود دارد که علاوه بر برگرداندن کنترل به سمت شما، با تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، او را ناراحت می ‎کند. برای آموختن این روش «خلع سلاح» باید به تمرین جلو آوردن پای چپ خود در حالی که دست خود را برای دست دادن جلو می ‎آورید، بپردازید. سپس پای راست خود را به جلو بیاورید. و روبه ‎روی او به سمت چپ حرکت کنید و وارد حریم شخصی ‎اش شوید. حال،‌پای چپ خود را به طرف پای راست بیاورد تا این حرکت کامل شود؛ سپس با او دست بدهید .

این شیوه باعث می ‎شود که حالت دست دادن طرف مقابل به حالت تسلیم برگردد. هم چنین باعث می ‎شود که با ورود به حریم خصوصی او، کنترل به دست شما بیفتد. شیوه ‎ی دست دادن خود را بررسی نمایید و مشخص نمایید که هنگام دست دادن، با پای چپ به جلو می ‎روید یا با پای راست. اکثر مردم راست پا هستند؛ از این رو زمانی که با شخصی سلطه ‎گر رو به رو می ‎شوند، در وضعیت نامطلوبی قرار می ‎گیرند زیرا انعطاف کم یا فضای اندکی برای حرکت کردن در قلمرو مصافحه دارند، لذا شخص دیگر کنترل را به دست می ‎گیرد. به تمرین دست دادن با جلو گذاشتن پای چپ بپردازید؛ متوجه می ‎شوید که خنثی کردن یک شخص سلطه ‎گر و در دست گرفتن کنترل، نسبتاً ساده است .

 

چه کسی اول دست جلو می ‎برد؟

با این که دست دادن به هنگام آشنایی با شخصی برای اولین بار، عموماً یک رسم قابل قبول است، در بعضی موقعیت ‎ها، شاید صحیح نباشد که شما آغازگر دست دادن باشید. نظر به این که دست دادن یک علامت خوش آمدگویی است، قبل از شروع دست دادن، مهم است که چند سوال را از خود بپرسید: آیا از من استقبال می ‎شود؟ آیا این شخص از ملاقات با من خوشحال است؟ فروشنده ‎ها می ‎آموزند که اگر با خریداری که بدون خبر و بدون دعوت به ملاقاتش رفته ‎اند، اول دست بدهند، ممکن است پیامدی منفی به وجود بیاید، زیرا خریدار شاید مایل به استقبال از آن ‎ها نباشد و بدین ترتیب مجبور به انجام کاری شود که دوست ندارد. هم چنین، کسانی که دچار آرتروز می ‎باشند یا آن ‎هایی که دست ‎هایشان ابزار حرفه ‎ی آنان است، شاید اگر مجبور به دست دادن شوند، حالت تدافعی بگیرند. به فروشنده ‎های کارآموز آموخته می ‎شود که در چنین موقعیت ‎هایی بهتر است که منتظر شوند تا طرف مقابل پیش دستی کند و اگر نکرد، سر خود را به علامت سلام تکان دهند .

 

روش ‎های دست دادن

در دست دادن، فشار آوردن با کف دست به سمت پایین به طور حتم پرخاشگرانه ‎ترین روش است زیرا فرصت کمی به دریافت کننده برای تعیین یک ارتباط برابر می ‎دهد. این نوع دست دادن مختص اشخاص سلطه ‎گر و پرخاشگری است که همیشه آغازگر نیز هستند. محکم دست دادن با کف دست رو به پایین، دریافت کننده را مجبور می ‎کند که به یک حالت سلطه ‎پذیر درآید زیرا او ناچار است در پاسخ، کف دست را رو به بالا بگیرد .

چندین روش جهت خنثی کردن «فشار با کف دست به سمت پایین» وجود دارد. شما می ‎توانید از شیوه ‎ی قدم به راست استفاده نمایید، اما گاهی اوقات این کار دشوار است زیرا دست شخصی که آغاز کننده ‎ی دست دادن است، اغلب سفت و کشیده است و مانع از اجرای این شیوه می ‎شود. یک حرکت ساده، گرفتن بالای دست طرف مقابل قبل از دست دادن با وی است. چنین شیوه ‎ای، شما را تبدیل به طرف سلطه ‎گر می ‎کند زیرا نه تنها کنترل را به دست دارید، بلکه دست شما در وضعیت برتر و روی دست او قرار گرفته، در حالی که کف دست شما نیز رو به پایین است. از آن جایی که این برخورد می ‎تواند برای مهاجم خجل کننده و آزار دهنده باشد، پیشنهاد می ‎گردد با مراقبت و احتیاط به کار گرفته شود .

مصافحه ‎ی «دستکشی» گاهی اوقات مصافحه ‎ی سیاستمداران نیز نامیده می ‎شود. در این نوع دست دادن،‌شخص آغاز کننده یک فرد قابل اعتماد و صادق را در ذهن شخص مقابل تداعی می ‎کند، اما چنان چه این شیوه برای شخصی که به تازگی با او آشنا شده ‎اید به کار برود، تأثیر معکوس می ‎گذارد و شخص مقابل (دریافت کننده ‎ی مصافحه) در مورد قصد و نیت احساس تردید می ‎کند. روش دست ‎کشی باید فقط برای اشخاصی که آشنایی کامل با آغاز کننده ‎ی مصافحه دارند، به کار برود .

تنها تعداد معدودی از مصافحه ‎ها به اندازه ‎ی مصافحه ‎ی «ماهی مرده» غیر قابل پذیرش هستند، به خصوص اگر دست سرد یا نوچ باشد. حس نرمی و بی ‎روحی مصافحه ‎ی «ماهی مرده» آن را به عنوان یک روش غیر دوستانه در سراسر جهان شناسانده و اغلب مردم آن را به افرادی که از نظر شخصیت ضعیف هستند نسبت می ‎دهند که دلیل عمده ‎ی آن برگرداندن راحت کف دست به سمت بالا است. نکته ‎ی جالب این است که بسیاری از مردمی که از این روش استفاده می ‎کنند، از عمل خودناآگاه می ‎باشند،‌ بنابراین بهتر است قبل از این که راجع به روش مورد نظر مصافحه ‎ی خود در آینده تصمیم گیری نمایید، از دوستان خود راجع به روشتان در دست دادن نظر خواهی کنید .

روش «خرد کننده ‎ی انگشتان» علامت انحصاری تیپ پرخاشگر است. متأسفانه، هیچ راه موثری برای بر طرف کردن آن وجود ندارد. مگر توهین کلامی یا یک حرکت فیزیکی مانند کوبیدن مشت به بینی طرف !

روش «دست سفت و کشیده» نیز همانند روش فشار آوردن با کف دست رو به پایین،‌ معمولاً توسط افراد پرخاشگر استفاده می ‎شود که هدف اصلی آن حفظ فاصله و جلوگیری از ورود شما به حریم خصوصی (صمیمی) آغاز کننده ‎ی مصافحه است. این روش هم چنین توسط افرادی که در روستا بزرگ شده ‎اند و از حریم خصوصی بزرگ ‎تری برخوردارند، جهت حمایت از این حریم استفاده می ‎شود. روستاییان البته، هنگام دست دادن به این روش معمولاً به سمت جلو خم می ‎شود یا حتی روی یک پا می ‎ایستند .

روش «گرفتن نوک انگشتان» مانند روش «فشاری» است؛ فقط مسئله اصلی فراموش شده است ـ شخص استفاده کننده از این روش، اشتباهاً انگشتان طرف مقابل را در دست می ‎گیرد. در این روش با این که آغاز کننده ‎ی عمل دست دادن به ظاهر رفتاری علاقه ‎مند نسبت به طرف مقابل دارد، اما در واقع فاقد اعتماد به نفس است. همانند روش «فشاری» هدف اصلی از گرفتن نوک انگشتان، حفظ فاصله ‎ی فیزیکی مناسب و راحت است .

روش «کشیدن طرف مقابل» (دریافت کننده ‎ی مصافحه) به داخل حریم خود، یکی از دو تعبیر زیر را دارد: اول، آغاز کننده دارای شخصیتی نامطمئن است که فقط در حریم شخصی خود احساس امنیت می ‎کند؛ دوم، آغاز کننده از فرهنگی برخوردار است که حریم خصوصی (صمیمی) کوچکی دارد و بنابراین رفتار او طبیعی است .

مقصود از مصافحه ‎ی دو دستی نشان دادن صداقت،‌ اعتماد یا عمق احساسات نسبت به طرف مقابل (دریافت کننده ‎ی مصافحه ) است. در این جا دو عامل مهم باید در نظر گرفته شود. اول، دست چپ برای منتقل ساختن احساسات اضافی که آغاز کننده مایل است انتقال دهد، مورد استفاده قرار می ‎گیرد و میزان آن وابسته به مسافتی است که دست چپ آغاز کننده بر روی دست راست دریافت کننده به سمت بالا حرکت می ‎کند. به عنوان مثال، گرفتن آرنج، به معنای انتقال احساسات بیشتری نسبت به گرفتن مچ دست می ‎باشد و گرفتن شانه، بیش از گرفتن بالای دست انتقال می ‎دهد. دوم این که دست چپ آغاز کننده عامل نفوذ به حریم خصوصی و یا بسیار خصوصی دریافت کننده است .

به طور کلی،‌ در دست گرفتن مچ و آرنج تنها بین دوستان نزدیک یا خویشاوندان قابل قبول است و در این موارد دست چپ آغاز کننده ‎ی مصافحه فقط به حریم خصوصی (صمیمی) گیرنده ‎ی مصافحه نفوذ می ‎کند. در دست گرفتن شانه و بالای دست به معنای ورود به حریم بسیار خصوصی است که حتی ممکن است شامل تماس بدنی نیز بشود. این روش ‎ها می ‎باید فقط در افرادی که یک پیوند نزدیک احساسی دارند به کار رود. اگر آغاز کننده ‎ی مصافحه دلیل خوبی برای مصافحه ‎ی دو دستی نداشته باشد، گیرنده ‎ی مصافحه بدگمان می ‎شود و به نیت آغاز کننده اعتماد نمی ‎کند. این امری عادی است که سیاستمداران هنگام ملاقات با رأی دهندگان و فروشنده ‎ها در ملاقات با مشتریان جدید، مصافحه ‎ی دو دستی به کار ببرند بدون این که متوجه باشند این عمل یک نوع خودکشی اجتماعی است و اثری منفی بر دریافت کننده می ‎گذارد

 

نویسنده: آلن پیز

مترجم: سعیده زنگنه

برگرفته از: روزنامه تفاهم

 



موضوع مطلب : روابط عمومی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت