منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳۸۸/۱٢/۱٩ :: ٤:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

از: عبدالمحمد مهدوی‌ 
کمبود مواد و منابع‌ مالی‌ باعث‌ وابستگی‌ سازمان‌ به‌ منابع‌ خارجی‌ می‌شود.

وابستگی‌ به‌ منافع‌ مشترک‌ باعث‌ بالارفتن‌ قدرت‌ سازمانهای‌ دیگر می‌گردد.

سازمانها در واکنش‌ به‌ نیازهای‌ خود می‌کوشند تا بین‌ استقلال‌ و داشتن‌ رابطه‌ بین‌ سازمانی‌ نوعی‌ تعادل‌ برقرار کنند.

سازمانها برای‌ ایجاد رابطه‌ سازمانی‌ مطلوب‌ و تامین‌ منابع‌ کمیاب‌ از روشهای‌ گوناگونی‌ استفاده‌ می‌کنند.

سازمانها با بستن‌ قراردادها، مدیریت‌ مشارکتی‌ و به‌ مالکیت‌ درآوردن‌ سازمانهای‌ دیگر از میزان‌ وابستگی‌ خود به‌ محیط‌ می‌کاهند.

شرکتها علاوه‌ بر تامین‌ منابع، ایجاد روابط‌ مطلوب‌ سازمانی‌ تلاش‌ می‌کنند تا محیط‌ را نیز تغییر دهند.


چکیده‌

‌ ‌در این‌ نوشتار به‌ بررسی‌ رابطه‌ سازمانی‌ مطلوب‌ و تامین‌ منابع‌ کمیاب‌ پرداخته‌ شده‌ و یکی‌ از جنبه‌های‌ رابطه‌ بین‌ محیط‌ و سازمان‌ که‌ بر سازمانها اثر می‌گذارد، نیاز به‌ مواد و منابع‌ مالی‌ است. منابع‌ ارزشمند در محیط‌ کمیاب‌ است‌ و سازمان‌ برای‌ بقا یا ادامه‌ حیات‌ خود به‌ منابع‌ ارزشمند نیاز شدید دارد.

‌ ‌سهیم‌ شدن‌ در ریسک‌هایی‌ که‌ ورود به‌ بازارهای‌ جدید یا افزایش‌ طرحها درپی‌ خواهند داشت، کاهش‌ هزینه‌ها، تقویت‌ وجهه‌ سازمان‌ در صنایع‌ یا تکنولوژی‌ خاص‌ ازجمله‌ دلایل‌ برقراری‌ روابط‌ بین‌ سازمانی‌ است.

‌ ‌سازمانها برای‌ کنترل‌ عوامل‌ محیطی‌ یکی‌ از این‌ استراتژیها را به‌اجرا درمی‌آورند:

1 - ایجاد رابطه‌ مطلوب‌ با عوامل‌ اصلی‌ محیط‌ و 2 - تغییر دادن‌ عوامل‌ حاکم‌ بر محیط.

‌ ‌استراتژیهای‌ ایجاد روابط‌ بین‌ سازمانی‌ که‌ در این‌ مقاله‌ به‌ تبیین‌ آنها پرداخته‌ شده‌ عبارتند از: مالکیت، بستن‌ قرارداد، دعوت‌ به‌ همکاری، استخدام‌ مدیریت‌ اجرایی، تبلیغ‌ کردن‌ و روابط‌عمومی.

‌ ‌همچنین‌ به‌ تغییر دادن‌ عامل‌ خارجی، فعالیت‌ سیاسی‌ - مقررات، شوراهای‌ تجاری‌ و فعالیتهای‌ غیرقانونی‌ به‌ عنوان‌ سایر استراتژیهایی‌ که‌ سازمانها برای‌ تحت‌ کنترل‌ درآوردن‌ عوامل‌ خارجی‌ به‌اجرا درمی‌آورند اشاره‌ شده‌ است.

مقدمه‌

‌ ‌محیط‌ خارجی‌ بر شیوه‌ کارکرد سازمان‌ و پدیده‌ عدم‌ اطمینان‌ که‌ مدیریت‌ با آن‌ روبرو می‌شود اثرات‌ شدید دارد. معمولاً‌ سازمانها به‌صورت‌ سیستم‌های‌ باز اجتماعی‌ هستند. بیشتر آنها با صدها عامل‌ خارجی‌ سروکار دارند. تغییر و پیچیدگی‌ محیط‌ نقش‌ بسیار مهمی‌ در طرح‌ریزی‌ و عمل‌ سازمانها دارند. منشأ بیشتر فعالیتها، تصمیمات‌ و نتایج‌ سازمان‌ محیط‌ خارجی‌ است.

‌ ‌محیط‌های‌ سازمانی، ازنظر عدم‌ اطمینان‌ و وابستگی‌ به‌ منابع، متفاوت‌اند. عدم‌ اطمینان‌ نتیجه‌ دو بعد پایدار - ناپایدار و ساده‌ - پیچیده‌بودن‌ محیط‌ است. کمبود مواد و منابع‌ مالی‌ باعث‌ وابستگی‌ سازمان‌ به‌ منابع‌ خارجی‌ می‌شود. در این‌ نوشتار به‌ تبیین‌ وابستگی‌ سازمان‌ به‌ منابع‌ و استراتژیهای‌ ایجاد رابطه‌ سازمانی‌ مطلوب‌ برای‌ تامین‌ منابع‌ کمیاب‌ پرداخته‌ می‌شود.

وابستگی‌ به‌ منابع‌

‌ ‌یکی‌ از جنبه‌های‌ رابطه‌ بین‌ محیط‌ و سازمان‌ که‌ بر سازمانها اثر می‌گذارد، نیاز به‌ مواد و منابع‌ مالی‌ است. منابع‌ ارزشمند در محیط‌ کمیاب‌ است‌ و سازمان‌ برای‌ بقا یا ادامه‌ حیات‌ خود به‌ منابع‌ ارزشمند نیاز شدید دارد. تحقیقی‌ در این‌ زمینه‌ انجام‌ شده‌ که‌ آن‌ را «دیدگاه‌ وابستگی‌ منابع» نامیده‌اند. معنی‌ عبارت‌ وابستگی‌ به‌ منابع‌ این‌ است‌ که‌ سازمان‌ به‌ محیط‌ وابسته‌ است‌ ولی‌ همواره‌ تلاش‌ می‌کند تا این‌ منابع‌ را تحت‌ کنترل‌ خود درآورد و بدین‌وسیله‌ میزان‌ وابستگی‌ خود را به‌ پایین‌ترین‌ حدممکن‌ برساند.(1)

‌ ‌خلاصه‌ در این‌ الگو فرض‌ می‌شود که‌ سازمانها ازنظر منابع‌ به‌ عوامل‌ محیطی‌ وابسته‌اند، مثل‌ وابستگی‌ که‌ سازمانها به‌ عرضه‌کنندگان‌ مواداولیه، مشتریان، رقبا، و قانونگذاری‌ دارند.(2) سازمان‌ ممکن‌ است‌ دست‌ به‌ کار شود تا آن‌ منابع‌ را به‌ دست‌ آورد و آنها را حفظ‌ کند (برای‌ مثال، بستن‌ قراردادهای‌ بلندمدت‌ در رابطه‌ با یک‌ کشف‌ جدید). همچنین‌ امکان‌ دارد که‌ سازمان‌ با دیگر سازمانها همکاری‌ یا اشتراک‌ مساعی‌ کند. استراتژی‌ سازمان‌ باتوجه‌ به‌ اهمیت‌ نسبی‌ هریک‌ از چیزهایی‌ که‌ به‌ آنها وابسته‌ است، فرق‌ می‌کند.(3)

روابط‌ بین‌ سازمانی‌

‌ ‌روابط‌ بین‌ سازمانی‌ برای‌ چه؟ دلایلی‌ اصلی‌ از این‌ قرارند: سهیم‌ شدن‌ در ریسک‌هایی‌ که‌ ورود به‌ بازارهای‌ جدید یا افزایش‌ طرحها درپی‌ خواهند داشت، کاهش‌ هزینه‌ها، تقویت‌ وجهه‌ سازمان‌ در صنایع‌ یا تکنولوژی‌ خاص.(4)

‌ ‌«رابطه‌ بین‌ سازمانی» چنان‌ پرقدرت‌ است‌ که‌ به‌ اعتقاد بسیاری‌ از افراد صاحبنظر، یکی‌ از دلایل‌ اصلی‌ موفقیت‌ ژاپن‌ در بازارهای‌ جهانی‌ است‌ و میتسوبیشی‌ را به‌عنوان‌ نمونه‌ معرفی‌ می‌کنند.

قدرت‌ و وابستگی‌

‌ ‌داشتن‌ روابط‌ رسمی‌ با سایر سازمانها باعث‌ می‌شود که‌ مدیران‌ بامعمای‌ بسیار مشکلی‌ روبرو شوند. سازمانهای‌ آمریکایی‌ برای‌ تامین‌ منابع‌ با سایر سازمانها ارتباط‌ برقرار می‌کنند تا از میزان‌ ضربه‌پذیری‌ خود بکاهند. ولی، از سوی‌ دیگر مایلند که‌ عدم‌ وابستگی، خودمختاری‌ و استقلال‌ خود را به‌ حداکثر برسانند. داشتن‌ رابطه‌ بین‌ سازمانی‌ مستلزم‌ هماهنگی‌ است‌ و امکان‌ دارد که‌ این‌گونه‌ ارتباطات‌ آزادی‌ عمل‌ سازمانها را (ازنظر تصمیم‌گیری) بکاهد زیرا در چنین‌ حالتی‌ به‌ هنگام‌ تصمیم‌گیری‌ باید به‌ نیازها و هدفهای‌ سایر سازمانها هم‌ توجه‌ کنند. بنابراین، یک‌ سازمان‌ در اثر ایجاد رابطه‌ با سایر سازمانها و تامین‌ منابع، مقدار زیادی‌ از خودمختاری‌ خود را از دست‌ خواهد داد.

‌ ‌وابستگی‌ به‌ منافع‌ مشترک‌ باعث‌ بالارفتن‌ قدرت‌ سازمانهای‌ دیگر می‌شود. اگر سازمانی‌ برای‌ تامین‌ منابع‌ ارزشمند، به‌ سازمانهای‌ دیگر وابسته‌ باشد، آن‌ سازمانها می‌توانند بر فرایند تصمیم‌گیری‌ مدیریت‌ اعمال‌ نفوذ کنند.(5)

ابعاد موثر بر وابستگی‌

1 - درجه‌ فراوانی‌ - کمیابی: حدودی‌ که‌ منابع‌ موردنیاز سازمان‌ قابل‌ دسترس‌ در محیط‌ می‌باشند - برای‌ مثال‌ دسترسی‌ به‌ نفت‌ برای‌ یک‌ کارخانه‌ شیمیایی‌ (رجوع‌ شود بهPFEFFER : (1979AND SALANCIK, 8791, ALDRICH, .

2 - درجه‌ تمرکز - پراکندگی: حدودی‌ که‌ منابع‌ موردنیاز به‌طور مساوی‌ در محیط‌ پخش‌ شده‌ باشند. برای‌ مثال‌ تمرکز اقتصادی‌ با نسبت‌ فروش‌ یک‌ صنعت‌ تعریف‌ می‌شود که‌ به‌ وسیله‌ چهار یا هشت‌ تا از بزرگترین‌ شرکتها کنترل‌ می‌شود (رجوع‌ شود بهPFEFFER AND : (1968SALANCIK, 8791, NUTTER, .

3 - درجه‌ هماهنگی‌ - ناهماهنگی: حدود مواجهه‌ یک‌ سازمان‌ با یک‌ سری‌ از عوامل‌ موجود محیطی‌ که‌ فعالیتهای‌ آنها باید همخوان‌ یا ساختاریافته‌ شوند. برای‌ مثال‌ آیا یک‌ فروشنده‌ با فروشگاههای‌ خرده‌فروش‌ مستقل‌ یا سوپرمارکتهای‌ زنجیره‌ای‌ مواجه‌ است؟ هرچه‌ منابع‌ کمیاب‌تر، تمرکز بیشتر و هرچه‌ هماهنگی‌ عوامل‌ موجود در محیط‌ بیشتر باشد، درجه‌ وابستگی‌ سازمان‌ بیشتر است.(6)

کنترل‌ کردن‌ منابع‌

‌ ‌سازمانها در واکنش‌ به‌ نیازهای‌ خود می‌کوشند تا بین‌ استقلال‌ و داشتن‌ رابطه‌ بین‌ سازمانی‌ نوعی‌ تعادل‌ برقرار کنند. آنها از طریق‌ اقداماتی‌ که‌ درجهت‌ تغییر دادن‌ و تحت‌ اداره‌ و کنترل‌ خود درآوردن‌ سایر سازمانها انجام‌ می‌دهند می‌کوشند تا چنین‌ تعادلی‌ را به‌وجود آورند. شرکت‌ اصلی‌ برای‌ حفظ‌ بقای‌ خود می‌کوشد تا به‌ عوامل‌ محیطی‌ دست‌ یابد و آنها را تغییر دهد یا تحت‌ کنترل‌ خود درآورد. شرکتها، برای‌ کنترل‌ عوامل‌ محیطی‌ یکی‌ از این‌ استراتژیها را به‌اجرا درمی‌آورند: 1 - ایجاد رابطه‌ مطلوب‌ با عوامل‌ اصلی‌ محیط‌ و 2 - تغییر دادن‌ عوامل‌ حاکم‌ بر محیط. در نمودار شماره‌ 1 روشهایی‌ که‌ در هریک‌ از این‌ استراتژیها به‌ اجرا درمی‌آید، ارائه‌ شده‌اند. این‌ یک‌ قانون‌ کلی‌ است‌ که‌ اگر سازمانی‌ احساس‌ کند منابع‌ ارزشمند موردنیازش‌ کمیاب‌ است، یکی‌ از استراتژیهای‌ نمودار شماره‌ یک‌ را به‌اجرا درخواهدآورد و سعی‌ نمی‌کند به‌ هر قیمتی‌ تنها بماند.

ایجاد روابط‌ بین‌ سازمانی‌

‌ ‌مالکیت، شرکتها برای‌ ایجاد رابطه‌ بین‌ سازمانی، در مواردی‌ درصدد خریدن‌ شرکتی‌ برمی‌آیند که‌ می‌خواهند بر آن‌ کنترل‌ داشته‌ باشند. این‌ اقدام‌ باعث‌ می‌شود که‌ شرکت‌ خریدار به‌ تکنولوژی، محصولات‌ یا سایر منابع‌ دسترسی‌ پیدا کند که‌ دایم‌ به‌ آنها نیاز دارد.

‌ ‌فرایند به‌ مالکیت‌ خود درآوردن‌ و دردست‌ گرفتن‌ کنترل‌ شرکتها به‌ روشهای‌ خاصی‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ به‌ زبان‌ حسابداری‌ آنها را ادغام‌ (MORGER) و خرید شرکت‌ (ECQUISITION) می‌نامند.

‌ ‌یک‌ شکل‌ از خریدن‌ شرکت‌ را که‌ الحاق‌ افقی‌ می‌نامند هنگامی‌ رخ‌ می‌دهد که‌ یک‌ شرکت‌ مالکیت‌ شرکت‌ دیگری‌ که‌ در همان‌ صنعت‌ فعالیت‌ می‌کند به‌دست‌ آورد، الحاق‌ افقی‌ شرکتها زمانی‌ رخ‌ می‌دهد که‌ یک‌ شرکت‌ اقدام‌ به‌ خرید شرکتی‌ می‌کند که‌ عرضه‌کننده‌ مواداولیه‌ یا توزیع‌کننده‌ محصولاتش‌ است.

‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌نمودار 1 ‌ ‌بستن‌ قرارداد و مشارکت‌ خاص‌JOINT ) VENTURE). شرکتها برای‌ کاهش‌ عدم‌ اطمینان‌ اقدام‌ به‌ بستن‌ قرارداد یا پیمان‌ می‌کنند و بدین‌وسیله‌ نوعی‌ رابطه‌ قانونی‌ با شرکت‌ دیگر به‌وجود می‌آورند. دعوت‌ به‌ همکاری. این‌ وضع‌ به‌ موردی‌ گفته‌ می‌شود که‌ سازمان، رهبران‌ یک‌ بخش‌ مهم‌ را به‌ عضویت‌ خود درآورد. گاهی‌ یک‌ سازمان، مشتریان‌ یا عرضه‌کنندگان‌ ذی‌نفوذ را به‌ عضویت‌ هیئت‌مدیره‌ خود درمی‌آورد.

‌ ‌مدیریت‌ مشترک‌ نوعی‌ رابطه‌ رسمی‌ است‌ که‌ بین‌ دو سازمان‌ برقرار می‌شود. این‌ نوع‌ رابطه‌ هنگامی‌ بین‌ دو سازمان‌ برقرار می‌شود، که‌ یکی‌ از اعضای‌ هیئت‌ مدیره‌ یک‌ شرکت‌ به‌ عضویت‌ هیئت‌ مدیره‌ شرکت‌ دیگر درآید. موجودیت‌ این‌ فرد به‌ صورت‌ رابطه‌ای‌ درمی‌آید که‌ بین‌ این‌ دو شرکت‌ برقرار می‌شود و می‌تواند بر سیاستها و تصمیمات‌ آنها اثر بگذارد.

‌ ‌رابطه‌ای‌ که‌ به‌وسیله‌ یک‌ نفر بین‌ دو شرکت‌ به‌وجود آید مدیریت‌ مشترک‌ مستقیم‌DIRECT ) INTERLOCK) می‌نامند. هنگامی‌ این‌ رابطه‌ به‌ صورت‌ مدیریت‌ مشترک‌ غیرمستقیم‌ است‌ که‌ یک‌ مدیر از شرکت‌ الف‌ و یک‌ مدیر از شرکت‌ ب‌ عضو هیئت‌ مدیره‌ شرکت‌ ج‌ باشند.

‌ ‌استخدام‌ مدیران‌ سرشناس. نقل‌ و انتقال‌ مدیران‌ اجرایی‌ سرشناس، یکی‌ دیگر از روشهایی‌ است‌ که‌ سازمانها سعی‌ می‌کنند بدان‌وسیله‌ با سازمانهای‌ خارجی‌ رابطه‌ مطلوبی‌ برقرار کنند. وجود کانالهای‌ اثربخش‌ می‌توانند از میزان‌ عدم‌ اطمینان‌ محیط‌ (ازنظر مالی) و وابستگی‌ سازمانها بکاهند.

‌ ‌تبلیغ، روابط‌ عمومی. سازمانها از گذشته‌های‌ دور به‌ صورت‌ سنتی‌ می‌کوشیده‌اند تا از طریق‌ تبلیغ‌ با محیط‌ خارجی‌ رابطه‌ مطلوب‌ برقرار کنند. سازمانها پولهای‌ بسیار زیادی‌ خرج‌ می‌کنند تا بر سلیقه‌های‌ مصرف‌کنندگان‌ اثر بگذارند. بویژه‌ در صنعت‌هایی‌ که‌ برای‌ جلب‌نظر مشتریان‌ به‌ شدت‌ با یکدیگر رقابت‌ می‌کنند و برای‌ آنها که‌ تقاضا برای‌ کالایشان‌ تغییرات‌ زیادی‌ می‌کند، تبلیغات‌ اهمیت‌ زیادی‌ دارد.

‌ ‌روابط‌ عمومی‌ هم‌ همانند تبلیغات‌ است، با این‌ تفاوت‌ که‌ هدف‌ آنها جلب‌ نظر عموم‌ مردم‌ است. کسانی‌ که‌ در روابط‌ عمومی‌ کار می‌کنند می‌کوشند تا در سخنرانیها، مصاحبه‌های‌ مطبوعاتی‌ و تلویزیونی‌ تصویر خوبی‌ از یک‌ سازمان‌ ارائه‌ کنند.

نتیجه‌گیری‌

‌ ‌سازمانها برای‌ ایجاد رابطه‌ سازمانی‌ مطلوب‌ و تامین‌ منابع‌ کمیاب‌ از روشهای‌ گوناگونی‌ استفاده‌ می‌کنند. یک‌ سازمان‌ با ایجاد رابطه‌ سازمانی‌ می‌کوشد تا محیط‌ خارجی‌ و عوامل‌ آسیب‌پذیر را تحت‌ کنترل‌ خود درآورد. سازمانها با بستن‌ قراردادها، مدیریت‌ مشارکتی‌ و به‌ مالکیت‌ درآوردن‌ سازمانهای‌ دیگر از میزان‌ وابستگی‌ خود به‌ محیط‌ می‌کاهند. برای‌ مثال، در نخستین‌ سالهای‌ دهه‌ 1980 بسیاری‌ از شرکتهای‌ سازنده‌ فیلم‌ و آنها که‌ در امور سینمایی‌ فعالیت‌ می‌کردند و با ریسک‌های‌ سنگین‌ و منابع‌ کمیاب‌ روبرو می‌گردیدند درهم‌ ادغام‌ شدند.

‌ ‌شرکتها، علاوه‌ بر این‌ که‌ برای‌ تامین‌ منابع، روابط‌ سازمانی‌ مطلوب‌ ایجاد می‌کنند، در برخی‌ موارد درصدد تغییر دادن‌ محیط‌ برمی‌آیند؛ برای‌ اعمال‌ نفوذ بر محیط‌ یا تغییر دادن‌ آن‌ از روشهای‌ تغییر دادن‌ قلمرو، مقررات‌ و فعالیتهای‌ سیاسی، شوراهای‌ تجاری‌ و فعالیتهای‌ غیرقانونی‌ استفاده‌ می‌کنندO .

منابع‌ و مأخذ:

- DAVID ULRICH AND JAY B.BARNEY,1 PERSPECTIVES IN ORGANIZATIONS:" RESOURCE DEPENDENCE, EFFICIENCY, AND POPULATION," ACADEMY OF .81-471(4891), PP. 9MANAGEMENT REVIEW 

- M.E. PORTER. COMPETITIVE STRATEGY2 .(1980NEW YORK: FREE PRESS, )

3 - ریچارد ال‌ دفت، تئوری‌ سازمان‌ و طراحی‌ ساختار؛ ترجمه‌ علی‌ پارسائیان‌ و سیدمحمد اعرابی، تهران: چاپ‌ اول، انتشارات‌ وزارت‌ امورخارجه، 1374، ص‌ 177.

- CHRISTINE OLIVER, "DETERMINANTS4 OF INTERORGANIZATIONAL RELATIONSHIPS: INTEGRATION AND FUTURE DIRECTIONS," ACADEMY OF .65-5241(0991), PP.1MANAGEMENT REVIEW 

5 - ریچارد ال‌ دفت، تئوری‌ سازمان‌ و طراحی‌ ساختار، ص‌ 175.

6 - ریچارد اسکات، سازمانها: سیستم‌های‌ عقلایی، طبیعی‌ و باز، ترجمه‌ دکتر حسن‌ میرزایی‌ اهرنجانی‌ و فلورا سلطانی‌ تیرانی، تهران: انتشارات‌ دانشکده‌ مدیریت‌ دانشگاه‌ تهران، 1374، صص‌ 229-228.

O عبدالمحمد مهدوی: مدیرعامل‌ موسسه‌ تحقیقات‌ و مشاوره‌ مدیریت‌ بدیع‌اندیش‌



موضوع مطلب : مقالات مدیریتی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت