منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳۸۸/۱٢/۱٩ :: ٤:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

از: مهرداد غفاری‌ 
50 میلیون‌ نفر در صنعت‌ خودرو در جهان‌ مشغول‌ به‌ کار هستند و حجم‌ پول‌ در گردش‌ آن‌ 600 میلیارد دلار است.

خودروسازان‌ برای‌ بقا مجبورند خود را با شرایط‌ جدید منطبق‌ سازند و آنهایی‌ از این‌ بحران‌ نجات‌ خواهند یافت‌ که‌ دارای‌ فکر برتر، مدیریت‌ قوی‌تر و قدرت‌ مالی‌ بیشتری‌ باشند.

کاهش‌ مصرف‌ سوخت‌ با استفاده‌ از تکنولوژیهای‌ جدید درحال‌ انجام‌ است.

مازاد تولید نشان‌ می‌دهد که‌ رقابت‌ برای‌ بقا در بین‌ خودروسازان‌ حیاتی‌ است.


مازاد تولید نشان‌ می‌دهد که‌ رقابت‌ برای‌ بقا در بین‌ خودروسازان‌ حیاتی‌ است.

یکی‌ از راههای‌ جلب‌ رضایت‌ مشتری، ساده‌سازی‌ محصول‌ از طریق‌ رعایت‌ مسائل‌ تعمیر و نگهداری‌ است.

اگر سازمانی‌ نتواند نیازهای‌ جدید مشتریان‌ خود را سریع‌ انجام‌ دهد قطعاً‌ دچار مشکل‌ خواهدشد.

در صنعت‌ خودرو در سال‌ 1998، 600 ادغام‌ میان‌ خودروسازان‌ انجام‌ گرفته‌ است.

یکی‌ از بهترین‌ راههای‌ تامین‌ نقدینگی‌ در صنعت‌ خودرو ادغام‌ با رقیب‌ است.

خودروسازان‌ برای‌ بقا در دنیای‌ امروز تلاش‌ وسیعی‌ را شروع‌ کرده‌اند که‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ یک‌ انقلاب‌ آرام‌ تشبیه‌ کرد.

‌ ‌صنعت‌ خودرو یکی‌ از بزرگترین‌ صنایع‌ دنیا است. حجم‌ پول‌ در گردش‌ بازار اولیه‌ این‌ صنعت‌ حدود 600 میلیارد دلار است‌ و حدود 50 میلیون‌ نفر در آن‌ اشتغال‌ دارند. کل‌ تجارت‌ جهانی‌ در سال‌ حدود 15 برابر این‌ رقم‌ است.

‌ ‌خودرو پس‌ از مسکن‌ باارزش‌ترین‌ دارایی‌ هر فردی‌ است‌ و هر چند سال‌ یکبار تعویض‌ می‌شود. این‌ صنعت‌ عظیم‌ که‌ چون‌ یک‌ درخت‌ از کارخانه‌های‌ مواد اولیه‌ فلزی‌ و پلاستیکی‌ شروع‌ شده‌ و به‌ کارخانه‌های‌ مونتاژ نهایی‌ ختم‌ می‌شود، یک‌ مشکل‌ بسیار بزرگ‌ دارد: «ظرفیت‌ اضافی». در سال‌ 1998 درمجموع‌ 58 میلیون‌ خودرو در دنیا تولید شده‌ ولی‌ ظرفیت‌ تولید حدود 70 میلیون‌ دستگاه‌ بوده‌ و این‌ مهم‌ نیاز به‌ تغییر را نوید می‌دهد. خودروسازان‌ برای‌ بقا مجبور به‌ تغییرند. به‌ یقین‌ همه‌ از این‌ بحران، سالم‌ و زنده‌ بیرون‌ نخواهندآمد و آنهایی‌ که‌ می‌مانند دارای‌ فکر برتر، مدیریت‌ قوی‌تر، کارکنانی‌ دلسوزتر و قدرت‌ مالی‌ بیشتری‌ هستند.

‌ ‌در این‌ مقاله‌ انقلاب‌ آرام‌ در صنعت‌ خودرو از 3 دیدگاه‌ مختلف‌ بررسی‌ شده‌ است. البته‌ می‌توان‌ مسئله‌ را از دیدگاههای‌ دیگری‌ مثل‌ دیدگاه‌ رفتاری‌ یا پیاده‌سازی‌ نیز بررسی‌ کرد ولی‌ در این‌ مقاله‌ فقط‌ به‌ سه‌ مورد اکتفا شده‌ است.

1 - دیدگاه‌ کاربر

1-1 - کاهش‌ قیمت‌ فروش؛
1-2 - کاهش‌ هزینه‌ جاری‌ خودرو؛
1-3 - افزایش‌ موارد استفاده‌ خودرو؛
1-4 - افزایش‌ قابلیت‌ کارکرد در شرایط‌ سخت؛
1-5 - کاهش‌ آلودگی‌ خودرو.

2 - دیدگاه‌ ساختاری‌

2-1 - ساده‌سازی‌ محصول؛
2-2 - ساده‌سازی‌ تجهیزات؛
2-3 - ساده‌سازی‌ سازمان.

3 - دیدگاه‌ محیط‌

3-1 - شراکت‌ با رقبا؛
3-2 - جهانی‌شدن؛
3-3 - افزایش‌ نقش‌ پیمانکاران.

1 - دیدگاه‌ کاربر

‌ ‌در این‌ دیدگاه‌ کلیه‌ نیازها و خواستهای‌ کاربر نهایی‌ موردبررسی‌ قرار می‌گیرد. این‌ دیدگاه‌ مهمترین‌ دیدگاه‌ است‌ و در اصل‌ تمام‌ تلاشها در راستای‌ اهداف‌ این‌ دیدگاه‌ سازماندهی‌ می‌شود. درصورتی‌ که‌ بتوان‌ به‌ خوبی‌ از دیدگاه‌ کاربر، مسئله‌ را بررسی‌ کرد قطعاً‌ راه‌حلهای‌ خوبی‌ به‌دست‌ خواهدآمد. راه‌حلهای‌ ارائه‌ شده‌ در دیگر دیدگاهها در انتها روی‌ یک‌ یا چند مورد از دیدگاه‌ کاربر اثر می‌گذارد. باید توجه‌ داشت‌ که‌ در سالهای‌ اخیر به‌ دلیل‌ بحران‌ حفظ‌ بقا نگرش‌ از دیدگاه‌ کاربر بسیار مهم‌ شده‌ است‌ و مشتری‌گرایی‌ برای‌ زنده‌ماندن‌ سرلوحه‌ فعالیتهای‌ خیلی‌ شرکتها شده‌ است.

1-1 - کاهش‌ قیمت‌ فروش‌

‌ ‌درصورتی‌ که‌ بتوان‌ قیمت‌ خودرو را کاهش‌ داد، می‌توان‌ بازارهای‌ جدیدی‌ را یافت. اکثر فعالیت‌ خودروسازان‌ در این‌ راستا است.

‌ ‌امروز در دنیا حدود 250 میلیون‌ نفر از خودرو استفاده‌ می‌کنند و تنها راه‌ فروش‌ بیشتر، افزایش‌ این‌ جمعیت‌ است. حدود 80% این‌ جمعیت‌ در کشورهای‌ توسعه‌یافته‌ دنیا زندگی‌ می‌کنند و 20% دیگر در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ زندگی‌ می‌کنند. گسترش‌ بازار فروش‌ در کشورهای‌ توسعه‌یافته‌ تقریباً‌ غیرعملی‌ است‌ چرا که‌ خودرو در این‌ کشورها به‌ حد اشباع‌ وجود دارد. ولی‌ حدود 80% جمعیت‌ دنیا در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ زندگی‌ می‌کنند و تنها 20% خودرو تولیدی‌ دنیا را می‌خرند. پس‌ اگر بتوان‌ خودرویی‌ با قیمت‌ حدود چهاربرابر یک‌ موتورسیکلت‌ کوچک‌ ساخت، بازار بزرگی‌ را می‌توان‌ انتظار داشت.

‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌فروش‌ در سال‌ 1998

‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌مازاد تولید

‌ ‌پس‌ طی‌ سالهای‌ 1997 و 1998 حدود 14 میلیون‌ خودرو اضافی‌ در دنیا تولید شده‌ است. این‌ واقعیت‌ تلخ‌ نشان‌ می‌دهد رقابت‌ برای‌ بقا در بین‌ خودروسازان‌ تاچه‌ حد حیاتی‌ و جدی‌ است.

‌ ‌شرکت‌GM درنظر دارد یک‌ خودرو با قیمت‌ کمتر از 10000 دلار را برای‌ بازار چین‌ طراحی‌ و تولید کند. طبق‌ مطالعات‌ انجام‌ شده‌ این‌ خودرو فروش‌ خوبی‌ در چین‌ خواهد داشت.

‌ ‌در سالهای‌ قبل‌ شرکت‌ فیات‌ ایتالیا با کمک‌ دولت‌ این‌ کشور طرحی‌ را اجرا کرد تا مردم‌ برای‌ خرید خودرو وام‌ دریافت‌ کنند. در این‌ طرح‌ خودروهای‌ قدیمی‌ از چرخه‌ مصرف‌ خارج‌ شده‌ و با وام‌ دولتی، خودرو جدید تحویل‌ صاحبان‌ آنها شد. این‌ حرکت‌ باعث‌ رونق‌ نسبی‌ صنعت‌ خودرو در ایتالیا شد.

آیا این‌ راه‌حلها پایدار است؟

1-2 - کاهش‌ هزینه‌ جاری‌ خودروها

- کاهش‌ مصرف‌ سوخت‌ با استفاده‌ از تکنولوژیهای‌ جدید درحال‌ انجام‌ است. استفاده‌ از فن‌آوریهای‌ تزریق‌ مستقیم‌ سوخت‌ داخل‌ محفظه‌ احتراق، سوپاپ‌ برقی، بازیافت‌ انرژی‌ ترمز همگی‌ درجهت‌ کاهش‌ مصرف‌ سوخت‌ است. این‌ روشها گاهی‌ گران‌قیمت‌ هستند ولی‌ کارشناسان‌ روی‌ روشهای‌ ارزان‌ کاهش‌ مصرف‌ سوخت‌ نیز کار می‌کنند. سوخت‌ در اکثر کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ گران‌ است‌ و اگر مصرف‌ آن‌ در خودرو کاهش‌ یابد تاثیر زیادی‌ در توان‌ خرید مردم‌ دارد.

- استفاده‌ از موتورهای‌ دیزیل‌ با توان‌ بیشتر، وزن‌ کمتر و مصرف‌ پایین‌ سرلوحه‌ کار خیلی‌ از خودروسازان‌ قرار گرفته‌ است. استفاده‌ از تکنولوژی‌ تزریق‌ مستقیم‌DIRECT ) INJECTION) در موتورهای‌ دیزل، راه‌ را برای‌ گسترش‌ این‌ موتورها باز کرده‌ است. قیمت‌ مناسب‌ سوخت‌ گازوئیل‌ نسبت‌ به‌ بنزین‌ در بسیاری‌ از کشورها، تمایل‌ به‌ استفاده‌ از موتورهای‌ دیزل‌ را بیشتر کرده‌ است. شرکت‌ بنز موتور حدود 200 اسب‌ دیزل‌ را روی‌ آخرین‌ مدل‌ 230E نصب‌ کرده‌ است‌ تا هزینه‌ جاری‌ خودروی‌ خود را کاهش‌ دهد.

- با افزایش‌ کیفیت‌ خودروها، نیاز به‌ تعمیرات‌ بعدی‌ بسیار کاهش‌ یافته‌ است. استانداردهای‌ جدید در صنعت‌ خودرو آزمونهای‌ عمر را سخت‌گیرانه‌تر درنظر گرفته‌ است. امروزه‌ برخی‌ شرکتها برای‌ محصولات‌ خود ضمانت‌ بیش‌ از 10 سال‌ ارائه‌ می‌کنند.

- کاهش‌ هزینه‌های‌ تعمیر و نگهداری‌ نیز بسیار مهم‌ است. در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ مردم‌ اکثراً‌ خودشان‌ خودرو را تعمیر می‌کنند. تعمیرکاران‌ هم‌ برای‌ کاهش‌ هزینه‌ معمولاً‌ قطعات‌ معیوب‌ را تعویض‌ نمی‌کنند، بلکه‌ آنها را تعمیر می‌کنند. بنابراین‌ خودرویی‌ که‌ هزینه‌ نگهداری‌ کمی‌ داشته‌ باشد مشتری‌ بیشتری‌ دارد.

- کاهش‌ زمان‌ صرف‌ شده‌ برای‌ تعمیرات‌ بسیار مهم‌ است. نیروی‌ انسانی‌ گران‌ است‌ و این‌ مهم‌ باعث‌ کاهش‌ هزینه‌ جاری‌ خودرو می‌شود. کاهش‌ زمان‌ تعمیر از ابتدا باید موردتوجه‌ طراحان‌ قرار گیرد تا بتوان‌ از آن‌ استفاده‌ کرد. یکی‌ دیگر از مزایای‌ کاهش‌ زمان‌ تعمیر، صرفه‌جویی‌ در وقت‌ تلف‌ شده‌ صاحب‌ خودرو است.

1-3 - افزایش‌ موارد استفاده‌ خودرو

‌ ‌در کشورهای‌ غنی‌ به‌دلیل‌ توان‌ مالی‌ مناسب، اشخاص‌ از خودروهای‌ مختلف‌ برای‌ کارهای‌ مختلف‌ استفاده‌ می‌کنند مثل‌ خودرو مسافرت، شهری، باری‌ و... . در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ اگر بتوان‌ خودرو چند منظوره‌ ساخت‌ می‌توان‌ نیازهای‌ یک‌ خانواده‌ را تامین‌ کرد. در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ در طی‌ روز خودرو برای‌ کار استفاده‌ می‌شود مثل‌ حمل‌ونقل‌ بار، در عصرها و شب‌ خودرو به‌صورت‌ خانوادگی‌ برای‌ گردش‌ استفاده‌ می‌شود و در تعطیلات‌ برای‌ مسافرت، پس‌ جوابگویی‌ به‌ همه‌ نیازها بسیار مهم‌ است، چون‌ توان‌ خرید چند خودرو وجود ندارد.

- اثر دیگری‌ که‌ افزایش‌ موارد استفاده‌ خودرو دارد، افزایش‌ شمارگان‌ تولید یک‌ نوع‌ خودرو است‌ که‌ باعث‌ می‌شود قیمت‌ تمام‌ شده‌ کاهش‌ یابد.

1-4 - افزایش‌ قابلیت‌ کارکرد در شرایط‌ سخت‌

- شرایط‌ نامساعد جوی‌ مثل‌ دمای‌ زیاد هوا، رطوبت‌ زیاد و بادهای‌ شدید در اکثر کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ وجود دارد. خودرویی‌ که‌ برای‌ این‌ کشورها طراحی‌ و ساخته‌ می‌شود باید بتواند این‌ شرایط‌ را تحمل‌ کند.

- در اکثر کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ جاده‌ها نامناسب‌ است‌ و پستی‌ و بلندی‌ زیادی‌ دارد. در خیلی‌ از مناطق‌ ارتفاع‌ آب‌ و گل‌ نیز در جاده‌ها زیاد است. یک‌ خودرو مناسب‌ نباید در چنین‌ محیطی‌ مشکل‌ساز باشد.

- کیفیت‌ روغن‌ و سوخت‌ نیز در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ نامناسب‌ و غیریکنواخت‌ است‌ و خودرویی‌ که‌ به‌ موادمصرفی‌ حساس‌ باشد صاحب‌ آن‌ را دچار مشکل‌ می‌کند.

1-5 - کاهش‌ آلودگی‌ خودرو

- کاهش‌ آلودگی‌ ایجادشده‌ توسط‌ خودرو امروز بسیار حائزاهمیت‌ است. اکثر دولتهای‌ دنیا قوانینی‌ برای‌ محدودیت‌ آلودگی‌ ایجادشده‌ توسط‌ خودروها وضع‌ کرده‌اند. در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ تعداد زیادی‌ از مردم‌ در شهرهایی‌ با بیش‌ از دو میلیون‌ نفر زندگی‌ می‌کنند. این‌ شهرها به‌دلیل‌ تراکم‌ بسیار زیاد و استفاده‌ از خودروهای‌ قدیمی‌ معمولاً‌ هوای‌ آلوده‌ دارند. پس‌ یک‌ خودرو خوب‌ باید آلودگی‌ زیادی‌ ایجاد نکند.

- فن‌آوری‌ جدید برای‌ کاهش‌ آلودگی، مزایای‌ بسیاری‌ دارد. استفاده‌ از سیستم‌ تزریق‌ سوخت‌ هوشمند، کاتالیست‌ و... راههایی‌ برای‌ کاهش‌ آلودگی‌ هستند. استفاده‌ از موتورهای‌ دوزیست‌ و خودروهای‌ برقی‌ راههایی‌ برای‌ کاهش‌ آلودگی‌ است.

- امروزه‌ قابلیت‌ بازیافت‌ مواداولیه‌ در خودرو و همچنین‌ کاهش‌ استفاده‌ از مواد و قطعات‌ مصرفی‌ نیز بسیار موردتوجه‌ قرارگرفته‌ و در برخی‌ کشورها خودروساز مجبور به‌ رعایت‌ استانداردهای‌ آن‌ است.

- کاهش‌ آلودگی‌ صوتی‌ نیز یکی‌ از اهداف‌ خودروسازان‌ است. استانداردهای‌ تدوین‌ شده‌ برای‌ این‌ مهم‌ نیز کاملاً‌ سختگیرانه‌ است.

2 - دیدگاه‌ ساختاری‌

‌ ‌در این‌ دیدگاه‌ به‌ اجزا مسئله‌ به‌صورت‌ کاملاً‌ ایستا نگاه‌ می‌شود. در این‌ دیدگاه‌ ساختار کلیه‌ اشیایی‌ که‌ در مسئله‌ شرکت‌ دارند تحلیل‌ می‌شوند. در بررسی‌ خوب‌ و اصولی‌ از این‌ دیدگاه، می‌توان‌ هزینه‌ها را کاهش‌ داد و امروزه‌ خودروسازان‌ برای‌ بقا مجبور به‌ کاهش‌ هزینه‌ها هستند. روزگاری‌ هزینه‌ خودروسازان‌ خیلی‌ مهم‌ نبود ولی‌ امروز، راز زنده‌ماندن‌ آنها است. در دید ساختاری‌ می‌توان‌ محصول‌ خودرو را نیز بررسی‌ کرد. در دیدگاه‌ ساختاری‌ تجهیزات‌ و اجزا سازمانی‌ نیز موردتوجه‌ قرار می‌گیرند.

2-1 - ساده‌سازی‌ محصول‌

‌ ‌در این‌ بخش‌ سعی‌ می‌شود تمام‌ جوانب‌ در تغییر محصول‌ موردتوجه‌ قرار گیرد.

- گسترش‌ پیمانه‌های‌ وظیفه‌ای‌ محصول‌ (MODULES) باعث‌ می‌شود قیمت‌ تمام‌ شده‌ طراحی‌ و تولید این‌ پیمانه‌ها کاهش‌ یابد. به‌طور مثال‌ شرکت‌ دایملر-کرایسلر قصد دارد درمجموع‌ 33 نوع‌ خودرو تولید کند که‌ فقط‌ 9 نوع‌ مختلف‌ موتور،X نوع‌ صندلی‌ وY نوع‌ گیربکس‌ دارند، طراحی‌ استانداردهای‌ پیمانه‌های‌ وظیفه‌ای، خصوصاً‌ در نقاط‌ مرزی‌ بسیار کار مشکلی‌ است‌ و نیاز به‌ دقت‌نظر طراحان‌ دارد. مثلاً‌ نقاط‌ درگیری‌ موتور و اتاق‌ خودرو باید کاملاً‌ در استاندارد تعریف‌ شود.

- گسترش‌ پیمانه‌های‌ مونتاژی‌ محصول‌ باعث‌ می‌شود تا تعداد پیمانکاران‌ کاهش‌یافته‌ و مسئولیت‌ پیمانکاران‌ افزایش‌ یابد. درضمن‌ باعث‌ کاهش‌ سرمایه‌گذاری‌ خودروساز نیز می‌شود. مثل‌ کل‌ جلو خودرو(FRONT END) شامل‌ شاسی، اتصال‌ طرف‌ چپ‌ و راست‌ خودرو، سپر جلو، رادیاتور، مبدل‌ انتقال‌ حرارت‌ کولر خودرو، موتورفن‌های‌ الکتریکی، چراغهای‌ چپ‌ و راست، رله‌ها و دسته‌ سیمهای‌ مربوطه، است.

‌ ‌در پیمانه‌ مونتاژی، جلو داشبورد اجزایی‌ مثل‌ کلیدها، کیلومترشمار، دریچه‌های‌ هوا، رادیو ضبط، مجموعه‌ کامل‌ تهویه‌(HVAC) و دسته‌ سیمهای‌ ارتباطی‌ ملاحظه‌ می‌شوند. یا در پیمانه‌ مونتاژی‌ درب‌ خودرو می‌توان‌ قطعات‌ فلزی، دررنگ‌ شده، میله‌های‌ استحکام، لوازم‌ قفل، شیشه، شیشه‌بالابر برقی‌ یا دستی، مدارات‌ قفل‌ مرکزی، قطعات‌ قفل‌ مرکزی، بلندگو، کلیدهای‌ ضروری، آینه‌ کامل‌ و تزئینات‌ داخل‌ اتاق‌ را مشاهده‌ کرد.

‌ ‌درنهایت‌ گسترش‌ پیمانه‌های‌ مونتاژی‌ باعث‌ کاهش‌ مشکلات‌ خط‌ مونتاژ، هزینه‌های‌ مستقیم‌ و سربار تولید و در نهایت‌ کاهش‌ قیمت‌ محصول‌ می‌شود.

- یکی‌ از راههای‌ جلب‌ رضایت‌ مشتریان، ساده‌سازی‌ محصول‌ از طریق‌ درنظر گرفتن‌ مسائل‌ تعمیر ونگهداری‌ است. اگر طراح‌ از روز اول‌ مسائل‌ تعمیر و نگهداری‌ را مدنظر داشته‌ باشد و بر حداقل‌ شدن‌ هزینه‌ها اصرار داشته‌ باشد، قطعاً‌ بازارهای‌ بزرگتری‌ به‌ روی‌ این‌ خودرو گشوده‌ می‌شود. سادگی‌ در طراحی‌ به‌طور قطع‌ یکی‌ از راههای‌ کاهش‌ هزینه‌های‌ تعمیر و نگهداری‌ است. به‌طور مثال‌ طراحی‌ سیستم‌ ترمز با مصرف‌ کمتر دیسک، استهلاک‌ کمتر صفحه‌ کلاچ‌ و عمر بیشتر شمع‌ را می‌توان‌ درنظر گرفت.

- سادگی‌ طراحی‌ محصول‌ و پیمانه‌بندی‌ صحیح‌ آن‌ باعث‌ سرعت‌ عمل‌ در تبدیل‌ طرح‌ به‌ نمونه‌ و نمونه‌های‌ تایید شده‌ به‌ تولید انبوه‌ می‌شود. این‌ سرعت‌ عمل‌ در دنیای‌ امروز بسیار مهم‌ است. در دهه‌ 70 میلادی‌ زمان‌ شروع‌ طرح‌ تا شروع‌ تولید انبوه‌ حدود 5 سال‌ بود، در دهه‌ 80 حدود 4 سال‌ در دهه‌ 90 حدود 3 سال‌ و امیدواریم‌ در دهه‌ بعدی‌ حدود 2 سال‌ این‌ زمان‌ طول‌ بکشد. شرکت‌DELPHI ادعا می‌کند طی‌ 141 دقیقه‌ می‌تواند یک‌ پیمانه‌ جدید که‌ اجزا آن‌ قبلاً‌ موجود است‌ را مطابق‌ نیاز مشتری‌ طراحی‌ و ارائه‌ کند و این‌ کار بزرگی‌ است.

- افزایش‌ قابلیت‌ تولید محصول‌ امروزه‌ از ابتدای‌ طراحی‌ درنظر گرفته‌ می‌شود. سادگی‌ طراحی‌ محصول‌ باعث‌ می‌شود که‌ تعداد اعداد نقشه‌ هر قطعه‌ کاهش‌ یابد و قطعات‌ طراحی‌ شده‌ با یک‌ روش‌ تولید به‌دست‌ آیند. مثلاً‌ اگر قطعه‌ای‌ با روش‌ ورق‌ کاری‌(SHEET METAL) تولید می‌شود، احتیاجی‌ به‌ ماشین‌کاری‌ نداشته‌ باشد. و این‌ نوع‌ ساده‌سازی‌ قطعات‌ باعث‌ می‌شود تا تولیدکنندگان‌ متخصص، رشد یابند و شرکتهای‌ مجموعه‌ساز به‌راحتی‌ کوچک‌ شوند. مثلاً‌ در یک‌ شرکت‌ تولید موتور به‌راحتی‌ می‌توان‌ قطعات‌ ورق‌ کاری‌ را به‌ یک‌ تولیدکننده‌ متخصص‌ ورق‌کاری‌ سفارش‌ داد و شرکت‌ تولید موتور به‌ طراحی‌ و خطوط‌ مونتاژ اکتفا کند.

2-2 - ساده‌سازی‌ تجهیزات‌

- استفاده‌ از تجهیزات‌ غیرمخصوص‌ و عمومی‌ باعث‌ می‌شود سرمایه‌گذاری‌ اولیه‌ کاهش‌یافته، سرعت‌ عمل‌ راه‌اندازی‌ بالا رود، انعطاف‌پذیری‌ افزایش‌ یابد و تعداد حداقل‌ تولید برای‌ سوددهی‌ کاهش‌ یابد. استفاده‌ از خطوط‌ تمام‌ اتوماتیک‌ باعث‌ بحران‌ بسیار شدید در شرکت‌GM آمریکا در اواخر دهه‌ 80 شد و این‌ شرکت‌ را تا مرز ورشکستگی‌ پیش‌ برد. در آن‌ سالها کل‌ نقدینگی‌ شرکت‌ صرف‌ خطوط‌ تولید تمام‌ اتوماتیک‌ شد و عملاً‌ واحدهای‌ بزرگ‌ شرکت‌ را متوقف‌ ساخت. مدیران‌ شرکت‌ پس‌ از بحران، یکی‌ از علل‌ اصلی‌ را استفاده‌ از اتوماسیون‌ بیش‌ از حد عنوان‌ کردند. در خطوط‌ تولیدی‌ که‌ انسان‌ وظایف‌ بیشتری‌ دارد بهبود مستمر نیز عملی‌تر و راحت‌تر است. به‌ هرحال‌ تصمیم‌گیری‌ درمورد انتخاب‌ مرز اتوماسیون‌ بسیار کار مشکلی‌ است‌ و کاملاً‌ به‌ شرایط‌ محیطی‌ مثل‌ فرهنگ‌ نیروی‌ انسانی، پیشرفت‌ صنعتی‌ کشور و... بستگی‌ دارد.

- تبدیل‌ کارخانه‌های‌ بزرگ‌ ساخت‌ به‌ کارخانه‌ کوچک‌ و ساده‌ مونتاژ نهایی‌ که‌ به‌راحتی‌ قابل‌ کنترل‌ است‌ یکی‌ از اهداف‌ این‌ ساده‌سازی‌ است. کارخانه‌های‌ کوچک‌ که‌ به‌ جای‌ توان‌ تولید بالا، توان‌ فنی‌ و طراحی‌ بسیار بالایی‌ دارند امروزه‌ مفیدترند. تولید قطعات‌ ساده‌ مورد نیاز این‌ کارخانه‌ها به‌ شرکتهای‌ متخصص‌ تولید این‌ نوع‌ قطعات‌ واگذار می‌شود.

2-3 - ساده‌سازی‌ سازمان‌

- انجام‌ سریعتر بهبود یکی‌ از هدفهایی‌ است‌ که‌ در سازمانهای‌ ساده‌ و روان‌ دنبال‌ می‌شود. بهبود در دنیای‌ امروز یک‌ اصل‌ بقا است. اگر سازمانی‌ نتواند نیازهای‌ جدید مشتریان‌ خود را سریع‌ انجام‌ دهد قطعاً‌ دچار مشکل‌ خواهدشد. سیستم‌های‌ پیشنهاد کارکنان‌ سازمان‌ و نظرسنجی‌ مداوم‌ از مشتری‌ روشهایی‌ است‌ که‌ برای‌ ایجاد بهبود استفاده‌ می‌شود.

- یکی‌ دیگر از راههای‌ ایجاد بهبود در سازمان، تبدیل‌ سازمان‌ ایستا به‌ یک‌ سازمان‌ یادگیرنده‌ است. سازمانهای‌ یادگیرنده‌ از تجارب‌ خود و انجام‌ تغییرات‌ لازم‌ استفاده‌ کرده‌ و سعی‌ می‌کنند مسیرهای‌ جدید را تجربه‌ کنند. ایجاد سازمانهای‌ یادگیرنده‌ نیاز به‌ مدیرانی‌ توانا، آینده‌نگر و هوشمند دارد.

- نیروی‌ انسانی‌ مهمترین‌ سرمایه‌ شرکتها است. در ایده‌های‌ قدیمی‌ نیروی‌ انسانی‌ سرمایه‌ شرکت‌ نبود. امروز به‌ نیروی‌ انسانی‌ ماهر، توانا و انعطاف‌پذیر بسیار اهمیت‌ داده‌ می‌شود. سازمانهای‌ جدید نیاز به‌ نیروی‌ انسانی‌ با توانایی‌های‌ جدید دارند که‌ این‌ مهم‌ با آموزش‌ مستمر به‌دست‌ می‌آید. آموزش‌ نیروی‌ انسانی‌ جهت‌ به‌ روزآوری‌ اطلاعات‌ و توانایی‌ها، امری‌ کاملاً‌ ضروری‌ است.

- نمودارهای‌ سازمانی‌ شرکتها به‌ سمت‌ سادگی، وظیفه‌ای‌ شدن‌ و افقی‌تر شدن‌ پیش‌ می‌رود. روابط‌ سازمانی‌ ساده‌تر شده، دقیق‌تر تعریف‌ شده‌ و کاملاً‌ واضح‌ شده‌ است. تغییرات‌ سازمانی‌ در شرکت‌ جدید دایملر-کرایسلر را به‌ وضوح‌ می‌توان‌ دید.

3 - دیدگاه‌ محیط‌

‌ ‌در دیدگاه‌ محیط‌ به‌ کل‌ مسئله‌ ازنظر محیط‌ اطراف‌ نگاه‌ می‌شود. کلیه‌ ارتباط‌های‌ یک‌ سازمان‌ با محیط‌ اطراف‌ خود که‌ بسیار مهم‌ است‌ در این‌ دیدگاه‌ بررسی‌ می‌شود. با یک‌ نگرش‌ عمیق‌ و اصولی‌ به‌ محیط‌ می‌توان‌ مشکلات‌ را پیش‌بینی‌ کرد و از کنار آنها با اطمینان‌ بیشتری‌ عبور کرد. امروز خودروسازان‌ با کمک‌ سیاستمداران‌ سعی‌ می‌کنند محیط‌ اطراف‌ خود را خوب‌ ببینند و رابطه‌ منطقی‌ با آن‌ برقرار کنند تا در بحرانها زنده‌ بمانند و در آینده‌ حضور داشته‌ باشند.

3-1 شراکت‌ با رقبا

‌ ‌به‌ دلایل‌ مختلفی‌ شرکتها با هم‌ شراکت‌ می‌کنند. هر شراکتی‌ دلایل‌ خاص‌ خود را دارد و از جنبه‌های‌ مختلف‌ قابل‌ بررسی‌ است‌ ولی‌ شراکتهای‌ اخیر صنعت‌ خودرو بسیار زیاد شده‌ و برخی‌ دلایل‌ مشترک‌ نیز برای‌ این‌ شراکتها وجود دارد. قابل‌ توجه‌ است‌ که‌ در صنعت‌ خودرو در سال‌ 1998 حدود 600 ادغام‌ با حجم‌ حدود 80 میلیارد دلار انجام‌ شده‌ است.

- ادغام‌ باعث‌ افزایش‌ نقدینگی‌ مجموعه‌ می‌شود. در دنیای‌ امروز بقا در صنعت‌ احتیاج‌ به‌ نقدینگی‌ کافی‌ دارد. در خیلی‌ از کشورها، بانکها وظیفه‌ دارند این‌ نقدینگی‌ را تامین‌ کنند ولی‌ در شرایط‌ فعلی‌ بانکها تمایل‌ چندانی‌ به‌ این‌ عمل‌ ندارند چرا که‌ وضعیت‌ صنعت‌ خودرو را در آینده‌ روشن‌ نمی‌بینند. پس‌ یکی‌ از بهترین‌ راههای‌ تامین‌ این‌ نقدینگی‌ شراکت‌ با رقیب‌ است‌ تا هر دو از امکانات‌ یکدیگر برای‌ پیشرفت‌ استفاده‌ کنند. در ادغام‌ باید توانایی‌های‌ هر کدام‌ از طرفین، ضعفهای‌ طرف‌ دیگر را پوشش‌ دهد تا ادغام‌ معنی‌ پیدا کند. این‌ نکته‌ باعث‌ می‌شود تا شرکت‌ رنو به‌ جای‌ ادغام‌ با هموطن‌ خود پژو، با شرکت‌ نیسان‌ شراکت‌ کند و شرکت‌ بزرگ‌ دایملر بنز با کرایسلر آمریکا یکی‌ شود.

- کاهش‌ هزینه‌ بازاریابی، تبلیغات‌ و فروش‌ باعث‌ می‌شود تا سوددهی‌ شرکتهای‌ خودروساز افزایش‌ یابد. کل‌ هزینه‌های‌ فروش‌ در شرکتهای‌ خودروساز بین‌ 15 تا 25 درصد قیمت‌ فروش‌ خودرو است. ادغام‌ شرکتها باعث‌ می‌شود تا تعداد نمایندگی‌های‌ فروش‌ در یک‌ شهر کاهش‌ یابد و بازدهی‌ هر نمایندگی‌ فروش‌ افزایش‌ یابد. تبلیغات‌ مشترک‌ نیز باعث‌ می‌شود تا در مجموع‌ کل‌ هزینه‌ تبلیغات‌ کاهش‌ یابد. در مجموع‌ شرکتهای‌ ادغام‌ شده‌ امیدوارند هزینه‌ فروش‌ آنها حدود 60 تا 80 درصد مجموع‌ هزینه‌های‌ فروش‌ قبلی‌ باشد.

- کاهش‌ هزینه‌های‌ طراحی‌ یکی‌ از اهداف‌ ادغام‌ شرکتهاست. هزینه‌ طراحی‌ بین‌ 6 تا 14 درصد کل‌ فروش‌ کارخانه‌های‌ خودروساز است. این‌ هزینه‌ها شامل‌ سرمایه‌گذاری‌ برای‌ تجهیزات‌ آزمایشگاهی، جاده‌های‌ آزمون، تجهیزات‌ رایانه‌ای‌ و مراکز بزرگ‌ تحقیق‌ و توسعه‌ است. هزینه‌های‌ جاری‌ طراحی‌ شامل‌ پروژه‌های‌ گران‌قیمت‌ دانشگاهی، استفاده‌ از مهندسان‌ مجرب، ساخت‌ نمونه، ساخت‌ تجهیزات‌ تولید و انجام‌ آزمایشهاست.

- تبدیل‌ یک‌ رقیب‌ به‌ همکار در یک‌ بازار محدود، آرامش‌ شرکتهای‌ خودروساز را افزایش‌ می‌دهد. این‌ آرامش‌ در شرایط‌ بحرانی‌ فعلی‌ بسیار مفید است. این‌ آرامش‌ باعث‌ می‌شود تا تحمل‌ روزهای‌ سخت‌ ساده‌تر شده‌ و بتوان‌ از شرایط‌ بحرانی‌ فعلی‌ با امنیت‌ بیشتری‌ عبور کرد.

3-2 جهانی‌شدن‌

- تولید منطقه‌ای‌ یکی‌ از سیاستهای‌ خودروسازان‌ است. صنعت‌ خودرو درهر کشور شامل‌ خط‌ مونتاژ نهایی‌ خودرو و پیمانکارانی‌ است‌ که‌ در زمینه‌ خاص‌ مهارت‌ دارند. به‌طور مثال‌ شرکت‌ دوو کره‌جنوبی‌ در کشورهای‌ آسیایی‌ قصد دارد این‌ شبکه‌ را ایجاد کند. در این‌ شبکه‌ چندین‌ کشور خط‌ مونتاژ نهایی‌ خودرو و سازندگانی‌ برای‌ اجزا مختلف‌ دارند. با این‌ ایده‌ دیگر یک‌ خودرو برای‌ سالهای‌ طولانی‌ در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ تولید نمی‌شود بلکه‌ مطابق‌ صنعت‌ روز دنیا خودرو مونتاژ می‌شود. درضمن‌ حجم‌ سرمایه‌گذاری‌ در هر کشور کم‌ است‌ ولی‌ شمارگان‌ تولید قطعه‌ زیاد است‌ چون‌ برای‌ تمام‌ کشورهای‌ منطقه‌ قطعه‌ تولید می‌شود. خودروسازان‌ امیدوارند با این‌ روش‌ بازار خود را گسترش‌ داده‌ و از تولید و خودکفایی‌ به‌ یک‌ منطقه‌ امیدوار باشند. بدیهی‌ است‌ تکنولوژی‌ اصلی‌ دردست‌ شرکت‌ خودروساز باقی‌ می‌ماند. شرکت‌GM درحال‌ طراحی‌ و آماده‌سازی‌ موتور جدید 850L است. این‌ موتور قرار است‌ به‌صورت‌ جهانی‌ به‌ تعداد یک‌ میلیون‌ و دویست‌ هزار تولید شود.

- تولید قطعات‌ در هر کشور مناسب‌ با مزایای‌ نسبی‌ آن‌ کشور است. مثلاً‌ اگر مواد اولیه‌ خاصی‌ در کشوری‌ ارزان‌تر است، قطعات‌ وابسته‌ به‌ آن‌ مواداولیه‌ در آن‌ کشور تولید می‌شود. در بسیاری‌ از کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ می‌توان‌ برخی‌ مواداولیه‌ را ارزانتر پیدا کرد.

- حمل‌ونقل‌ خودرو تمام‌ شده‌ بسیار پرهزینه‌ است‌ چون‌ خودرو حجم‌ زیاد و وزن‌ کمی‌ دارد. ایجاد کارخانه‌های‌ مونتاژ در کشورهای‌ مصرف‌کننده‌ باعث‌ کاهش‌ این‌ هزینه‌ می‌شود.

- در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ برای‌ ایجاد توسعه، دولتها از شرکتهای‌ خودروساز محلی‌ حمایتهای‌ مختلفی‌ می‌کنند. این‌ حمایتها شامل‌ محدودیت‌ برای‌ خودروسازان‌ دیگر، کاهش‌ مالیات، تبلیغات‌ انحصاری‌ و... می‌شود. این‌ حمایتها در مواردی‌ برای‌ شرکتهای‌ خودروساز جذابیت‌ خاصی‌ دارد، چرا که‌ سود آنها در همین‌ حمایتها افزایش‌ می‌یابد. یکی‌ از دلایل‌ این‌ حمایتها گسترش‌ بازار کار در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ است. بیکاری‌ معمولاً‌ در این‌ کشورها یک‌ بحران‌ جدی‌ است‌ و دولتها سعی‌ در کاهش‌ آن‌ دارند.

- استفاده‌ از نیروی‌ انسانی‌ ارزان‌ کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ در صنعت‌ خودرو همیشه‌ مدنظر بوده‌ است. در صنعت‌ خودرو نیروی‌ انسانی‌ زیادی‌ استفاده‌ می‌شود و به‌ دلیل‌ تعداد زیاد قطعات، نیروی‌ انسانی‌ هنوز نقش‌ فعالی‌ دارد. مثلاً‌ در یک‌ استارت‌ حدود 100 قطعه‌ مصرف‌ می‌شود که‌ هنوز در بسیاری‌ از کشورها با روشهای‌ دستی‌ مونتاژ می‌شود.

- مشتری‌ ضمانت‌ شده‌ و گاهی‌ منتظر در کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ همیشه‌ جذابیت‌ خاصی‌ برای‌ خودروسازها داشته‌ است. این‌ مشتری‌ معمولاً‌ تاکنون‌ خودور نداشته، توقع‌ زیادی‌ ندارد و به‌ تازگی‌ توان‌ مالی‌ مناسب‌ را برای‌ خرید به‌دست‌ آورده‌ است. این‌ مشتری‌ را نمی‌توان‌ الان‌ در بازار اشباع‌ شده‌ امریکا، اروپا یا ژاپن‌ پیدا کرد.

- طراحی‌ در جهان‌ سوم‌ و برای‌ جهان‌ سوم‌ یکی‌ از ایده‌های‌ برخی‌ شرکتهای‌ خودروساز است. کلیه‌ فرایندهای‌ طراحی‌ در کشورهای‌ صنعتی‌ بسیار پرهزینه‌ است. آنها مایلند برخی‌ از طراحی‌های‌ ساده‌ وکاملاً‌ مجزا را در کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ انجام‌ دهند تا علاوه‌ بر کاهش‌ هزینه‌ها، احساس‌ استقلال‌ به‌ شرکتهای‌ محلی‌ نیز انتقال‌ یابد. این‌ احساس‌ استقلال‌ نسبی‌ چون‌ در کنترل‌ کامل‌ شرکت‌ مادر است، خطری‌ ندارد.

3-3 افزایش‌ نقش‌ پیمانکاران‌

- انتقال‌ طراحی‌ به‌ پیمانکار بسیاری‌ از مشکلات‌ خودروساز را حل‌ می‌کند. با سیاست‌ ساده‌سازی‌ محصول‌ و ایجاد مجموعه‌هایی‌ که‌ به‌ صورت‌ وظیفه‌ای‌ تعریف‌ می‌شوند بسیاری‌ از وظایف‌ خودروساز قابل‌ انتقال‌ به‌ پیمانکار است. بزرگترین‌ هزینه‌ ارتباط‌ با پیمانکار، مسائل‌ فنی‌ است‌ و در صورت‌ شفاف‌ شدن‌ ارتباط‌ محصول‌ پیمانکار با کل‌ محصول‌ می‌توان‌ بسیار روان‌تر و راحت‌تر با پیمانکار کار کرد.

- تحویل‌گیری‌ مجموعه‌های‌ بزرگتر باعث‌ می‌شود تا سرمایه‌گذاری‌ خودروساز بسیار کاهش‌ یابد. به‌طورمثال‌ پیمانکار صندلی‌ درحال‌ حاضر مجموعه‌ بزرگتری‌ را تحویل‌ می‌دهد، حجم‌ سرمایه‌گذاری‌ وی‌ افزایش‌ یافته، ولی‌ چون‌ از اجزا مشترک‌ برای‌ خودروسازان‌ مختلف‌ استفاده‌ می‌کند درآمدش‌ نیز افزایش‌ یافته‌ است‌ و پیمانکار راضی‌ است. در انتها مجموع‌ حجم‌ سرمایه‌گذاری‌ خودروساز و پیمانکار کاهش‌ یافته‌ و نسبت‌ سرمایه‌گذاری‌ پیمانکار بیشتر شده‌ است.

نتیجه‌گیری‌

‌ ‌در انتها امید است‌ با سه‌ دیدگاه‌ مختلفی‌ که‌ به‌ این‌ انقلاب‌ آرام‌ داشتیم، توانسته‌ باشیم‌ زوایای‌ مختلف‌ این‌ حرکت‌ را نشان‌ داده‌ باشیم. باید توجه‌ داشت‌ که‌ کل‌ فعالیتها در هر سه‌ دیدگاه، برای‌ حفظ‌ بقا و زنده‌ماندن‌ شرکتهای‌ خودروساز است. آنها برای‌ زنده‌ماندن‌ تلاش‌ وسیعی‌ را شروع‌ کرده‌اند که‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ یک‌ انقلاب‌ آرام‌ تشبیه‌ کرد.

‌ ‌حال‌ باید سعی‌ کنیم‌ به‌ پرسشهای‌ زیر پاسخ‌ دهیم:

- جایگاه‌ ما در این‌ صنعت‌ چیست؟

- اگر روابط‌ ما با دیگران‌ گسترده‌تر بود صنعت‌ خودرو ایران‌ امروز چه‌ شکلی‌ داشت؟

- آیا الگوهایی‌ چون‌ کشور ترکیه‌ در صنعت‌ خودرو برای‌ کشور ما کارساز است؟

- آیا الگوی‌ خودروسازی‌ در کشور هند می‌تواند نقش‌ ما را در این‌ صنعت‌ مشخص‌ کند؟

- اگر مرزهای‌ کشور ما روی‌ خودروهای‌ خارجی‌ گشوده‌ شود چه‌ می‌شود؟

- تا چه‌ زمانی‌ می‌توان‌ خودروهای‌ داخلی‌ را پیش‌فروش‌ کرد؟

- باتوجه‌ به‌ سرمایه‌گذاریهای‌ انجام‌ شده‌ در دنیا ما چه‌ مقدار دیگر باید روی‌ صنعت‌ خودرو سرمایه‌گذاری‌ کنیم‌ و چه‌ مقدار توان‌ داریم؟

- آیا واقعاً‌ ما نسبت‌ به‌ دیگران‌ مزایای‌ نسبی‌ مناسبی‌ در صنعت‌ خودرو داریم؟

- آیا کشورهایی‌ مثل‌ تایوان، هلند، بلژیک‌ و... که‌ اصلاً‌ صنعت‌ خودرو ندارند، صنعت‌ دیگری‌ ندارند؟

- آیا نیروی‌ انسانی‌ ما برای‌ این‌ صنعت‌ مناسب‌ است؟

- آیا با گسترش‌ فعالیتهای‌ سازمان‌ تجارت‌ جهانی‌ برای‌ صنعت‌ خودرو داخلی‌ مشکلی‌ پیش‌ نمی‌آید؟

- آیا با سیاست‌ ساخت‌ داخل‌ همه‌ چیز، پوشاک، لوازم‌ خانگی، موادغذایی، خودرو، ساختمان‌ و... می‌توان‌ پیش‌ رفت؟ آیا همه‌کاره‌ هیچ‌ کاره‌ نیست؟

- آیا می‌توان‌ در صادرات‌ نقشی‌ برای‌ خودرو یا قطعات‌ آن‌ فرض‌ کرد؟

- نقش‌ ما در این‌ انقلاب‌ آرام‌ چیست؟O 

آمارها از مجله‌AUTOMOTIVE NEWS EUROPE گرفته‌ شده‌ است.

O مهرداد غفاری: مهندس‌ مکانیک‌ و مدیرعامل‌ شرکت‌ صنایع‌ فیض‌غدیر



موضوع مطلب : مقالات مدیریتی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت