در سازمان­ها تضاد در سطوح مختلفی نمایان می شود که این سطوح عبارتند از درون-فردی، میان فردی، میان فرد و گروه، و میان-گروهی.

به منظور مهار تضاد، استراتژی­های مختلفی قابل اتخاذ است که ذیلاً به معرفی اجمالی هر یک می­پردازیم:

1.استراتژی ایجاد رقابت:

اگر دو فرد و یا دو گروه مصمم باشند که به خواسته‎های خود دست یابند و روحیه همکاری هم با یکدیگر نداشته باشند، در اینجا از استراتژی رقابت استفاده می‎کنند. این دو گروه باید به طور نظام‎مند و بدون مزاحمت برای همدیگر تلاش کنند. استراتژی طرفین در رقابت برد و باخت است و یکی برنده می‎شود و دیگری بازنده خواهد بود.

موارد استفاده:

الف- زمانی که به اقدام سریع و قاطع نیاز باشد. برخی مسایل در سازمان به وجود می‎آید که باید به سرعت دربارة آن تصمیم گرفت. در اینجا برای رسیدن به تصمیم صحیح، رقابت ایجاد می‎کنیم.

ب-در مسائل مهمی که نیاز به خلاقیت ونوآوری دارد.

پ- در موضوعاتی که برای سلامت سازمان، حیاتی است.

2. استراتژی اعتماد سازی و همکاری:

در صورتی که افراد روحیه همکاری داشته باشند و در عین حال تمایل دارند به اهداف خود برسند، می توان استراتژی برد-برد اتخاذ کرد و وارد مذاکرات اعتماد سازی جهت توسعه همکاری شد.

موارد استفاده:

· برای یافتن راه حل اجماعی؛ هنگامی که هم خواسته ما و هم خواسته مخالفان خیلی مهم باشد، چاره‎ای جز همکاری و مصالحه نداریم.

· برای تلفیق بینش‎های افرادی که دارای دیدگاههای متفاوت‎اند؛ مثلاً هر کس از منظری خاص به موضوعی نگاه می‎کند که ممکن است با فرد دیگر کاملاً متفاوت باشد.

· برای جلب تعهد افراد؛ می‎خواهید همه افراد وفادار باشند و در اجرای دستورات کاملاً هماهنگ باشند. زمانی می‎توان همکاری و تعهد تمام افراد را جلب نمود که به اجماع برسیم؛ یعنی همه با آن راه حل خاص موافق باشند و درصورتی به اجماع می‎رسیم که افراد استراتژی همکاری را برگزینند.

3. استراتژی فرار از استرس:

این استراتژی زمانی مناسب است که افراد در مورد تصمیمات خود مطمئن و مصمم نیستند و در عین حال تمایلی به همکاری نیز ندارند. این استراتژی زمانی کاربرد دارد که موضوع جدیت و اهمیت لازم را ندارد و بنابر این می­توان از طرح آن صرف نظر کرد. مورد دیگر کاربرد این روش زمانی است که احتمال تحقق اهداف کم باشد و یا بروز اختلاف موجب قطع ارتباط بلندمدت می­شود. این استراتژی برای آرام سازی افراد و کاهش عصبانیت ایشان مناسب است و می­تواند برای موارد جمع آوری اطلاعات نیز کاربرد داشته باشد.

4. استراتژی نرمش:

توافق یا سازش می تواند برای تصحیح اشتباهات قبلی و یا ایجاد اعتبار از لحاظ اجتماعی کاربرد داشته باشد. در عین حال زمانی که هماهنگی و ثبات مهم باشد می­توان از این روش استفاده کرد.

5. استراتژی مصالحه

این استراتژی مستلزم این است که طرفین به یکدیگر امتیاز دهند. در اینجا روحیه همکاری در سطح متوسط است ولی طرفین مصمم به حل مشکل هستند. در اینجا اهداف مهمند ولی ارزش شکست احتمالی را ندارند. در عین حال طرفین در اینجا قدرت برابر دارند، راه حل سریعاً حاصل می­شود و می­تواند موقتی باشد. قاعدتاً زمانی که استراتژی­های رقابت و همکاری کارآیی نداشته باشند است که به استراتژی مصالحه رو می آوریم.


منبع:وب سایت همکاران سیستم