منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩٢/۱/۱٤ :: ۸:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

دلایل غیر اقتصادی فقر مهلک

مترجم: رفیعه هراتی

آشفتگی مرکز قاره آفریقا از یک ساعت مانده به شمال پایتخت نیجریه آغاز می‌شود. راننده‌ها باید هر چند مایل در ایست‌های بازرسی توقف و مقررات حکومت نظامی شبانه را رعایت کنند.

در حومه کانو، مهم‌ترین شهر شمالی این کشور، سربازان مسلح با تفنگ‌های سرنیزه‌دار خود در خیابان‌ها گشت می‌زنند. دفتر فرماندار یک دژ است و اطراف آن را حصار بتنی به بلندی قد


یک انسان فرا گرفته است. گروهی افراطی که خود را بکو حرام می‌نامند، سالانه صدها نفر را به وسیله خودروهای بمب‌گذاری شده و از طریق حملات کماندویی به قتل می‌رسانند. پاسخ ناشیانه نیروهای امنیتی به این حملات موجب کشته شدن افراد بیشتری می‌شود. فرماندار به دلیل چراغ‌های جدیدی که در خیابان‌ها نصب کرده است به خود می‌بالد، اما شهروندان خشمگین هستند چون سهم اندکی از ثروت نفتی نیجریه دارند.

در مالی افراطیون از یک خیزش قومی در سال گذشته سوء‌استفاده کردند و به لطف کودتای نظامی که به منظور متوقف کردن آنها انجام شد، موقتا کنترل نیمه شمالی کشور را به دست گرفتند. شورشیان جمهوری آفریقای مرکزی پیش از اینکه به دولت دعوت شوند، به پایتخت حمله کرده بودند. در سودان جنوبی و کنگو شواهد خشونت همچون دهکده‌های ویران شده، کودکان ناقص و گزارش تجاوزهای گروهی، همه جا دیده می‌شود.

در این منطقه همه در معرض خطر قرار دارند. در سال‌های اخیر تعدادی از غربی‌ها در شمال نیجریه و کشور همسایه آن، نیجر، ربوده و برخی از آنان کشته شده‌اند. در مرز یک پلیس درمورد رفتن به شهر آقادز، یکی از چند شهر واقع در مرکز صحرای نیجریه، به مسافران هشدار می‌دهد. اما می‌گوید:«می‌توانید امتحان کنید.» روز بعد یکی از همکارانش در این شهر امید کمتری به مسافران می‌دهد. زمانی که مسیر شمال از او پرسیده می‌شود، سعی می‌کند گذرنامه راهنمای گروه را توقیف کند و هشدار می‌دهد که قاچاقچیان مواد مخدر مسیرهای تجاری سراسر صحرا تا ساحل مدیترانه را کنترل می‌کنند. او قوم طوارق را مسوول این کار می‌داند. طوارق مردمی چادرنشین هستند که به میهمان‌نوازی مشهورند.

حرکت در جاده احداث نشده به سمت مرکز صحرای طوارق در شمال آقادز تصویری از فقر بیکران را نمایان می‌کند. تقریبا همه زنان این منطقه بیش از یک‌بار فرزند از دست داده‌اند. کودکان نجات یافته نیز هرگز به مدرسه پا نگذاشته‌اند چون اصلا مدرسه‌ای وجود ندارد. درعوض، با شکم‌های ورم کرده از سوء‌تغذیه در هوای سوزان بیابان شتر سواری می‌کنند و والدینشان با غرور به تماشایشان می‌‌نشینند.

مردم کشورهای همسایه نیز وضع بهتری ندارند. ملخ‌ها اندک غذای موجود را می‌بلعند. کنگو در شاخص جهانی توسعه انسانی سازمان ملل در رتبه آخر قرار دارد. ده کشور انتهای این شاخص همگی آفریقایی هستند که نیمی از آنها در آفریقای مرکزی قرار دارند. نرخ باسوادی در شمال شرق نیجریه تنها یک سوم نرخ باسوادی در لاگوس، مرکز کسب و کار در جنوب این کشور، است. کمتر از 5 درصد از زنان می‌توانند بخوانند یا بنویسند. درآمد سرانه نصف درآمد سرانه در جنوب کشور و میزان حضور در مدرسه یک چهارم است. با توجه به این شرایط، تعجبی ندارد که گروه بوکو حرام می‌توانند برای مبارزات تروریستی خود سربازگیری کنند.

فقر مهلک در آفریقا به دلیل فقدان پتانسیل‌های اقتصادی نیست. سال‌ها، رشد اقتصادی کشورهای چاد، کنگو، مالی و نیجر با نرخ رشد بقیه کشورهای آفریقایی برابر بود. این کشورها منابع طبیعی فراوانی دارند که در تئوری درآمد کافی برای فراهم کردن خدمات اساسی برای آنها به ارمغان می‌آورد. کنگو مملو از معادن طلا و دیگر فلزات گرانبها است و چاد دارای نفت است. اما پول این کالاها از خزانه دولت به سمت نیازمندان سرازیر نمی‌شود.

مقصر این مساله را می‌توان جنگ و حکمرانی غلط به همراه اثر جنبی مخرب تجارت منابع دانست. البته داستان در کشورهای مختلف اندکی متفاوت است اما عوامل، مشترک هستند. در شرایطی که شورشیان برای زندگی بهتر می‌جنگند، دولت‌ها آنان را مقصر تعطیل شدن بیمارستان‌ها و کسب و کارها می‌دانند. هر دو طرف در تلاشند کنترل منابع طبیعی همچون معادن الماس یا مس را در اختیار بگیرند تا به ظاهر درآمد آن را صرف خدمات عمومی کنند، اما آن را صرف خرید سلاح برای به زانو درآوردن طرف مقابل می‌کنند.

فقیرترین کشورهای آفریقایی در خشکی محصور هستند و به جز سومالی، جنگ‌های فعلی در آفریقا در مرکز این قاره رخ می‌دهند. کنیا و چند کشور دیگر گاه و بیگاه با خشونت‌های همگانی رو به رو می‌شوند، اما هیچ‌کدام از این خشونت‌ها دائمی نیستند. همان طور که پل کولیر، استاد اقتصاد و مدیر مرکز مطالعات اقتصادی آفریقا در دانشگاه آکسفورد، می‌گوید اگر کشورهای محصور در خشکی از انزوا خارج شوند، بخت و اقبال آفریقا بهتر می‌‌شود. خروج از انزوا به این معنی است که کشورهای همسایه را به برداشتن موانع حمل‌و‌نقل ترغیب کرد. به نظر می‌رسد فقدان تجارت به خشونت دامن می‌زند و حکمرانی را تضعیف می‌کند.

گرچه جنگ‌های داخلی الجزایر به طور رسمی در سال 2002 به پایان رسید، اما این کشور به مدت دو دهه است که با افراطیون مسلح در حال جنگ است. در این مدت بیش از صد هزار نفر، اغلب در مناطق پرجمعیت، کشته شده‌اند. الجزایر از طرف تروریست‌ها و هم از سوی دولت محاصره شده است. دولت در سال 1992 انتخابات را لغو و مخالفان را سرکوب کرد. منتقدان در زندان‌ها به دست فراموشی سپرده شدند، آنان به ندرت اجازه می‌یافتند با وکلای خود ملاقات کنند. سرکوب دولتی تاحدی کاهش یافته است، اما زندان‌ها همچنان مملو از افرادی است که نباید آنجا باشند.

از جمله کسانی که مورد سرکوب قرار می‌گیرند، فعالان مدنی هستند، افرادی که انتظار می‌رود به سرکوب‌ها پایان دهند. فعالان مدنی گاه گاهی در زمینه‌هایی که تروریست‌ها و دیپلمات‌های خارجی شکست خورده‌اند، موفق ظاهر شده‌اند. گرچه ضرب و شتم همچنان ادامه دارد، اما آنان دولت الجزایر را متقاعد کرده‌اند برخی از انواع شکنجه را ممنوع کند. یکی از فعالان مدنی در شهر دانشگاهی ورقله نزدیک به مرز تونس و لیبی، می‌گوید: «تغییر به آهستگی رخ می‌دهد، اما سرانجام اتفاق می‌افتد.»

از این روی، فعالان سراسر آفریقا امیدشان را تقسیم می‌کنند. در غنا، نیجریه و سنگال آنها در جریان انتخابات اخیر بر حوزه‌های رای‌گیری نظارت و با استفاده از تلفن همراه نتایج را فورا جمع‌آوری کردند و از این طریق راه تقلب را بر سیاستمداران بستند. در کشورهای محصور در خشکی مانند نیجریه اینگونه فعالیت‌ها هرچند کند، اما درحال انجام گرفتن است. اغلب مرز بین مشارکت سیاسی، کمک‌های بشر دوستانه و دیگر فعالیت‌ها نامشخص است. به عنوان مثال، اندک خدمات بهداشتی موجود در نیجریه از طرف گروه‌های خصوصی ارائه می‌شود و روزنامه‌نگاران فعال در اینترنت بر کار دولت نظارت دارند.

در کشورهای آفریقایی که بهار عربی در آنها رخ داد، قدرت فعالان مدنی به خوبی نمایان است. مردم لیبی در سال 2011 با برپایی تظاهرات علیه چهار دهه حکومت معمر قذافی و بیرون کردن او از ترابلس-پایتخت لیبی- شجاعت خود را به نمایش گذاشتند. اکنون در طول ساحل مدیترانه، شهرهای مصراته،راس‌لانوف، اجدابیا و بنغازی، همگی تحت حکمرانی رهبران منتخب قرار دارند، رهبرانی که قانون اساسی جدیدی تدوین خواهند کرد.

اما در مصر، شرایط سیاسی پس از انقلاب پیچیده‌تر است. عقاید مخالف پیشین، بین اسلام‌گرایان و لیبرال‌ها جدایی می‌اندازد. لیبرال‌ها نگرانند که دولت جدید به رهبری محمد مرسی از حزب اخوان‌المسلمین، به دیکتاتوری دیگری تبدیل شود. میدان تحریر، که خیزش مردمی در سال 2011 از آنجا آغاز شد، همچنان میدان نبرد جوانان است.

اما، برای بقیه کشورهای آفریقایی بهار عربی نور امیدی است. مردم از قاهره گرفته تا خارطوم و دیگر شهرها درباره آن حرف می‌زنند. پایتخت سودان، که توسط ژنرال‌ها اداره می‌شود، به تازگی شاهد موجی از اعتراضات بوده است. صالح عثمان، وکیل و نماینده سابق مجلس، تاکید می‌کند که: «ما خواهان تغییر دولت به هر وسیله به جز کودتا هستیم.»

احساسات مشابه، تظاهرات‌هایی را در مکان‌های ستمدیده از سودان شرقی، نزدیک به مرز اتیوپی، گرفته تا اوگاندا، آنگولا و بورکینافاسو، به راه انداخته است. تاکنون تعداد اندکی از این اعتراضات به نتیجه رسیده است، اما دولت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهند تا بهتر عمل کنند.

منبع: دنیای اقتصاد



موضوع مطلب : اندیشه اقتصاد
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت