منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩۱/۱٠/۳٠ :: ٦:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

کارآفرینی تنها نیروی اراده است

نویسنده: لوک جانسون

 مترجم: مریم رضایی

 منبع: Financial Times

من با افراد زیادی روبه‌رو می‌شوم که می‌خواهند کارآفرین باشند، اما شکایت می‌کنند که هیچ‌گاه نتوانسته‌اند کسب‌وکاری را راه‌اندازی کنند. آنها همه چیز و همه کس را مقصر می‌دانند، از بانک‌ها گرفته تا سرمایه گذاران، مالیات‌ها، قوانین، رقبا و مسائلی این چنینی. اما در اکثر موارد، دلیل اصلی شکست این افراد از خود آنها ناشی می‌شود: این جملات فریبنده را من «دشمنان موفقیت» می‌نامم. در این مورد، من لیستی از متداول ترین بهانه‌های موجود تهیه کرده‌ام:

 


 • طفره رفتن

شگفت انگیز است که ما در به تعویق‌انداختن کارهای سخت، اما با ارزش استعداد زیادی داریم. همیشه برای اینکه نشان دهیم، چرا الان لحظه مناسبی برای پرداختن به مسائل مهم نیست، بهانه‌های بی پایان پیدا می‌کنیم. به گفته ویکتور کیام، کارآفرین بزرگ آمریکایی، تاخیر «قاتل فرصت‌ها» است. زمانی که ما در انجام کاری تعلل می‌کنیم، دیگران جلو می‌زنند و فرصت‌ها را درو می‌کنند.

• غرور

 موفقیت‌اندک می‌تواند مخرب باشد. فردی که موفقیت‌اندکی به دست می‌آورد، ممکن است به تنبلی و خودستایی برسد و کسانی را که در راه موفقیت به او کمک کرده‌اند، فراموش کند. در این‌صورت، عادت‌های پرهیزکارانه از بین می‌روند و توهم و خود بزرگ‌بینی جای آن را می‌گیرد. همه این عادات بد، مبنای هرگونه پیشرفت اولیه را تخریب می‌کند. اینکه افراد بتوانند فقط بر مهارت‌ها و نتیجه نهایی کار متمرکز باشند، بسیار مهم است.

• تردید و دو دلی

راه‌اندازی یک بنگاه بدون جهت دهی به آن به شیوه محکم و راسخ، غیرممکن است. یک شخصیت مردد و متزلزل، انگیزه را از اطرافیان می‌گیرد.

• بی‌حوصلگی و بی‌طاقتی

 در حالی که داشتن حس فوریت در کارها یک ویژگی با ارزش است، اما این حس نباید به نداشتن صبر و حوصله تغییر پیدا کند. بسیاری از افراد به موفقیت نمی‌رسند، چون خیلی راحت تسلیم می‌شوند. بیشتر پروژه‌های موفقی که من تاکنون انجام داده‌ام، دو برابر پروژه‌های معمولی زمان برده‌اند و بیشتر از حد انتظار سخت و مشکل بوده‌اند. اما در نهایت، پس از به سرانجام رسیدن آنها به این نتیجه رسیده‌ام که ارزش وقت و تلاشی را که صرف آنها کرده‌ام، داشته‌اند.

• عدم تمرکز

 در قرن بیست و یکم، از دست دادن تمرکز ساده‌تر از هر چیز دیگری اتفاق می‌افتد. اما موفقیت واقعی از آن کسانی است که موقعیتی می‌یابند و مصمم و با اراده آن را دنبال می‌کنند. فردی که خیلی راحت تمرکز خود را از دست می‌دهد، با ظهور هر موضوع فرعی، سقوط می‌کند.

• بدبینی

همیشه برای اینکه قانع شویم راه‌اندازی یک کسب وکار ایده بدی است، هزاران توجیه وجود دارد؛ اما بیشتر این توجیهات فقط بهانه‌اند.

افرادی که بدبین هستند و افکار منفی دارند، هیچ گاه نمی‌توانند دنیا را تغییر دهند و همیشه در نهایت کار، می‌فهمند که اشتباه کرده‌اند. انجام یک کار جسورانه نیاز به روحیه ای مثبت دارد و اینکه احساس کنیم خوش‌شانسی همراه ما است. طبق یک حقیقت مرموز و شگفت انگیز، اگر چنین رویکردی داشته باشید، همه چیز به نفع شما تغییر می‌کند.

• ترسو بودن

کمی هراس داشتن، می‌تواند کاتالیزور قدرتمندی برای عملکرد افراد باشد؛ اما گریز بیش از حد از ریسک، به معنی ناامیدی و از دست دادن فرصت‌ها است.

• بیش از حد بی خیال بودن

کارآفرینی نیازمند ساعات زیاد کار کردن، تلاش مداوم و عدم توازن بین کار و زندگی است. افرادی که به دنبال تفریح در زندگی هستند و استحکام و بنیه لازم را برای سخت کار کردن ندارند و نیز تمایل ندارند مسائل شخصی را فدای کار کنند، ویژگی‌های لازم برای موفقیت در این حوزه را در اختیار ندارند.

بیشتر این ویژگی‌های بد مرتب به خود من حمله می‌کنند و برای انجام کارهایم باید بر آنها غلبه کنم. اما تجربه نشان داده که اگر بخواهیم می‌توانیم این بهانه‌ها را – حتی به طور موقت – شکست دهیم. بزرگ‌ترین اسلحه ای که ما در اختیار داریم، نیروی اراده است؛ اما سوالی که مطرح می‌شود این است که برای به کار بردن آن چه میزان تادیب نفس داریم.

تمایلات منفی و مخربی که به آنها اشاره شد، می‌توانند دامنگیر تلاش‌های خلاقانه زیادی شوند: هنرمندان، نویسندگان، فیلمسازان و موسیقیدانانی که با این تمایلات روبه رو می‌شوند، همیشه رویای کار خوب را در سر می‌پرورانند؛ اما نمی‌توانند مهارت‌های خود را عملی کنند. تقریبا برای هر کسی که قصد ساختن چیزی را دارد، این چالش بیرونی نیست، بلکه در ذهن خود ما است. جنگیدن برای غلبه بر این چالش ارزشمند است، چون بیشتر ما زندگی خود را در انکار کردن، توهم و عدم وجود مناعت طبع و حقیقت می‌گذرانیم.

همه ما استعداد و پتانسیل‌هایی داریم. اما تنها عاقل ترین افراد این استعدادها را در خود شناسایی و کشف می‌کنند. آنها کسانی هستند که زندگی خود را با بهره کامل سپری می‌کنند.

منبع : دنیای اقتصاد



موضوع مطلب : کارافرینی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت