منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان

دولت‌هایی که تهدید اقتصادی را به فرصتی برای پیشرفت تبدیل کردند

این هفت کشور

مترجم: مجید اعزازی

سخن گفتن از برآمدن چین و هند دیر زمانی است که به اظهارنظری سخیف تبدیل شده است. در واقع، هیچ یک از این دو کشور از زمان بحران سال 2008 عملکرد خوبی نداشته‌اند؛ اما کشورهای زیر عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند.


کره‌جنوبی

لی میونگ باک، رییس‌جمهور کره جنوبی به گروهی از تاجران ممتاز این کشور در سال 2009 گفت: «مطمئنم که این بحران می‌تواند تحقق رویای ما را تسریع کند. رویای تبدیل شدن به یک ملت پیشرفته جهان اولی». برای تحقق این هدف، کره جنوبی بودجه تحقیق و توسعه را از 3.4 درصد – که در حال حاضر در میان بالاترین بودجه‌های تحقیقی جهان قرار دارد- به 5 درصد افزایش داد. تاکید بر نوآوری به همراه تخصیص یارانه‌های سخاوتمندانه به صنایع عظیم کره جنوبی مانند سامسونگ، کیا و هیوندایی در بازار جهانی افزایش یافت. کره جنوبی اولین کشور ثروتمند بود که از رکود سال 2009 سر برآورد؛ به طوری که درآمد خانوارها طی 11 فصل گذشته رشد کرده است. «فیچ» رتبه اعتباری این کشور را در سپتامبر ترفیع داد و جایگاه آن را تا بهشتی برای سرمایه‌گذاران بالا برد. کره جنوبی هنوز با چالش‌های اقتصادی – مصرف داخلی کاهش یافته و خانواده‌های کره‌ای در میان مقروض ترین‌ها قرار دارند- مواجه است؛ اما تا وقتی که تجارت جهانی یارگیری می‌کند، می‌توان انتظار داشت که موج کره‌ای به ساحلی در نزدیک شما برخورد کند.

لهستان

لهستان که مدت زیادی به عنوان یکی از کوچک‌ترین امیدهای دولت‌های سرمایه دار جدید اروپای غربی مورد توجه بوده است، از ببرهایی مانند جمهوری چک و اسلوونی عقب مانده است. اما سال‌های بد اروپا برای لهستانی‌ها خوب بوده است. رشد اقتصادی این کشور بین سال‌های 2008 تا 2011 معادل، 15.8 درصد بود. در حالی که اقتصاد تجمعی اتحادیه اروپا تا نیم درصد تقلیل یافت. در سال 2009 - بدترین سال بحران مالی- لهستان تنها اقتصاد اروپا بود که منقبض نشد.

تحلیل‌گران سیاست‌های مالی و پولی هوشمند، سطح پایین بدهی‌ها و همچنین بازار بزرگ ِ مصرف کنندگان داخلی که شرکت‌های لهستانی را در قیاس با کشورهای همسایه کمتر به صادرات وابسته می‌کند، به معجزه لهستانی نسبت می‌دهند. لهستانی‌ها در واقع نسبت به سایر اروپایی‌ها بیشتر تلاش می‌کنند و در قیاس با آلمانی‌ها که حدود یک پنجم دستمزد آنان را دریافت می‌کنند، سالانه حدود 500 ساعت بیشتر کار می‌کنند.

 هرچند بدبخت‌های قاره اروپا ممکن است سرانجام به ببر لهستانی برسند: لهستان به تازگی مجبور شد که پیش بینی رشد 2013 را از 2.9 درصد به 2.2 درصد تقلیل دهد.

کانادا

در اول جولای امسال – روز کانادا- به طور رسمی اعلام شد که برای نخستین بار کانادایی‌های متوسط از آمریکایی‌های متوسط، ثروتمندتر هستند. تا دو دهه پیش، یعنی تا زمانی که رشد آهسته اقتصادی و بدهی، اقتصاد کانادا را مختل کرده بود، دستیابی به این پیشرفت بعید به نظر می‌رسید. اما حکومت کانادا در دهه 1990، هزینه‌ها و کسری بودجه را به شدت کاهش داد. این اقدامات به کانادا اجازه داد تا روی تسهیل مالی تکیه کند و به هنگام رکود سال 2008 هزینه‌ها را تحریک کند. همزمان، دولت کانادا در مقابل «آژیر خطر مقررات‌زدایی» بخش مالی خود مقاومت کرد، به طور مثال، پل مارتین نخست وزیر سابق در این بخش با وضع قانون، بانک‌ها را مجبور کرد تا از فعالیت‌های پرریسک که نهادهای مالی را به خطر می‌انداخت، پرهیز کنند. در همین حال، دولت وقت کانادا به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها ادامه داد.

درآمد خالص کانادایی‌ها طی 10 سال گذشته تقریبا 15 درصد افزایش یافته است. اما همه چیز هم در شمال خوب نیست: رشد اقتصادی کانادا به طور خطرناکی به صادرات نفت حاصل از ماسه‌های قیراندودش وابسته است؛ ایالات متحده 22 درصد از نفت خود را از همسایه شمالی خود – کانادا - دریافت می‌کند و آن استراتژی تسهیلی که به لایه زیرینِ رکود کمک کرد، به انفجار در قیمت‌های مسکن منجر شده است؛ به گونه‌ای که بسیاری از سرمایه‌گذاران نسبت به احتمال شکل‌گیری یک حباب نگران هستند.

سوئد

سوئد از انفجار مالی خود در سال 1992 آسیب دید. زمانی که حباب بازار مسکن ترکید و دولت مجبور به برعهده گرفتن مسوولیت اداره چند بانک این کشور شد. از این رو، این کشور به هنگام بروز بحران اخیر آماده بود. سوئد مالیات‌های بالای شرکت‌ها و افراد را به خوبی کاهش داده است. هرچند، سوئدی‌ها هنوز هم در میان کشورهای دارای بالاترین میزان مالیات هستند و در همین حال، دارنده بیشترین هزینه‌های آموزش و بهداشت نیز هستند.

دولت سوئد برنامه پایین نگه داشتن بدهی‌های خود را از پیش برده است - و توانسته آن را تا حدود 38 درصد تولید ناخالص داخلی در قیاس با 80 درصد آلمان پایین بیاورد و ثابت کرد که پیش‌فرض‌هایش با پیش‌فرض‌های منطقه یورو – که ارز رایج این منطقه را شناور کرده -مشابه نیست. سوئد در سال 2011 دومین کشور اروپا از نظر رشد سریع اقتصادی (بعد از کشور کوچک استونی) بود. نرخ برابری کرون - یورو افزایش یافته است. اگر چه، سوئد هنوز هم نسبت به صادرات آهسته به اروپا آسیب‌پذیر است و بیکاری در این کشور رو به افزایش است.

اندونزی

اندونزیایی‌ها اگر اعتماد به نفس نداشته باشند، چیزی نیستند. 80 درصد آنها بر این باورند که کشورشان از پتانسیل ِ تبدیل شدن به یک ابرقدرت جهانی برخوردار است و آنها به تازگی از هندی‌ها به عنوان سرسخت‌ترین مصرف‌کنندگان پیشی گرفتند. آنها حق ِ خودنما بودن را به دست آورده‌اند. اندونزی نرخ رشد سالانه بیش از 4.5 درصد را در دوران رکود حفظ کرده و دومین نرخ رشد در میان اعضای گروه بیست (پس از چین) را در سال گذشته به دست آورده است. بخشی از این رشد اقتصادی به مواد اولیه‌ای مانند زغال‌سنگ، روغن نخل خرما و قلع وابسته است؛ اما اندونزی همچنین دارای یک بازار مصرف طبقه متوسط در حال رشد است. بازاری که موجب شده است تا فروش خودرو تا 15 درصد از سال گذشته افزایش یافته است.

شرکت‌های چندملیتی مورد توجه قرار گرفته‌اند. شرکت خودروسازی نیسان که حدود 400 میلیون دلار برای دو برابر کردن تولیدات خود در اندونزی می‌پردازد، از جمله این شرکت‌ها است. سرمایه‌گذاری خارجی نزدیک به یک سوم تولید ناخالص داخلی این کشور در دومین فصل سال 2012 را توضیح می‌دهد. اندونزی با داشتن چهارمین جمعیت بزرگ جهان- حدود 250 میلیون نفر – در حال بهره‌مندی از نوعی امتیاز جمعیتی – نرخ بالای بزرگسالان در سن کار نسبت به افراد تحت تکفل آنها – است که رشد انفجاری هند و چین را طی دهه گذشته به جلو راند.

ترکیه

پیشرفت اخیر ترکیه به مثابه پدیده‌ای سیاسی پوشش داده می‌شود؛ اما شاید اقتصاد این کشور محور اصلی این پیشرفت باشد. طی دهه گذشته، ترکیه که به نسبت، به اندازه کمی در معرض بحران مالی اروپا قرار داشت، توانسته تولید ناخالص داخلی و سرانه درآمد خود را تا نزدیک به سه برابر افزایش دهد. ترکیه هم اینک بزرگ‌ترین خودروساز اروپا و میزبان کارخانه‌های خودروسازی هوندا، هیوندایی، رنو، تویوتا و فورد است و همچنین در زمینه داروسازی پیشرو است. بخش زیادی از این اعتبار مرهون دولت ِ طیب رجب اردوغان است که اززمان به قدرت رسیدن در سال 2003، از قوانین سرمایه‌گذاری رفع ممانعت کرده و به جای آن قوانین سخت تری را برای جلوگیری از فساد وضع کرده است.

ترکیه همچنین ایفای نقش تاریخی خود به عنوان پلی میان اروپا و خاورمیانه را به عهده گرفته است: بزرگ‌ترین شریک تجاری اش آلمان است، اما مصر، ایران، عراق و عربستان سعودی به طور فزاینده‌ای برای این کشور مهم هستند. تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که ترکیه باید از نرخ‌های بالای تورم اجتناب کرده و سرمایه‌گذاری‌های مستقیم بیشتری را جذب کند و به نظر می‌رسد که تلاش‌های چندین ساله برای پیوستن به اتحادیه اروپا متوقف شده است. اما با این همه، شاید بیرون از اتحادیه اروپا بودن چیز بدی نباشد.

مکزیک

مکزیک شاید یک گزینه شگفت‌انگیز در میان داستان‌های موفقیت به نظر برسد؛ چرا‌که به خشونت مخوف ِمواد مخدر مبتلا است و طی شش سال گذشته بیش از 50 هزار نفر به همین دلیل کشته شده‌اند؛ اما آنچه که توجه بیشتری را جلب می‌کند، شکوفایی اقتصادی این کشور است. رشد اقتصادی مکزیک در سال گذشته حتی از نرخ رشد در بوق و کرنا شده برزیل پیشی گرفت. در سال 2010 بیش از 700 هزار شغل جدید در این کشور ایجاد شد؛ به گونه‌ای که مقدار لوازم برقی صادر شده کارخانه‌ای، در حال به چالش کشیدن سهم چین از بازار ایالات متحده است.

سطوح بدهی و تورم پایین هستند و برای اولین بار، مهاجرت خالص به ایالات متحده در سال 2012 به صفر کاهش یافته و شاید حتی معکوس هم شده باشد. سیاستمداران ایالات متحده هنوز بیشتر روی مکزیک به عنوان منبع مواد مخدر و مهاجرت تمرکز می‌کنند، اما با رقابت مکزیک برای جانشینی چین به عنوان دومین شریک تجاری آمریکا پس از کانادا، شاید اینک زمان آغاز تفکر ایالات متحده درباره همسایه جنوبی خود به مثابه منبع جایگزین فرصت‌های شغلی ومصرف‌کنندگان باشد.

منبع : دنیای اقتصاد



موضوع مطلب : اقتصاد بین الملل
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت