منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩۱/٩/۱٤ :: ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

نگاهی به کتاب «کنش انسانی» نوشته فون میزس

ما به لودویگ فون میزس مدیونیم

استیون هورویتز

خلاصه کردن یکی از مهم ترین و طولانی‌ترین کتاب‌های علم اقتصاد در قرن بیستم کار سختی به نظر می‌رسید. تمرکز اصلی کتاب بر سه بینش است: سابژکتیو بودن ماهیت ارزش، شناخت، و انتخاب انسانی؛ بازار به مثابه یک فرآیند و نقشی که بازارها در تسهیل همکاری گسترده اجتماعی ایفا می‌کنند.


برای میزس مطالعات اقتصادی، همچنان که عنوان کتاب خاطرنشان می‌کند، معادل کنش انسانی است. او این موضوع را مطرح می‌کند که کنش امری اساسی است که انسان بودن ما را می‌سازد: ما همیشه در وضعیت «احساس ناآرامی» هستیم و امیدواریم این احساس به واسطه کنش از میان رود. کنش‌هایی که ما انجام می‌دهیم و زمان انجام آنها و همچنین وسایلی که در این راستا به کار می‌گیریم، توسط قضاوت‌های ذهنی خودمان در مورد اهدافی تعیین می‌شوند که خواهان رسیدن به آنها هستیم . شناختی که ما در ذهن خود داریم، منحصر به خودمان بوده و نشانگر این است که چگونه اهداف و وسایل را ارزش‌گذاری می‌کنیم. در عوض، این امر ما را به انتخاب‌هایمان سوق می‌دهد. هیچ چیز مکانیکی یا خودکاری در این فرآیند وجود ندارد و تنها نیازمند کنش هوشیارانه ماست. این فرآیند ذهنی (سابژکتیو) از شناخت تا ارزش‌گذاری و تا انتخاب کنش، همه نقطه آغازین تمامی تحلیل‌های اقتصادی میزس است.

با آغاز از ماهیت ذهنی شناخت، ارزش‌گذاری و انتخاب، میزس درصدد شکل دادن درک جامعی از علم اقتصاد است و این مهم را از مفاهیم اولیه شکل‌گیری قیمت، ارزش‌گذاری، انتخاب و مبادلات پولی گرفته تا سیکل‌های تجاری، مشکلات متنوع ناشی از مداخلات دولت و ناممکن بودن برنامه‌ریزی سوسیالیستی بسط می‌دهد. محور اصلی تمامی این مباحث بر این است که بازار «یک مکان یا یک شیء» نبوده، بلکه «یک فرآیند» است. بازارها، مشخصا مبادله دارایی خصوصی با پول، راهی هستند که انسان‌ها برای بهبود وضعیت موجود خود در اختیار دارند. بازارها آنطور که مکررا در علم اقتصاد ارتدوکس به تصویر کشیده می‌شوند نیستند؛ در چنین رویکردی بازارها صرفا جایی هستند که مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان با یکدیگر ملاقات کرده و مطلوبیت و سودشان را طبق قیمت‌های «مفروض و داده شده» حداکثر می‌کنند. از نظر میزس، بازار یک ابزار و ماشین حداکثرکننده نیست؛ بازار فرآیند پویایی است از تغییر، یادگیری، رشد و همکاری.

اکتشاف از طریق رقابت

میزس، همچون شاگردش فون‌‌هایک، رقابت را مشخصا به مثابه «روندی اکتشافی» می‌دید که توسط آن تولید‌کنندگان می‌آموزند که مصرف‌کنندگان چه چیزی می‌خواهند و چگونه باید آنها را با پایین‌ترین قیمت تولید کنند. این امر خود نتیجه کارآفرینی هوشیارانه است، در واقع ارزیابی فعالی است از زمان حال و آینده‌ای ممکن در جهانی که نه ناتوان‌کننده است و نه نامطمئن، بلکه جهانی است نافذ و فراگیر. محاسبات اقتصادی با به کار بردن قیمت‌های پولی فرآیندی هستند که با آن ما قادریم با توانایی بیشتری به ابهام عدم قطعیت بنگریم و نیازهای مصرف‌کنندگان را برآورده سازیم. بازار در کتاب «کنش انسانی» به معنایی گسترده‌تر از نزاع انسانی برای غلبه بر نادانی توصیف شده است.

همانطور که می‌دانیم، آنچه که بازارها را ممکن می‌سازند چیزی کمتر از مشارکت اجتماعی- در حقیقت، تمدن- نیست. از منظر میزس، تقسیم کار و فرآیند تخصص‌گرایی/مبادله تنها عامل رشد اقتصادی و بهبود زندگی میلیاردها نفر نبوده، بلکه بازارها نقش عمیق تری در راستای شکل دهی روابط انسانی داشته‌اند. تقسیم بهتر کار به معنای تخصص گرایی بیشتر و اتکای بالاتر به مبادله برای به دست آوردن آنچه است که نیازمندیم. این به آن معناست که انسان‌ها وابستگی عمیق‌تری به هم پیدا کرده‌اند که در عوض انگیزه خشونت و جنگ را از میان می‌برد. بازارها ما را به جای غارت و چپاول به همکاری وادار می‌سازند و در این راستا ما را برای ایجاد تمدنی مسالمت‌آمیز یاری می‌رسانند. بازارها، به واسطه آنچه که میزس «قانون مشارکت» (Law of Association) می‌خواند، راهنمای همکاری اجتماعی هستند.

رویکرد میزس به علم اقتصاد و جایگاه این علم در جامعه در تعارض شدید با گرایش‌هایی است که در علم اقتصاد زمان او وجود داشت. در همان سالی که کتاب کنش انسانی منتشر شد، کتاب بنیان‌های تحلیل اقتصادی پل ساموئلسون نیز چاپ شد و مسیر علم اقتصاد را برای باقی قرن بیستم بنا نهاد. کتاب ساموئلسون علم اقتصاد را همچون مساله‌ای مهندسی می‌بیند که راه‌حل در حداکثر کردن مقید با تمامی عوامل شناخته شده بود و ما را به حالت تعادل می‌رساند. بنا بر دلایلی پیچیده، که از حداقل این دلایل می‌توان نزدیکی بیشتر رویکرد ساموئلسون به ترجیحات سیاستی مداخله جویانه دوران پس از جنگ جهانی دوم را نام برد، رویکرد مهندسی به اقتصاد، مکتب اتریشی میزس را از صحنه خارج کرد و آن را برای چند دهه به کما فرو برد. با این حال تلاش‌های میزس به بار نشست و اساس شکوفایی علم اقتصاد اتریش در دهه 1970 به وقوع پیوست.

کتاب کنش انسانی یکی از دستاوردهای ارزشمند علوم انسانی و شاید مهم‌ترین رساله اقتصادی قرن بیستم باشد. احیای تفکر بازار آزاد و آزادی فزاینده اقتصادی در سرتاسر جهان نشانگر دین بزرگ ما به این کتاب است.

منبع : دنیای اقتصاد



موضوع مطلب : تاریخ اقتصاد
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت