منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩۱/٩/۱۳ :: ٦:۳۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

روانشناسی زنان

سیامک خدارحیمی

خلاصه کتاب: همانگونه که از عنوان این فصل پیداست هدف آن پرداختن به مروری کلی بر روانشناسی زنان وجنبه های با اهمیت آن است. اما اولین پرسشهایی که ممکن است به ذهن خطور کند از این نوع است: آیا روانشناسی زنان و مردان متفاوت است؟ آیا تفاوتهای شخصیتی، استعدادها یا آسیب شناسی روانی زنان ومردان متفاوت است؟ آیا سبک زندگی زنان و مردان از لحاظ روانشناسی سلامت، بهزیستی و بهداشت جسمانی و روانی متفاوت است؟


شناسنامه کتاب

نویسندگان:

سیامک خدارحیمی – بلقیس بیت مشعر – سیدغلامعلی جعفری – پریوش نورانی – مسعود ناظم شیرازی

فصل اول: مروری بر کلیات و مبانی روانشناسی زنان

فصل دوم: مبانی رشدی روانشناسی زنان

فصل سوم: مبانی روانشناختی زنان

فصل چهارم: تغییرات شخصیتی دردختران جوان

 

 

 

ارائه دهندگان:

 معصومه بابایی

 معصومه میری

 

 زیر نظر استاد گرامی:

 جناب آقای دکتر یاراحمدی

 دانشگاه غیرانتفاعی فردوسی طوسی

 

 

 

فصل اول

همانگونه که از عنوان این فصل پیداست هدف آن پرداختن به مروری کلی بر روانشناسی زنان وجنبه های با اهمیت آن است. اما اولین پرسشهایی که ممکن است به ذهن خطور کند از این نوع است: آیا روانشناسی زنان و مردان متفاوت است؟ آیا تفاوتهای شخصیتی، استعدادها یا آسیب شناسی روانی زنان ومردان متفاوت است؟ آیا سبک زندگی زنان و مردان از لحاظ روانشناسی سلامت، بهزیستی و بهداشت جسمانی و روانی متفاوت است؟

اعتقاد کلی بر این است که زنان افرادی غیرفعال، احساساتی، بی علاقه به امور عقلانی و ذاتا دارای رفتار مادرانه هستند. ویژگیهایی مانند مهرورزی، لطافت، مهارت در هنرهای ظریف، هیجانی بودن، توانایی اندک برای حفظ اسرار، ناشکیبایی در بحران، فرصت طلبی، بلاغت کلام، شیوایی گفتار، مهارت در اظهارنظر و ابراز خویشتن کم و بیش به زنان نسبت داده شده اند. در مقابل این دسته از صفات، براساس مطالعات علمی و فرهنگ عامیانه ویژگی های خاصی نیز به مردان نسبت داده شده است مانند عینی گرا، واقع گرا، پرخاشگر، فعال، خشن، ثبات هیجانی، پشتکار، صبوری. تردیدی نیست که فرهنگ، مذهب، تمدن، آداب و سنن قومی ، ملی و نژادی هر کدام به نوعی بر تکوین وپیدایش این تفاوت ها موثر بوده اند. شاهد این ادعا دگرگونی نقش های زنان در طی اعصار یا تمدنهای مختلف در ملل گوناگون جهان یا یک ملت خاص است. شاید زمانی ورزش کردن برای بانوان در بسیاری از تمدن ها از نظر اجتماعی مقبول نبود، اما امروزه در بسیاری از همان جوامع بخشی از مبارزات ورزشی به زنان اختصاص دارد. شاید در دورانی انتخاب رشته های تحصیلی دانشگاهی مانند رشته های مهندسی، حقوق خاص مردان قلمداد می شد. این موارد همگی بیانگر آن است که عقاید مربوط به نقش های جنسیتی در طی زمان دگرگون می شوند. وممکن است رفتار یک زن را در سراسر زندگی تحت تاثیر قرار دهند.

زنان و مردان درچهار حیطه « توانایی کلامی »  « توانایی ریاضی » « توانایی دیداری » « توانایی پرخاشگری » متفاوت هستند.

به اعتقاد پارسونز ( جامعه شناس آمریکایی ) خانواده مانند تمام گروه ها دو وظیفه دارد که یکی فراهم ساختن لوازم مورد نیاز و دیگری پرداختن به نیازهای عاطفی و اجتماعی اعضای آن است. به اعتقاد او این دو وظیفه مهم ترین کنش های خانواده هستند. وظیفه سنتی درآمد خانواده به عهده پدر و یکپارچگی اجتماعی-عاطفی آن به عهده مادر است. مادر نقش مهربان، مراقبت گری و صداقت را داشته و نیازهای خودش را فدای نیازهای گروه می کند. و پدر تسلط طلب، قانع و بر محیط خانواده کنترل بیشتری دارد. این پدیده باعث می شود تا پدر نسبت به جهان جهت گیری مردانه و مادر جهت گیری زنانه پیدا کند.

 

هویت جنسی :

هویت جنسی هر فرد جنسیتی است که شخص از طریق آن با خودش به عنوان یک مرد یا زن پیوند عاطفی و شناختی می یابد. ممکن است شخص هویت جنسی متضادی با جنسیت زیست شناختی خودش داشته باشد که در این صورت « دگر جنس خواهی » نامیده می شود. مشاهدات نشان می دهد برخی از والدین که در ابتدا سعی دارند رفتارشان با پسر و دخترشان مشابه و یکسان باشد پس از مدتی در می یابند که رفتارشان نسبت به پسر و دخترشان تغییر کرده است و اغلب در کارهای دقیق تر و ظریفتر مانند در آغوش گرفتن و لحن صحبت کردن بین دختر و پسر تفاوت قایل می شوند به همین دلیل به نظر برخی از صاحبنظران شگفت انگیز نیست که کودکان مذکر رفتار پسرانه و کودکان مونث رفتار دخترانه داشته باشند. مطالعات انجام شده درکانادا نشان داده که توافق گسترده ای در مورد خصوصیات قابل کاربرد برای جنسیت زنانه و مردانه وجود دارد. زنان معتقدند که در مقایسه با مردان، نجیب تر، مهربانتر و گرم تر هستند. مردان معتقدند که توانایی بیشتری برای رهبری دارند و از زنان قاطع تر، مسلط تر و قوی تر هستند. دراین مطالعات زنان باهوش دارای مهارت های اجتماعی بالا و مردان باهوش دارای مهارت های شناختی بالا توصیف شده اند. در علوم باطنی اعتقاد بر این است که یک مرد کامل دارای بسیاری از خصوصیات زنانگی است و یک زمان کامل نیز از بسیاری از ویژگیهای مردان برخوردار است. چون کمال انسان وقتی است که هر دوی اینها در تعادل کامل باشند و بهم خوردن کفه به نفع یک جنس تکامل انسان را به تعویق می اندازد. به همین دلیل است که مردان زن نما و زنان مرد نما در جوامع مختلف زیاد به چشم می خورند. چون این وضعیت نمونه بهم خوردن تعادل دو جنسیت در درون یک انسان است. بطوری که در مردان زن نما ویژگی های زنانه و در درون زن مردنما ویژگی های مردانه زیاد شده اند.

 

جامعه و نقش جنسیت درروانشناسی زنان:

هر فرهنگی ترکیب اجتماعی خاص خودش را دارد. بدین معنا که افراد به مقامات مختلفی برمی گزیند و از آنان انتظار دارد که هر کدام یک نوع کار را انجام دهند. هر جامعه از مردان و زنان انتظارات خاصی دارد. برای نمونه تقریبا در تمام جوامع انتظار می رود که مردان در موقع خطر به سربازی بروند. بنابراین انتظارات جامعه از مردان و زنان بدون تردید بر پدیدآیی هویت آنان به عنوان زن یا مرد موثر است. بسیاری معتقدند که تنها دلیل بسیاری تفاوت های رفتاری زنان و مردان همین انتظارات جامعه است. برای نمونه تقریبا جوامع پیشرفته و رو به رشد کلیشه های جنسیتی زیر را از مردان و زنان انتظار دارد:

1- در کودکی دختران ترجیح می دهند که با عروسک بازی کنند اما پسران به دوچرخه، ورزش و بازی های فعال علاقه مند هستند.

2- دختران تمیز و مرتب اما پسران شلخته و بی نظم هستند.

3- پسران گریه نمی کنند و آزادانه عاطفه شان را ابراز نمی کنند اما دختران شدیدا عاطفی هستند.

4- دختران از کارهای خانه لذت می برند اما پسران رقابت جو و ماجراجوهستند.

5- دختران نیازمند توجه و تشویق فراوان هستند اما پسران خودانگیخته هستند.

6- پسران جاه طلب دختران به دنبال اهداف سخت و سنگین نیستند.

7- دختران در کنارآمدن و سازش با بزرگسالان لایق تر و سیاستمدارتر از پسران هستند.

8- دختران مهارت کلامی بهتری دارند اما پسران در ریاضیات عملکرد بهتری دارند.

9- دوستی های پسران از دوستی های دختران قابل اطمینان تر است.

بسیاری معتقدند که اکثر تفاوت های بین دوجنس اگر نه همه آنها به خاطر انتظارات فرهنگ از مردان و زنان است. پس به سبب انتظارات جامعه، والدین به پسران و دختران با دیدگاهی متفاوت می نگرند و از اوان کودکی به هر جنس بطور متناوب عکس العمل نشان می دهند. در همین راستا جامعه انتظار دارد که ازدواج، خانه داری و پرورش کودک اهداف اصلی زن باشد. با اینکه دختران آموخته اند که ارزش های خودشان را حفظ کنند اما طوری تربیت یافته اند که وابسته باشند. جامعه از مردان انتظار دارد که برای خود مختاری و استقلال بکوشند. ازطرف دیگر تقریبا اغلب جوامع از زنان انتظار زندگانی تحت حمایت یا حمایت شده را دارند. چون پسران آموخته اند که بدون هراس با مشکلات مواجه شوند. بطوری که علت پیدایش نهضت های حقوق زنان نیز برای رهایی فرهنگ ها از کلیشه ها یا تصورات وابسته به مفهوم « زنانگی » بوده است. به همین دلیل رهبران این جنبشها بیشتر برای تساوی نقش جنسیت ها کوشش کرده اند. چون به نظر آنان در اغلب جوامع بشری روابط بین زنان و مردان مملو از نابرابری و استثمار زنان است. به نظر رهبران نهضت های زنان، عدم تساوی زنان و مردان ناشی از اعتقادات و ارزش های فرهنگی است. به اعتقاد برخی از نظریه پردازان زنان توسط مردان استثمار شده اند. حتی در نوع انتخاب شغل و تمامی شئون زندگی اقتدار مردان به چشم می خورد و زنان مظلوم واقع شده اند.

 

جنسیت و روانشناسی سلامت:

جنسیت به روش های مختلفی بر سلامت انسان تاثیر می گذارد. جنسیت بر میزان مشورت ما با پزشکان، انجام رفتارهای مخاطره آمیز یا ناسالم، مبادرت به رفتارهای سلامت زا و حتی چگونگی زیستن و مردن ها نیز تاثیر می گذارد. تفاوت های مردان و زنان از لحاظ وضعیت سلامتی را می توان در دو بعد بیماری های حاد و مزمن مورد بررسی قرار داد. مشخص شده است که در تمام بیماری های حاد شامل بیماری های عفونی، تنفسی و صدمات فیزیکی آسیب پذیری زنان بیشتر بوده است به اسثثناء صدمات فیزیکی که نرخ بروز آن در مردان بیش از زنان بوده است. در تمام بیماری های مزمن جسمی، کوررنگی، اختلالات اندام های فوقانی، نقرس، آسیب دیدگی شنوایی ، تپش قلب، سردرد میگرنی، کم خونی، گواتر نسبت مردان به زنان کمتر بوده است. روی هم رفته این اطلاعات نشان می دهند که مردان نشانه های آسیب شناختی جسمانی، اختلالات و بیماریهای کمتری در مقایسه با زنان نشان می دهند. افزون بر این زنان و مردان از لحاظ خدمات پزشکی مانند مشاوره یا متخصصین و بستری شدن متفاوت هستند. بر اساس شواهد موجود مردان در مقایسه با زنان به صورت سالانه تماس کمتری برای مشاوره یا درمان با پزشک داشته اند. مردان گروه سنی ۴۴-١٨ ساله در سال ٣بار مراجعه به پزشک داشته اند. در حالی که این رقم برای زنان ۶ بار بوده است. اما در گروه سنی ۶۴-۴۵ ساله میزان مراجعه مردان به پزشکان کمتر از زنان بوده است. اما در گروه سنی ۶۵ ساله میزان مراجعه زنان ومردان به پزشک تقریبا مشابه بوده است. البته در دختران و پسران کمتر از ١٨ سال نیز میزان مراجعه به پزشک تفاوت چندانی ندارد. مردان از لحاظ مرگ و میر و طول عمر موقعیت بدتری از زنان دارند. در کشورهای روسیه، دانمارک، ژاپن، چین، ایالات متحده طول عمر زنان بیش از مردان بوده است. مردان در مقایسه با زنان در شاخصهای مرتبط با بیماری و وضعیت بهداشتی جایگاه بهتری دارند. مردان وضعیت بهداشتی خودشان را مثبت تر ارزیابی می کنند. کمتر به پزشک مراجعه می کنند. کمتر بستری می شوند، اختلالات و بیماری ها و نشانه های کمتری را در مقایسه با زنان نشان می دهند. از طرفی نیز مشخص شده است که مردان زودتر از زنان می میرند و این موضوع نشان دهنده سلامت ضعیف تر آنان است.

 

تبیین تفاوت های جنسیتی از لحاظ طول عمر و مرگ و میر:

میزان مرگ و میر پسران بیش از دختران است. به نظر می رسد که مرگ و میر بیشتر اطفال مذکر شباهت بسیار اندکی به میزان مرگ و میر مردان بزرگسال دارد. اما در هرحال آسیب پذیری بیشتر مردان نسبت به بیماری های عفونی به ویژه در مردان بالای ۴٠ سال و پسران زیر یکسال مورد تایید قرار دارد. مردان در مقایسه با زنان زیر ۵سال و پس از ۶۵ سال بیشتر به بیماری های عفونی مبتلا می شوند. این عامل ایمنی شناسی ممکن است در مقاومت کمتر مردان نسبت به بیماری های عفونی موثر باشد. تفاوت های جنسیتی مبتنی بر ژنتیک، تا حدود زیادی در مورد آسیب پذیری نسبت به بیماری های عفونی و مرگ و میر کودکان مصداق دارد. مشخص شده است که زنان و مردان از لحاظ عوامل رفتاری متفاوت هستند و این تفاوت بر سلامت و بیماری آنان تاثیر می گذارد. بطور کلی مردان در مقایسه با زنان به رفتارهای منفی مرتبط با بهداشت

گرایش بیشتری دارند. برای نمونه مردان بیش از زنان به استفاده از داروهایی مانند کوکائین، هروئین و مصرف الکل مبادرت می ورزند. همچنین مردان بیش از زنان سیگار می کشند و از لحاظ سنتی بیش از زنان به این مواد رو می آورند. مردان در مقایسه با زنان کمتر به رفتارهای مثبت مرتبط با سلامت مانند خوردن صبحانه و مصرف ویتامین مبادرت می ورزند. زنان در مقایسه با مردان سبک زندگی سالم تری دارند. مردان کمتر از زنان می خوابند و گاهی خواب آنها روزانه کمتر از۶ساعت است و برخی از آنها هرگز صبحانه نمی خورند. مردان در انتخاب غذا انعطاف پذیری کمتری دارند و از نقش عوامل غذایی در بهداشت و بیماری آگاهی کمتری دارند. روش های ضعف تغذیه در ۴٠ درصد کل سرطان های مردان تاثیر دارد. مردان بیش از زنان از لحاظ فیزیکی فعال هستند. همین طور وقت بیشتری را در فعالیت های اوقات فراغت می گذارند. بررسی تفاوت های جنسیتی مربوط به عوامل رفتاری نشان می دهد که مردانگی با زیاده روی های بسیاری همراه است و این زیاده روی ها بطور ضمنی در پیدایش بیماری موثر هستند. روانشناسی زنان، مجموعه ای از نگرش ها، اعتقادات، رفتارها و نمودهای هیجانی-عاطفی آنان است. اما بدون تردید انسان ها از دو مجموعه روان و جسم تشکیل شده اند و این مجموعه به نوبه خود تحت تاثیر شرایط محیطی و فشارهای روانی آن قرار می گیرد. تفاوت های روان شناختی زنان و مردان کمی به نظر می رسد تا کیفی وبخش اعظم این تفاوت ها ناشی از مفهوم « هویت جنسی » به صورت عام آن است. چون در قالب نقش های رفتاری-عاطفی وابسته به جنسیت از طرف جامعه به زنان و مردان تحمیل می شود. تفاوت های  روان شناختی زنان و مردان را می توان در چهار زمینه کلی تقسیم بندی کرد که این زمینه ها عبارتند از: استعدادهای کلامی – فضایی – ریاضی و پرخاشگری. این پژوهش ها نشان داده اند که زنان دراستعداد کلامی و مردان در استعدادهای فضایی و ریاضی برتری دارند. از نقطه نظر هیجانی – عاطفی و نمودهای این شاخص، پژوهش نشادن داده است که مردان در مقایسه با زنان پرخاشگرتر هستند. با این وجود، تفاوت های زنان و مردان در زمینه پرخاشگری از سایر تفاوت ها آشکارتر است. این تفاوت نه تنها در سال های اولیه زندگی در حدود ٢ سالگی بلکه در مراحل رشد و در تمام فرهنگ ها مشاهده شده است. این قبیل مطالعات نشان داده اند انواع پرخاشگری اعم از خصمانه در مردان بیشتر است.

 

فصل دوم

مبانی رشدی روانشناسی زنان

رشد پیوند عاطفی یا دلبستگی:

مبنای رشد انسان و تشکیل روابط اجتماعی او بر اساس رفتار اختصاصی باروری جنسی است که اساس تکوین مغز و هوش انسان را پدید می آورد. اما اولین نشانه های رفتار اجتماعی و تشکیل شخصیت پیدایش دلبستگی و پیوند عاطفی است. دلبستگی نوعی پیوند عاطفی است که در آن یک شخص با شخص دیگر پیوند می یابد و آن دو در یک فضا و در طول زمان با یکدیگر ارتباط برقرار می سازند. پیوند عاطفی ممکن است  با یک شخص یا چندین نفر باشد. اما در هر حال در تحکیم پیوندهای عاطفی چندگانه نقش بنیادی دارد. پیوند عاطفی بصورت انتخابی است و حتی در غیاب شخص طرف پیوند نیز حفظ می شود. رفتار دلبستگی نیز نوعی مجاورت یا برقراری تماس اختصاصی با چهره یا چهره های خاص است و رفتار دلبستگی شامل علایم ( گریستن، لبخند زدن، گفتن ) جنبش و حرکت ( نگریستن، دنبال کردن، نزدیک شدن ) و تماس ( چسبیدن، دربرگرفتن، گرم گرفتن ) است.علایم رفتار دلبستگی معمولا در حول و حوش ٨ یا ۹ ماهگی شکل می گیرند. این علایم اغلب به صورت مکیدن، چسبیدن، دنبال کردن، گریستن و لبخند زدن هستند. رفتار دلبستگی در قوی ترین شکل خود در کودکان نوپایی ایجاد می شود که زمینه ای ایمن و آرام برای رشد آنان فراهم شده است. عمل لبخند زدن در طفولیت ممکن است یکی از جنبه های « مکانیزم های تخلیه ذاتی » باشد. مکانیزم های تخلیه ذاتی به معنای پاسخ کننده اختصاصی از سوی مادر است. اطفال تقریبا در حدود ۶ تا ٧ هفتگی چهره مادرشان را می شناسند و بر او لبخند می زنند. این عمل باعث می شود که کودک مادر را به منزله شخصی در ذهن خود حک کند که قابل بازگشت است. چهره مادر بوسیله طفل به شکلی ایجاد می شود که از لحاظ عاطفی ارتباط او را با مادر تحکیم می بخشد. هرگاه که این ارتباط تحکیم یابد، مادر احساس می کند که بوسیله کودکش شناخته می شود. بنابراین می توان گفت که مبنای پیدایش دلبستگی، رفتار دو جانبه والدین است و می توان آن را رفتار « مراقبت گری » نامید.

 

دست کم ١۴ رفتار دلبستگی در فرآیند رشدی توصیف شده است که عبارتند از:

١- نگریستن: در این رفتار طفل هرگاه که توسط شخص دیگری غیر از مادرنگهداری می شود گریه میکند و هرگاه که توسط خود مادر نگهداری شود گریستن را متوقف می کند.

٢- لبخند زدن: طفل در کنش متقابل با مادر خیلی راحت و به کرات لبخند می زند. اما در کنش با اشخاص دیگر چنین حالتی ندارد.

٣- جهت گیری دیداری-حرکتی: طفل هنگامی که جدا ازمادر است اما می تواند او را ببیند، چشم هایش را کم و بیش بصورت پیوسته درجهت مادر می دوزد.

۴- پاسخ های استقبالی: طفل در هنگام بازگشت مادر پس از فقدان، لبخند می زند و دلبستگی عمومی را نشان می دهد.

۵- بلند کردن بازوها برای استقبال کردن از مادر.

۶- بهم زدن دست ها یا کف زدن برای استقبال از مادر.

٧- گریه کردن در هنگام رفتن مادر.

٨- ور رفتن با مادر: کودک به مادرمی چسبد و به وارسی رو ولباس هایش می پردازد.

٩- دنبال کردن مادر: طفل به محض پیدا کردن توانایی خزیدن می کوشد که در هنگام ترک کردن اتاق توسط مادر او را دنبال کند.

١٠- قایم کردن صورت در دامن مادر.

١١- چسبیدن: طقل به هنگام ناراحتی به شدت به مادر می چسبد.

١٢- بوسیدن: طفل بوسه مادر را پاسخ می دهد.

١٣- کشف مادربه عنوان یک بیان ایمن و آرام: در این حالت طفل پس از فاصله گرفتن کوتاه از مادر مجددا گاه گاهی به سوی او برمیگردد تا ازبودن او اطمینان حاصل کند.

١۴- پناه بردن به سوی مادر به عنوان پایگاهی ایمن.

این رفتارهای دلبستگی ممکن است در بین اطفال مختلف از لحاظ  شدت متفاوت باشند. اما در وضعیت های آُسیب گونه مانند درخودماندگی کودکانه ممکن است این حالت ها وجود نداشته باشند یا این که بصورت انحرافی باشند. به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، دوره ایجاد دلبستگی عاطفی در گونه های مختلف اختصاصی است و گاهی نیز به جنسیت افراد هرگونه بستگی دارد. مطالعات انسانی نشان داده است که پیدایش رفتار دلبستگی در نوزاد انسان بصورت تدریجی شکل می گیرد. پیدایش رفتار دلبستگی انسان در پرتو تاثیر ویژگی های انسانی با اهمیت شکل می گیرد واساس آن بی یاوری زیستی افراطی در نوزاد انسان است. تقریبا چند روزپس از تولد نوزاد به سوی صحبت کردن، نگاه کردن و تغذیه شدن بوسیله اطرافیان مجذوب می شود. نوزاد انسان می تواند در ۴ ماهگی مادرش را ازدیگران متمایز کند. و پس از آن نسبت به او شروع به لبخند زدن بکند. تقریبا در ۶ ماهگی نوزاد انسان در هنگام ترک کردن اتاق بوسیله مادر می گرید و با لبخند زدن به استقبال او می رود. بین ۶ تا ٩ ماهگی این رفتار استحکام می یابد و پایدار می شود. پس از۶ماهگی طفل می تواند نیاز به توجه را از طریق مادر جستجو کند نه از طریق دیگران.

 

عشق های زنانه

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .

- یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد.

- زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.

-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .

- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید.

- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.

- پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.

- زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند.

- لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد.

- هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .

- هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد.

- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند.

- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.

- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند.

- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. دراینگونه مواقع زن

نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .

- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند.

-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند.

- زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد.

- هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند.

- مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند.

- این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد.

- وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.

- دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست.

- ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است.

-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد. ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .

- بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند.

- حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است.

- یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از

اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

- امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .

- یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.

- یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.

-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند. بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

-اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند.

- یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتیب آزادش گذاشته است.

- وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید. پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.

- یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به

 من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد.

-مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست.

- زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند. به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .

- یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند. در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد.

 

تفاوتهای جالب روانشناسی زنان و مردان

آیا می دانید تفاوت های بسیار زیاد و جالبی در عملکرد روان شناسی زنان و مردان وجود دارد؟ اما در چه تفکراتی؟

١- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.

از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

٢- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر

هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

 

تفاوتهای روانشناسی:

۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.

۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.

۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.

۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند.

 

 به طور کلی می توان پژوهش های روان شناختی مربو ط به تفاوت های جنسیتی را از نقطه نظر توانش ها و استعدادها به موارد زیر تقسیم کرد:

١- تفاوت های مربوط به توانایی های شناختی

٢- تفاوت های مربوط به رفتار اجتماعی و شخصیت

٣- تفاوت های مربوط به قابلیت های جسمانی

 

اکنون به توضیح مختصر در خصوص جنبه های مختلف شناختی می پردازیم.

 

حافظه

دختران از لحاظ گنجایش کلامی حافظه بهتری دارند مردان در حوزه فضایی- بصری برتری دارند حتی در یک مطالعه پیرامون یادآوری عملکرد الگو مشخص شد که پسرها بیشتر مواد عملی را به خاطر می آورند.

یکی از ویژگی های جالب زنان این است که میتوانند چیزهایی را برای مدت کوتاهی در حافظه نگه دارند که با یکدیگر هیچ ربطی ندارند و به خود آنها مربوط نیست اما مردان فقط چیزهایی را برای مدت کوتاه در حافظه خود نگه می دارند که به خود آنها مربوط است یا با یکدیگر ارتباط منطقی دارند.

 

حافظه اجتماعی

دختران در حافظه اجتماعی برتر از پسران می باشند مهارت بیشتر زنان در یادآوری اسامی و صورتها ناشی از علاقه مندی آنان به افراد است. در حالیکه کارکرد بهتر پسران در یادآوری اطلاعات ظاهرا به علاقمندی بیشتر آنها به اشیا برمی گردد.

 

ماهیت هوش

هوش مفهومی است که بیشتر مردم با آن آشنا هستند ما احساس می کنیم که باهوش بودن مهم است چون این ویژگی را برای موفقیت لازم میدانیم.

خطر جسمیت دهی:

مفهوم هوش می تواند گمراه کننده باشد شاید به این علت که ما تمایل داریم آن را به عنوان یک شی و موجودیتی که دارای آن هستیم قلمداد کنیم.اما در مقابل هوش یک مفهوم انتزاعی است که رفتار انسان جلوه گر آن است ما هرگز هوش را نمی بینیم و تنها مواردی از رفتار را که توصیف کننده باهوش یا کم هوش بودن می باشد را نظاره گر می با شیم.

خطری که گولد (1981)مردم شناس آن را جسمیت دهی هوش نامیده بر این فرض مبتنی است که هوش را به

عنوان یک شی در نظر بگیریم نه به عنوان یک انتزاع. زیرا وقتی آنرا به عنوان دارایی در نظر می گیریم به طور غیرقابل انکاری درگیر این پرسش ها میشویم که چه مقدار از آن را دارا هستیم؟ یا به اندازه دیگران دارای آن هستیم یا نه؟ و این موضوع باعث اضطراب بی مورد می شود.

 

تعاریف هوش

رویکردهای متفاوتی در تعاریف هوش دخیل هستند. برای نمونه پیاژه آن را شکلی از سازگاری زیست شناختی با محیط در نظر می گیرد یعنی مکانیزمی که به ما اجازه می دهد به طور موفقیت آمیزی با محیطمان تعامل داشته باشیم.

لویس ترمن :هوش را به عنوان توانایی درگیر شدن در تفکر انتزاعی در نظر گرفته

شاید جامع ترین تعریف هوش متعلق به وکسلر باشد که هوش را به عنوان تفکر منطقی – عمل هدفمند و برخورد موثر با محیط تعریف کرده است.

 

تفاوتهای زن و مرد از لحاظ هوش:

همواره این سوال مطرح بوده که هوش کلی یا نمره هوش زنان و مردان تا چه اندازه مشابه است؟

در سال 1939 پژوهشگران انجمن اسکاتلندی پژوهش در آموزش و پرورش یکی از بهترین پژوهش ها را این زمینه انجام دادند.

آنها شواهد مبنی بر این که از لحاظ هوش کلی یک جنس بر جنس دیگری برتری داشته باشد نیافتند زیرا آزمون های هوش به گونه ای معیار شده اند که تفاوت های بین زنان و مردان را به حداقل برساند.

کاربرد آزمون های وکسلر در مورد هزاران دختر و پسر نشان داده که از لحاظ آزمون های کلامی تفاوت معنی داری ندارند بر عکس در آزمون های غیر کلامی تفاوت چشمگیری دارند و این تفاوت به نفع پسرهاست.

در میان آزمون های غیر کلامی دخترها تنها در آزمون (رمزنویسی)برتر از پسرها تجلی می کنند.

 

عملکرد کلامی و تفاوت های دو جنس

پژوهش ها نشان داده که از سنین خردسالی دختران در بیشتر جنبه های مربوط به عملکرد کلامی نسبت به پسران برتری دارند.

١- دختران خردسال قبل از آنکه قادر به سخن گویی باشند نسبت به صحبت های بزرگسالان واکنش نشان میدهند.

٢- دختران به طور متوسط سخن گویی را در سنی پایین تر از پسران آغاز می کنند و اختلالات سخن گویی

 

کمتری دارند.

٣- خواندن را زودتر از پسران می آموزند.

۴¬- تعداد پسرانی که از نظر خواندن دچار عقب ماندگی می شوند دو برابر دختران است.

 

تفاوت های مربوط به توانایی ریاضی و عملکرد فضایی- بینایی:

١- از نظر توانایی ریاضی مردان ممکن است یک اساس ژنیتیکی وجود داشته باشد.

٢- شاید روش های متفاوت اجتماعی کردن پسرها و دخترها باعث این تفاوت باشد یعنی پسرها برای عملکرد بهتر در ریاضیات بیشتر تشویق می شوند در حالیکه برای دخترها این گونه نمی باشد.

و این احتمال وجود دارد که چون ریاضیات موضوعی مردانه تلقی شده به همین دلیل دختران کمتر کمتر به سوی آن جذب می شوند اما در عوض به زمینه های کلامی از قبیل زبان و ادبیات روی می آورند. این واقعیت که ریاضیات به ویژه هندسه تا حد زیادی بر تجسم فضایی متکی است می تواند دلیلی باشد مبنی بر این که مردان در ریاضی بهتر از زنان عمل می کنند.

٢- تفاوتهای مربوط به رفتاراجتماعی و شخصیت

الف- اعتقادات کلیشه ای: پژوهش ها نشان داده دختران دارای دارای هم حسی-همکاری و مشارکت اجتماعی بیشتری نسبت به پسران هستند حتی در کودکی دختران پختگی بیشتری دارند و نوع دوستر هستند.در رشد شخصیتی زنان ابرازگری یکی از خصوصیات بارز است.

ب- همدردی و هم حسی:

همدردی به معنای توانایی پذیرش دیدگاه ودرک نقطه نظرات دیگران است زنان در آگاهی شناختی از احساسات شخصی دیگر و توصیف درست احساسات شخص دیگر از مردان برتری دارند همچنین زنان می توانند واکنش های عاطفی مختلف افراد را نسبت به موضوعات تقلید کنند.

پ- پرخاشگری:برجسته ترین تفاوت بین این دو جنس پرخاشگری است مردان پرخاشگرتر نسبت به زنان هستند. پرخاشگری جسمی و ضد اجتماعی از قبیل نزاع و کتک کاری و رفتار منفی گرایانه(یعنی جلب توجه با روش منفی)در میان پسران رایج تراست.تنها موردی که زنان پرخاشگری بیشتری نشان می دهند پرخاشگری کلامی است که بیشتر به فحاشی و دشنام دادن در زمان پرخاشگری میپردازند.

ت- انگیزه پیشرفت و خودپنداره:دختران در تمایل نسبت به کارهای ذهنی با پسران اختلاف دارند. برای نمونه ادعا کرده اند:

دختران دوست دارند جلب توجه کنند آنها به خاطر عشق و پذیرش کار می کنند اما پسرها بیشتر به خودکار می پردازند و از خود راضی تر و متکی به نفس تر هستند.

دست زدن به مخاطره:طبیعی است فرد در هنگام تلاش برای کسب موفقیت به مخاطره هم دست می زند.

ج- توجه به کار در برابر توجه به شخص:

مردان به کارهایی علاقه مند هستند که با اشیا غیرانسانی و مادی سروکار دارند لیکن زنان بیشتر به کارهایی

توجه دارند که تعامل با افراد را در پی داشته باشد و دیگر اینکه وقتی دو جنس به کار می پردازند مردان تمایل دارند که به ماهیت خود آن کار می پردازند اما زنان برای مقبولیت نزد دیگران و چشم وهم چشمی به کار میپردازند.

 

تفاوت در علایق ورغبتها:

اعتقاد بر این است که نوعدوستی- توجه به دیگران- صمیمیت و ارتباطهای حمایتی از خصوصیات زنان است و از این جهت مردان و زنان تفاوت آشکاری دارند.علایق زیبا شناختی، اجتماعی و دینی زنان بیشتر ازمردان است،مردان به جنبه های سیاسی و نظری علاقه دارند و زنان به مسائل اخلاقی و نسبت به آداب و رسوم اجتماعی و ظوابط اخلاقی تلقین پذیرترند،پذیرش دیگران خصوصیت دیگر زنان است که زنان از هم جواری و داشتن هم صحبت بیشتر ازمردان لذت می برند.

 

بنیان تفاوت های جنسسیتی مربوط به توانش ها و استعداد ها

الگو یابی جنسیتی فرایندی است که از طریق آن فرد الگوهای رفتاری مناسب با جنسیت خود را کسب می کند.عوامل اجتماعی کردن در این فرایند شامل افراد و سازمان های با نفوذ مانند والدین ،مدرسه یا رسانه هایی هستند که به طور عمد یا غیر عمد به الگو یابی جنسیتی کمک می کنند.عوامل زیست شناختی موثر در این فرایند همان تفاوت های حسی  مشهود مانند فرزند آوردن زنان و نقش هورمون ها در فرآیند الگویابی جنسیتی است.بنابراین معقول بنظر می رسد که این طورنتیجه بگیریم که عوامل ژنتیکی و هورمونی بنیان و اساس این تفاوت ها هستند اما  نمی توان نقش عوامل اجتماعی را در قوت و ضعف این توانش ها نادیده بگیریم.  

 

فصل چهارم

تغیرات شخصیتی در دختران جوان

به اعتقاد هورنای از لحاظ بالینی تغییرات شخصیتی دخترا ن ممکن است به اشکال زیر بروز کند :

١- مجذوب فعالیت های والایش شده  شدن و سایر شرایط لذت آور پرهیز کردن:این گروه شامل دخترانی است که کنجکاوی طبیعی در مورد پرسشهای مربوط به تفاوت های کالبد شناختی و کنشی هر دو جنس نشان می دهند. دخترانی هستند که مجذوب پسرها شده، این دختران به هنگام بلوغ ناگهان در مسائل روانی ،مذهبی ،اخلاقی یا هنری غرق می شوند و علایق خود را به موضوعات لذت آور از دست می دهند.

٢- مجذوب شرایط لذت آور شدن مانند یافتن دوست پسر و از دست دادن علاقه خود نسبت به کار و توانایی حرفه ای:

این دختران بسیار باهوش و با استعداد هستند در این دوره علاقه خود را نسبت به هر چیزی به استثنای پسران از دست می دهند توانایی تمرکز ندارند و توانایی های روان شناختی آنها افت می کند.از لحاظ عاطفی بسیا ردوگانه گرا هستند و به شدت از احساس ناتوانی برای تکمیل هر کاری رنج می برند.    

٣- دچار حالت تجزیه عاطفی  شدن و پدیدار شدن ناتوانی در عمل و نگرش:

مشکل این دختران بارز نیست ظاهرا با سازگاری خیلی خوب توصیف می شوند در برقراری تماسهای اجتماعی مشکلی ندارند. با مهارت هستند و بین خود و دیگران فاصله زیادی می بینند. آگاه هستند پیوند عاطفی آنان با هر شخص یا هر چیزی فاقد عمق کافی است این دختران احساس میکنند که زندگیشان پوچ و دردناک است.

۴- پیدایش تمایلات هم جنس گرایانه:

معروفترین و مشخص ترین گروه هستند از پسران اجتناب می کنند و با دختران روابط قوی و پایدار ایجاد می کنند.

 

گذری بر مشکلات سازگاری دختران جوان:

١- تنهایی:

در انسان مبتلا به احساس تنهایی تفکر منطقی دچار اختلال می شود و این اختلالات به شرح زیر است:

الف- فرد در قدرتنمایی مبالغه می کند  به طوریکه احساس می کند قدرت خاصی برای انجام امور دارد. زیرا خود را متفکر- فعال و جذابتر از آنچه واقعا هست می داند.د

ب- در احساس درماندگی خودش زیاده روی میکند.یعنی این احساس را به اندازه ای بزرگ می کند که باعث اختلالات روانی میشود.

٢- پرخاشگری:

بعضی از دختران مسن رفتار پرخاشگرانه ای بر علیه دیگران مانند خانواده جامعه یا هر کسی که آنها را مسبب بدشانسی خود بداند انجام میدهد.

٣- مکانیسم های دفاعی:

١- خیال پردازی یکی از مکانیسم های دفاعی است که جهت برآورده ساختن میل و حل فوری تعارضات خود به کار می برد به طوریکه خود را متاهل-دارای خانه و شوهر می داند.

٢- دلیل تراشی یکی دیگر از مکانیسم های دفاعی است که رفتار یا احساسات معقول یا نا معقول خود را توجیه می کنند.

۴- خودشیفتگی:

یعنی عشق بی اندازه به خود

۵- پارانویا:

گاهی یک دختر مسن عدم ازدواج خود را ظلم و ستمی می داند که در حق او از جانب اطرافیان انجام گرفته است و این دختران احساس می کنند که شخص با عظمت و مهمی هستند یا اینکه باهوش ترین و بهترین دختر

 

 هستند و دیگران از روی حسادت مانع پیشرفت او می شوند.

۶- خودآزاری و دگرآزاری:

همه عوامل گفته شده باعث انرژی پرخاشگری می شود که نیاز به تخلیه دارد که یا به خود برمی گردد یا به دیگران که در صورت اول خودآزاری و در صورت دوم دگرآزاری می باشد.

خودآزاری به شکل های مختلفی بروز می کند که به شکل رانندگی با سرعت زیاد-پرخوری –خودزنی که همه اینها باعث کاهش اضطراب درونی می شود.

٧- اختلالات روان تنی:

یک اختلال جسمی است که منشا آن روانی است یعنی عواملی  که بر حالات جسمی فرد تاثیر می گذارد که مهترین آن پراشتهایی است

پراشتهایی: حالتی از اضطراب که فرد دارای اشتهای مفرط است که نوعی آرامش و لذت موقت در فرد ایجاد می کند که برای ارضای نیازغریزی  جنسی و عاطفی است.

منبع : مدیر یار



موضوع مطلب : خلاصه کتب مدیریتی / روانشناسی
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت