منطقه طلایی مدیریت
Golden situation management=People + Organization + environment
درباره وبلاگ
عظیم جعفری

فوق لیسانس مدیریت مالی حسابرس ارشد مالیات

نويسندگان
۱۳٩٠/۱٠/٩ :: ٢:۱٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : عظیم جعفری

بازار سهام; امکانات و حقوق سهامداران

نویسنده: ناصر جوکار

سهام در بازرگانی و امور مالی به عنوان بخش یا پاره‌ای از مالکیت در یک بنگاه اقتصادی است‌. این سهام به طور معمول در بازارهای عمومی ‌سهام قابل خرید و فروش هستند. چنانچه دارندهء سهام می‌تواند نفع یا عایدی این سرمایه را اگر بتواند آن را به قیمتی بالاتر از قیمت خرید بفروشد، به دست آورد‌.


شرکت‌های سهامی‌، سهامداران را قادر می‌سازند که در منافع شرکت شریک باشند. پرداخت‌های مربوط به منافع مشارکت به سهامداران، سود سهام نامیده می‌شود. به علاوه همچنان که سهامدار در منافع شرکت ذیحق است، در صورتی که شرکت در آستانه انحلال قرار گیرد در فروش خود کارخانه نیز صاحب حق است. سهامداران همچنین می‌توانند شخصا یا توسط نمایندگانشان‌‌، در موضوعات مربوط به شرکت‌‌، رای بدهند. هنگامی ‌که شرکت سهام تازه‌ای را منتشر می‌سازد‌‌، آنان در خرید تعداد معینی از سهام عرضه شده قبل از عرضهء عمومی‌، دارای حق تقدم هستند‌. سهامداران همچنین گزارش‌های دوره‌ای‌‌، معمولا سه ماهه که در آن اطلاعاتی در زمینهء روند‌های فعالیت شرکت درج شده‌‌، دریافت می‌کنند‌.

سهام معمولا قابل تبدیل است; به این معنا که می‌توان به اشخاص دیگر واگذار و یا فروخت.

سهامدار به عنوان شخصیت دارای مالکیت بازرگانی و دارندهء مسوولیت محدود در قوانین بازرگانی و تجارت‌‌، محسوب می‌‌شود. مسوولیت محدود به این معناست که سهامدار شخصا در قبال بدهی شرکت مسوول نیست‌. بخش عمدهء سرمایهء سهامدار در صورت زیان دهی و سقوط فعالیت‌های شرکت در معرض نابودی قرار می‌گیرد‌. این امر در صورتی رخ می‌دهد که زیان‌های شرکت معادل سرمایه‌گذاری اولیه باشد. میزان سرمایه‌گذاری صاحب سهام عبارت است از مبلغی که در هنگام خرید سهام پرداخت شده است‌. این ترتیبات با سایر شکل‌های سازمان‌های بازرگانی که به عنوان واحد شخصی یا شراکتی شناخته می‌شوند‌‌، تفاوت دارد. دارندگان واحدهای اخیر‌در قبال بدهکاری ناشی از کسب و کارشان‌، شخصا مسوولیت دارند.

● بنگاه‌های اقتصادی_ چگونه سهام منتشر می‌کنند؟

بنگاه‌ها اقتصادی به منظور سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های مربوط به خود‌، مبادرت به انتشار سهام می‌کنند‌. این روش افزایش سرمایه‌‌، فقط برای بنگاه‌هایی که به صورت شرکت سهامی ‌تشکیل شده‌اند امکان‌پذیر است و بنگاه‌های شخصی و شراکتی فاقد چنین امکانی هستند‌. شرکت سهامی ‌وجوه حاصل از فروش سهام جدید را می‌تواند به چندین شکل هزینه کند‌. بسته به نوع شرکت و موضوع فعالیت آن،‌‌این امر می‌تواند در راه گسترش تحقیقات و توسعهء عملیات شرکت صورت گیرد; اختصاص به خرید تجهیزات تازه شود; تسهیلات تازه و یا بهبود تسهیلات پیشین را تامین کند یا به استخدام نیروی کار جدید اختصاص یابد‌.

روش دیگر افزایش سرمایه عبارت است از سرمایه‌گذاری اعتباری که از طریق فروش اوراق قرضه انجام می‌شود که نوعی وام با تحمل بهرهء معین است‌. با انتشار اوراق قرضه‌‌، شرکت متعهد می‌شود سود معینی را در دوره‌های تعیین شده به وام‌گذار - دارندهء اوراق قرضه- بپردازد و در سررسید‌‌، کل مبلغ آن را بازپرداخت کند. این اوراق، گواهی وام هستند در حالی‌که سهام گواهی مالکیت در شرکت محسوب می‌شوند‌. سهام و اوراق قرضه کلا به عنوان اوراق بهادار معرفی می‌شوند‌. (در حال حاضر در ایران‌‌، شرکت‌های سهامی ‌بخش خصوصی مجاز به انتشار اوراق قرضه نیستند و این حق صرفا در اختیار دولت به منظور جذب نقدینگی جامعه و به کارگیری آن در طرح‌های ملی و در مواردی حتی به هدف به کارگیری این وجوه برای تامین کسر بودجهء دولت کاربرد دارد.)

هنگامی‌ که یک شرکت در اولین گام مبادرت به انتشار سهام به صورت عمومی ‌می‌کند‌‌، از همکاری یک بانک سرمایه‌گذاری جهت راه‌اندازی بازار اولیهء سهام (IPO) استفاده می‌کند‌. بانک سرمایه‌گذاری‌‌، سهام منتشره از سوی شرکت را در قیمت توافق شده یکجا خریداری می‌کند; آن گاه این سهام را به مشتریان بانک و یا اشخاص دیگر عرضه می‌‌کند‌. شرکت‌هایی که دارای بازار اولیه می‌شوند معمولا شرکت‌های تازه‌ای هستند که به مبلغ قابل توجهی از سرمایه نیازمندند‌. یک شرکت سهامی ‌می‌تواند فقط یک بازار اولیه داشته باشد، هنگامی ‌که برای اولین بار مبادرت به عرضهء عمومی‌ سهام می‌کند‌. پس از آن شرکت به عنوان شرکت سهامی ‌عام شناخته می‌شود‌. یک شرکت سهامی‌ عام که نیاز به افزایش سرمایه برای توسعهء بیش‌تر کسب و کار خود دارد ممکن است انتشار سهام بیش‌تری را در آینده درخواست کند‌. این کار به عنوان افزایش سهام در آینده یا افزایش سهام در جریان نامیده می‌شود‌.برخی شرکت‌ها ممکن است، شکل عمومی ‌یعنی شرکت سهامی ‌عام را انتخاب نکنند‌. در این حالت‌‌، شرکت به عنوان شرکت خصوصی - شرکت سهامی ‌خاص - محدود می‌شود‌. این امر زمانی از سوی موسسان شرکت برگزیده می‌شود که آنان نخواهند دیگران را در سود خود شریک کنند یا مایل نباشند کنترل شرکت در اختیار شرکا قرار گیرد‌.

غالب اطلاعاتی که روزانه توسط رسانه‌های خبری در بارهء خرید و فروش سهام گزارش می‌شود‌‌، دربارهء سهامی ‌است که قبلا منتشر شده‌ است‌. خرید و فروش روزانهء سهام به ندرت به بازار اولیهء سهام مربوط می‌شود‌. اکثریت سهام معامله شده به عنوان معاملات دست دوم سهام (IPS) محسوب می‌شود‌. از این رو شرکت‌هایی که در ابتدا این سهام را انتشار داده‌اند در این عملیات مستقیما نقشی ندارند‌.

ارزش سرمایه‌ای شرکت CAPITALIZED VALUE ‌‌مربوط به ارزش بازار سهام شرکت می‌شوند که قبلا منتشر شده‌اند و هم اکنون در دست دارندگان این سهام قرار دارند بنابراین از سوی آنان قابل خرید و فروش هستند‌. ارزش سرمایه‌ای شرکت ممکن است بیش‌تر و یا کم‌تر از ارزش دفتری - یا اسمی‌ - BOOK VALUE شرکت باشد‌. ارزش دفتری - یا اسمی‌- عبارت است از ارزش دارایی‌های شرکت که در صورت‌های مالی زیر عنوان حقوق صاحبان سهام منعکس و از دفاتر رسمی‌ شرکت استخراج می‌شوند‌. ارزش سرمایه‌ای شرکت همچنین ممکن است بیش‌تر یا کم‌تر از ارزش جایگزینی Replacement Value شرکت باشد; یعنی ارزشی که در حال حاضر اگر شرکت تصمیم به جایگزینی دارایی‌های خود بگیرد‌‌، خرج برمی‌دارد‌. شرکت‌ها برخی اوقات به تجزیه سهام split می‌پردازند‌. به این ترتیب که سهام در جریان outstanding share را با سهام جدید به ارزش اسمی‌ تازه‌ای معادل نیم‌‌، یک سوم و یا یک چهارم قیمت اسمی ‌پیشین تعویض کند‌. دراین حالت هر سهم پیشین به دو‌‌، سه یا چهار سهم جدید تقسیم می‌‌شود.

هنگامی ‌که یک شرکت سهام خود را به این ترتیب افزایش می‌دهد، وجه تازه‌ای به دست نمی‌آورد‌. تجزیهء سهام معمولا هنگامی‌ که مدیریت شرکت قیمت هر سهم شرکت را خیلی بالا می‌پندارد‌، انجام می‌گیرد‌. به وسیلهء تجزیهء سهام و کاهش قیمت آن به چند بار کم‌تر‌‌، خرید سهام تازه توسط سرمایه‌گذاران بیش‌تری انجام می‌گیرد و این امکان را در اختیار شرکت قرار می‌دهد که جهت افزایش سرمایهء شرکت در آینده از طریق انتشار سهام در جریان جدید‌‌، خریداران بیش‌تری را جذب کند.

● مردم چگونه سهم می‌خرند؟

نفع اقتصادی‌‌، انگیزهء ابتدایی را برای خرید سهام ایجاد می‌کند‌. نفع یا بازده هر سهم شامل دو بخش است: سود سهام‌‌که پرداخت‌های دوره‌ای ناشی از فعالیت سودآور شرکت طی یک دورهء مالی مشخص است را در برمی‌گیرد; و افزایش بهای بازار سهم که ناشی از وجود تقاضا برای خرید آن در بازار سهام - بورس اوراق بهادار - است‌. در بازار سرمایه‌‌، یک سرمایه‌گذار در واقع فقط با دو گزینه جهت بهره‌برداری از سرمایه‌گذاری خود در یک شرکت روبه‌رو می‌شود‌. خرید سهم یا اوراق قرضه اوراق قرضه همانند یک مطالبهء مالی در مقابل شرکت است و از لحاظ ریسک مالی بر تمامی انواع سهام اولویت دارد. از این‌رو‌‌اوراق قرضه به نسبت سهام‌‌، سرمایه‌گذاری مطمئن‌تری است; به‌ویژه در وضعیت ضدتورمی ‌یعنی دوره‌ای که بهای کالاها و خدمات همچنین بهای انواع دارایی‌ها و از جمله سهام به طور عمومی‌سقوط می‌کنند‌. در حالی‌که سهام معمولا در وضعیت تورمی ‌یعنی دوره‌ای که بهای کالا‌ها و خدمات به طور عمومی‌ افزایش می‌یابند، برتری دارد; زیرا سهام شاخص دارایی‌هایی است که احتمالا در شرایط افزایش عمومی‌ قیمت‌ها با نرخ بیش‌تری نسبت به بهای سایر کالا‌ها و خدمات رشد می‌کند‌. در این حالت چون قیمت اسمی‌ اوراق قرضه - یعنی بهایی که شرکت انتشاردهندهء این اوراق در سررسید آن متعهد به پرداخت است - ثابت است‌، نمی‌تواند آن‌گونه که سهام شرکت‌ها در این اوضاع و احوال افزایش قیمت پیدا می‌کند‌‌، سودی را از این زاویه به صاحبان خود برساند‌.

● واسطه‌گری مالی

سرمایه‌گذاران می‌توانند به دو طریق متفاوت سهام داشته باشند‌. راه اول مالکیت مستقیم است‌‌ که سرمایه‌گذاران سهام شرکت معینی را به سبد سهام (PORTFOLIO ) شخصی خود می‌افزایند‌. به این ترتیب حساب موجودی خود از سهام (ACCOUNT ) را افزایش داده‌اند‌. نوع دوم‌‌، مالکیت مستقیم و از طریق مشارکت در یک شرکت موسوم به واسطه‌گری مالی است‌. شرکت واسطه‌گری مالی - نهاد سرمایه‌گذاری - از طریق مدیریت سرمایه‌گذاری شرکت که وجوه سهامدار خود را در انواع مختلف سهام شرکت‌های دیگر سرمایه‌گذاری می‌کند تصور می‌شود که روش مطمئن‌تر از سرمایه‌گذاری در یک شرکت معین است یعنی واجد ریسک کم‌تری است‌. متنوع‌سازی سهام و ایجاد سبد سهام‌‌، وسیله‌ای است که سهامدار با احتمال خطر کم‌تری در سرمایه‌گذاری خود مواجه می‌شود، زیرا ریسک (عدم اطمینان) در تعداد زیادی بنگاه اقتصادی و نه در تعداد کمی‌ از آن‌ها پخش می‌شود‌. در این حالت سرمایه‌گذاران‌‌، سهام شرکت واسطه‌گری مالی را به حساب شخصی خود می‌افزایند; در حالی که شرکت واسطه‌‌، خود مستقیما مالک سهام شرکت‌های دیگر است‌.

● دلال‌ها و کارگزاران

سرمایه‌گذاران معمولا جهت خرید و فروش اوراق بهادار از خدمات دلال‌ها و کارگزاران استفاده می‌کنند‌. برخی از این کارگزاران به عنوان کارگزار تمام وقت محسوب می‌شوند. کارگزاران تمام وقت‌‌، انواع گسترده‌ای از خدمات شامل شرایط مشاورهء سرمایه گذاری را برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌کنند‌. برخی دیگر‌‌، کارگزاران درصدی محسوب می‌شوند‌. کارگزاران درصدی تنها به ارایهء خدمات در زمینهء خرید و فروش سهام به سفارش سرمایه‌گذاران می‌پردازند‌. در مورد واسطه‌گری‌های مالی‌‌، سرمایه‌گذاران می‌توانند به طور مستقیم به آنان رجوع کنند‌. از این قرار برای معامله با این گروه‌‌، سرمایه‌گذاران نیازی به خدمات کارگزاران و دلال‌ها ندارند‌. در هر دوی این موارد‌‌، سرمایه‌گذار جهت تصمیم گیری درباره این‌که با کدام یک از واسطه‌گری‌های مالی به معامله سهام بپردازد‌‌، بهتر است که از مشاوره با مشاوران مالی متخصص در بازار سهام‌‌، استقبال کند.

منبع:   روزنامه سرمایه



موضوع مطلب : سهام
موضوعات
RSS Feed
جزوات کنکور کارشناسي ارشد مديريت